هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💥چرا هیچکس این شخص رونمیشناسه...؟؟!!
💥این کلیپ عالیه
💥حتما ببینید👌
ــــــــــــــــــ
🚨پایگاه خبری #مقاومت 💠
@passdar
☝️از پیامهای وارده☝️
نقدونظر #حم
👌 کشتی و کشتیرانی ایرانی
بنده بعنوان افسر سابق کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران، معتقدم ناوگروه مورد اشاره در این کلیپ، قهرمان هستند. زیرا که دارای شجاعت مضاعف بودهاند.
کشتیرانی و دریانوردی یک بحثه و اعتماد به تابآوری کشتی ساخت وطن، بحث دیگریست!
حکایت قویترین کشتیها در هنگامه هجوم امواج کوبنده و بیامان و شبانهروزی دریاها، حکایت چکش و بلکه پتک است و قوطی کبریت! تا آنجا که بدنه فولادی کشتیها گاهی چنان مچاله میشود که ناظر بجز حیرت چیزی برای گفتن ندارد!
دریانوردی دومین شغل سخت دنیا (بعد از فضانوردی) است که پیامبر اعظم(ص) هم فرمودند: کسی که به دریا میرود، گویا که خود را به دامن مرگ میسپارد!
من ۲ بار عرض «اقیانوس آرام» را با کشتیهای اقیانوسپیما طی کردهام و هر بار آنرا بسیار «ناآرام» دیدم!
اقیانوسی که دارای «چشم طوفان»های متعددی است و عبور از معرکه آنها، دلآوری میخواهد!
مناطقی از دریاها هستند (مثل خلیج عمیق بیسکای در شمال اسپانیا و فرانسه و جنوبغربی انگلیس که محل تلاقی آبهای سرد قطب شمال از طریق دریای مانش و آبهای گرم اقیانوس اطلس شمالی است و بنده ۴ بار از آن گذر داشتم) دارای موّاجترین تلاطمات غولپیکر دریایی و لذا مشهور به «قتلگاه کشتیها»!
الغرض؛ نوع کشتی و ساختار آن، جنبه حیاتی دارد و بسیار تعیینکننده است و..
✍سیدمحمدحسینی(منتظر)
۱۴۰۲/۱۰/۲۹
صفحات مجازی حسینی منتظر:
💠
🆔 @chelcheraaqHM
🎲
چلچراغ معارف و احکام
🙏
هدایت شده از حیفه نبینی/یک از هزاران
رهبر انقلاب: امامت جمعه جزو سختترین کارهاست
🔹شاید کمتر کاری به دشواری امامت جمعه باشد. علت هم این است که هم در نماز و خطبه بایستی اخلاص و توجه به حضرت حق و اینها باشد که اگر این معنا نباشد حرف اثر نمیگذارد؛ نماز برکت پیدا نمیکند؛ هم این لازم است، هم توجه به خلق لازم است.
🔹در نمازهای غیر جمعه شاعر میگوید که «پشتم به خلائق است و رویم به خداست» اما در این نماز شما پشتتان به خلایق نیست، رویتان هم به خلایق است. هم رو به خلایق دارید، هم رو به خدا دارید. هم باید رضای الهی را در نظر بگیرید، هم باید نفع مردمی و رضای مردمی را در نظر بگیرید و این خیلی سخت است.
@Farsna
☝️از پیامهای وارده☝️
نقدونظر #حم
👌 سختترین کار دنیا!
زمانی که افسر .P.R.S ناوگان کشتیرانی بودم (و در طی شش سال، انواع دریاها و اقیانوسهای دنیا را در نوردیدم)، در بین دریانوردها شایع بود که؛ سختترین شغل دنیا؛ بعد از فضانوردی، دریانوردی است!
ولیکن وقتی که «امامت جماعت» مسجدی متوسط در تهران را بصورت آزمایشی برای یک ماه انجام دادم، متوجه شدم که «سختترین و حسّاسترین مشغله دنیا، #امامت_جماعت مردم در #مسجد و محله است»!
زیرا با انواع توقعات گوناگون مردم، مواجه شدم که اجابت آنها نیازمند برخورداری از سازمانی عریض و طویلی است که شبانهروز و تماموقت به تمنیات معمولی آنها خالصانه خدمترسانی نماید! که قاعدتاً امکانپذیر نیست ولیکن بسی رنجآور است!
✍ سیدمحمدحسینی(منتظر)
امام جماعت اداره
۲۶ دی ۱۴۰۲
با کلیک روی نوشتههای آبیرنگ،
به صفحات مجازی حسینی منتظر بپیوندید:
💠
🆔 @chelcheraaqHM
🎲
گروه هماندیشی چلچراغ معارف و احکام
🙏
هدایت شده از حیفه نبینی/یک از هزاران
9.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#دکتر_علی_تقوی
این داستان...
ما آدم های معمولی !😎🥤
ببینید جالبه و به ما آدمهای معمولی انگیزه میده ! :) ┄
🍃@moshver12
☝️از پیامهای وارده☝️
سلام
لطفاً با کلیک روی نوشتههای آبیرنگ،
به صفحات مجازی حسینی منتظر بپیوندید:
💠
🆔 @chelcheraaqHM
🎲
گروه هماندیشی چلچراغ معارف و احکام
🙏
بسمه تعالی
قابل توجه اهالی امامزاده
💠
علاءالدین در افق آینده؛
(قسمت۲۵۷):
فراتر از تعارض منافع!!
(بخش ۵۶)
🕸 تارهای عنکبوتی
تنیده بر پارکینگ قاسم(۲۷)
✅ شیوه عملی گفتمان آزاد حم
ضربالمثل؛ «آنکس که حساب، پاک است، از محاسبه چه باک است؟» باوری است که هرگز به بنده اجازه نداده است که اهل سانسور باشم مگر اینکه پای مفسدهای بزرگتر، در میان باشد. فلذا در صفحات مجازی خود، صداقت را بنیاد «وحدت و عدالت»ی میدانم که در هر شرایطی حتیالامکان بدان وفادارم.
به همین دلیل، در فضای مجازی هم در طی ۲۰ سالی که در آن مشغولیتی دارم، عین فضای واقعی، هیچگاه بدنبال آن نبودم که پیامهای یکطرفهای برای مخاطبین خود داشته باشم. چنانکه در طی ۲ سال اخیر هم با اهالی امامزاده علاءالدین، همان رویه را داشتم و بر آن بودم که مخاطبین بنده، همهچیز را بشنوند و ببینند و درک نمایند و آنگاه تصمیم بگیرند یا قضاوت نمایند. زیرا که خواستم «الذین یستمعون القول فیتبعون أحسنه» شکل بگیرد!
تا آنجا که توهینهایی هم که در فضای مجازی علیه بنده نوشته و به من هم منعکس شد، عیناً به اشتراک گذاشتم!
همه پیامهای بنده هم (در عینحالی که صریحاللهجه بودم و بعضی عباراتم رکیکه بودند!) بصورت کدگذاری شده، از همان ابتدای اطلاعرسانی و تحلیلهایم در صفحات مجازی بنده حفظ شدهاند. بر خلاف فضای مجازی منافقینی که از ترس افشای خیانتهای خود در هر فضایی، حتی پیامهای معمولی خود را هم در کمترین زمان ممکن، حذف میکردند تا به زعم خود، آثار جرم خود را از صفحه روزگار محو کرده باشند!!
در مسئله پارکینگ آ.سیدقاسم هم که وقتی خواستم ورود نمایم، هیچوقت یکطرفه به قاضی نرفتم و اتفاقا اولین پیام ذیربط خود را (در پیام شماره ۱۴۲ گنبد فیروزه) به پیامی از جانب نظر مخالف، به اشتراک گذاشتم و آنگاه به بیان نظرات کاملاً مستند خویش پرداختم.
اگر واقعاً ملتزم «حق و عدالت» باشیم، باید در محضر حضرت «بصیر علیم خبیر» چنین مرامی را پیشه خود سازیم.
در همین راستا، لازم میدانم، توضیحات ارسالی یکی از فرزندان مرحوم آ.سیدابراهیم را هم در موضوع کوچه جهنمی، به اشتراک بگذارم تا برای قضاوت مخاطبین پیامهای بنده، چیزی از قلم نیفتاده باشد.
دیدگاه آقازاده مرحوم سیدابراهیم
یکی از فرزندان آنمرحوم بر این باور است که؛ در ماجرای کوچه جهنمی به عللی نه چندان عجیب، آ.سیدقاسم هوشمندانه از بیسوادی پدرشان، سوءاستفاده کرده است!
بنده ابتدائاً عین نوشته سربسته ایشان را در اینجا به اشتراک میگذارم و اگر عمری باقی بود، نقد خود را هم در ادامه آن، خواهم آورد و نیز جواب سؤالاتی را که در متن نامه خود گنجانیدهاند إنشاءالله:
«به نام خدا
با سلام و عرض ادب خدمت آقای حسینی لازم دیدم خدمت شما مطالبی را عرض کنم که انشاءالله مفید واقع شود.
..و اما واقعیت ماجرای «معبر خصوصی و حقیقت قضایا چیست؟!
واقعیت قضیه اینست که؛ قصه بسیار سادهای را خیلی پیچیده کردهاند!
یکی از دغدغه های مرحوم پدر در طول زندگی خود نداشتن راه مناسب برای خانه ای که درآن زندگی می کرد بود. بعد از زلزله سال 81 و تخریب خانه خود و همسایه ها به این فکر افتاد که آرزو و دغدغه خود که داشتن یک راه ماشین رو بود را عملیاتی کند.
بدین منظور اقداماتی را شروع کرد.
1) جلب رضایت آقا زین الدین داودی اجازه بدهد به اندازه چهار متر معبری که یک ماشین براحتی بتواند رفت و آمد کند . بدین جهت حاضر شد زمین معوض چند ین برابر (300متر مربع) در مقابل کمتر از( 30متر مربع) به او زمین بدهد.
2) حدود 40 متر مربع از زمین خانه خود را هم به این امر اختصاص داد. تا این معبر به راه فرعی و نهر آب قدیمی روستا متصل شود. چرا! چون یکی دیگر از دغدغه های پدر داشتن راه ماشین رو به خانه فرزندش سید قاسم بود.
3) بعداز تحقق موارد فوق شروع کرد به احداث خانه جدید (خانه قدیمی بکلی درزلزله آسیب دیده بود قابل بازسازی هم نبود ) خانه جدید در قسمت جنوبی ملک پدری احداث شد بگونه ای که درب ماشین رو را هم به همین معبر باز کرد وهمینطور انشعاب آب و برق خانه را هم ازهمین معبر توسط اداره آب و فاضلاب و اداره برق شهرستان آوج نصب گردید.
4) عملا کار پدر کاملا برخلاف ومتضاد و متناقض با آن هبه نامه هایی که دست سید قاسم هست میباشد . پس برای من قابل قبول نیست چرا؟ چون از طرفی تغییر کاربری کامل جهات خانه ازشمال به جنوب به طوری که الان هم مشهود هست با ادعای سید قاسم که پدر اینجا را به مالکیت من درآورده وخودش وهمسرش وفرزندانش هیچ حقی ندارند !! تا جائی که ادعای سکونت نیمه غصبی مادر در ملک پدری.
5) پدراز سال82 تا (خرداد ) 91 که به رحمت خدا رفت ازهمین کوچه زهرماری رفت و آمد میکرد خیالش هم آسوده و خوشحال که ...
..ادامه دارد.
✍️ سیدمحمدحسینی(منتظر)
۳۰ دی ۱۴۰۲
گروه سادات میدان
🎲
هماندیشی سیدعلاءالدین
🌹
بسمه تعالی
قابل توجه اهالی امامزاده
💠
علاءالدین در افق آینده؛
(قسمت ۲۵۸):
فراتر از تعارض منافع!!
(بخش ۵۷)
🕸 تارهای عنکبوتی
تنیده بر پارکینگ قاسم(۲۸)
ادامه جوابیه آقازاده مرحوم آ.سیدابراهیم
... خیالش هم آسوده و خوشحال که دراواخر عمر خود به آرزوی خود رسیده.
حال سوال من از شما اینه که چرا سید قاسم در این چند سال که پدرازاین کوچه رفت وآمد داشت اعتراض نکرد!؟
پدر! چرا درب خانه را به حیاط من کار گذاشتی؟
چرا پنجره های خانه ات رو به ملک من باز نمودی!
چرا لوله آب خانه ات را از این جا می بری !
چرا !چرا!سیم کنتور برق خودت از فضا ی زمینی که به من بخشیده ای عبور می دهی !
لابد عبور پدر بلا اشکال بوده ولی الآن عبور و مرور مادر پیراشکال شرعی دارد !؟
پس نتیجه می گیریم اینکه:
اولا- ازابتدا اینجا کوچه نبوده منزل مسکونی بوده با هزینه شخص مرحوم سید ابرا هیم موسوی کوچه احداث شده وچندین سال بدون هیچ مشکلی مورد استفاده آن مرحوم و سید قاسم و دیگر فرزندان سید ابراهیم حتی اهالی امامزاده قرار گرفته.
ثانیا- طرح هادی (جمله شما )(و گنجانیدن آن در «طرح هادی» کار غلطی بوده که نیازمند مجوزی از طرف صاحب زمین است و به بهانه آنکه، بعد از خاکبرداری آوارها، مدتی تبدیل به راه عمومی شده بوده )صاحب زمین خود سید ابراهیم بوده که اجازه داده بعد ازتحقق و ایجاد کوچه توسط شخص مرحوم سید ابراهیم موسوی اعمال شده چرا که معبری باز بوده طرح هادی روی آن اجرا گردیده است .چرا که چندین برابرهزینه کرده تا کوچه شود.
ثالثا -عدم توجه و دقت نویسندگان حدود اربعه ملک سید ابراهیم (جمله شما)(بنظرم اولین خطا را مرحوم آ.سیدابراهیم مرتکب میشود که در فرم خوداظهاری محدوده مالکیت خانهاش، عبارت «از غرب! [شرق؟]) گویا شما هم اشتباه نویسنده را متوجه شدین که عبارت شرق را داخل کروشه قرار دادید.
اشتباه کاملا آشکار و خلاف واقع تنظیم شده بعد از سید ابراهیم اثر انگشت گرفته شده حال آنکه ملک سید قاسم البته بعد از راه فرعی و نهر آب قدیمی سمت شرق خانه پدری است .
البته تنظیم هبه نامه به قلم مرحوم سید اسدالله این گونه شکل گرفته که مشهدی زین الدین ابتدا راضی نمی شد زمین در اختیار پدر قراردهد پدر با خواهش و تمنا می گفت اگر به من راه نمی دهی رحم به داماد خودت کن خانه ای ساخته راه درست حسابی ندارد به خاطر او راه بده یا به من و فرزند من راه نمیدی به دختر و نوه هات راه بده پس از کش قوس فراوان رضایت داد با گرفتن زمین 300متری 4متر به سید ابراهیم راه بدهد . وبا این لحن پدر سید قاسم به سید اسدالله دیکته کرد او طبق خواسته سید قاسم این هبه نامه را املاء نمود . غافل از اینکه ممکن است این نوشته یک روزی بر علیه خودش مورد سوء استفاده قرار گیرد .
پس باید به انسان بیسواد حق داد ازاینکه به نوشته انسان های آگاه و با سواد وامین اطمینان دارد با اثر انگشت تایید نماید ( هر چند به غلط ) پس اشتباه را دیگران کرده اند .
استشهاد محلی بعد از فوت پدر درسال 1394 تنظیم شده تا نقشه های شیطانی خودشان را عملیاتی کنند وشروع کردن به انسداد راه مدتی با طناب راه را بستند بعد با یک میله آهنی بعد با جوش دادن ورق آهن بعد نصب درب دوم بعد نصب درب سوم بطور کامل معبر چهرمتری را مسدود نمودند کردند آنکاری که نمی باید می کردند.
بعد ازاین داستان کوچه سید ابراهیم شد کوچه کذایی کوچه جهنمی کوچه زهره ماری داستان همچنان ادامه دارد شاید کسانی عبرت بگیرند از این سرنوشت .
اکنون قضاوت کنیم کی بخاطر یک دستمال قیصریه را به آتش کشیده همه را به ستوه آورده موجب هتک حرمت شده موجب آبروریزی گردیده است.
هیچ یک از فرزندان مرحوم سید ابراهیم موسوی ازاین کوچه نفعی نمی برند جز خود سید قاسم ومادر پیرش و سید علی (اگر سکته نکند) بقیه عطایش را به لقایش بخشیده اند.» (پایان نامه سربسته آقای موسوی)
بنده همان اوائل در جواب خصوصی ایشان نوشتم:
سلام علیکم
ممنون از این اطلاعرسانی جنابعالی
و کاملاً متوجه منظور شما شدم.
چنانکه در پیامهای خود، اشاره کردم، انگیزه بنده از ورود به این پرونده، مقابله با دخالت غیرمجاز اوقاف و سایر فضولهای محلی است وگرنه چندان مایل به دخالت نبودم.
حال که ورود یافتم، میبینم این مسئله خیلی ذو ابعاد است و متاسفانه ناچارم وقت و حوصله قابل توجهی را صرف آن بکنم تا سرانجام بقول معروف نه سیخ بسوزد نه کباب!
بنظرم پیشنیاز حل این مشکل، قبل از هر چیز کنار زدن اغیار از این قضیه است وگرنه نمیشود برادران را به تفاهم خداپسندانه (و در عینحال محکمهپسند!) سوق داد.
عجالتاً به فضولیهای دیگران خواهم پرداخت تا نوبت به دیدار میدانی از محل دعوا و نظریات قابل تأمل شما برسد انشاءالله.
موفق باشید 🙏🌹
در اینجا آ.سیدقاسم را مجاز میدانم جوابی بدهند.
و اما نقدونظر بنده به این جوابیه ...
..ادامه دارد.
✍️ سیدمحمدحسینی(منتظر)
۳۰ دی ۱۴۰۲
سادات میدان
🎲
گروه سیدعلاءالدین
🌹
بسمه تعالی
قابل توجه اهالی امامزاده
💠
علاءالدین در افق آینده؛
(قسمت ۲۵۹):
گاهشمار واکنشهای متقابل
اوقاف و اهالی امامزاده (۲۲)
۲۵) سال ۱۴۰۰-۱۳۹۶
... بنابراین؛ برای مقابله واقعی با آنچه که نانکلی تهدید میکرد (تصاحب ششدانگ روستا!)، نه ممدننگی انگیزهای داشت و نه کاظمرنگی. زیرا که چیز بدردبخوری در ششدانگ امامزاده نداشتند و ندارند که در صورت تصرف نانکلی، از کف بدهند. همچنانکه بنده همدر محدوده ششدانگ امامزاده چیز قابلی ندارم که ارزش اقتصادی برایم داشته باشد. البته قطعه زمینی داشتم که به یکی از عموزادههایم بخشیدم و قطعه دیگری هم که در دامنه کوه قوزی دارم، اهالی آنرا برای خود جهت احداث مخزن آب شرب روستا مورد تصرف قرار دادهاند! بدون هیچگونه قرارداد یا موافقتی با بنده! بنابراین با تصرف ششدانگ روستا توسط نانکلی، آنچه که از دست میدهم همان قطعه زمین محل احداث مخزن آب شرب روستاست و لاغیر! که آنهم هنوز مشاعی است و نه تفکیک شده و نه تقسیم!
بنابراین برای مبارزه با نانکلی و تفالههای مشمئزکننده آن نابکار کمخرد، انگیزه مادی و دنیوی و خصومت شخصی نداشتم و ندارم. ولیکن انگیزه بنده برای مقابله با چنگاندازی نانکلی بر امامزاده، چند مطلب مهمتر بود:
۱) تقاضای اهالی (مراجعه به صورتجلسه مورخه ۱۴۰۰/۱۱/۱۴ در حسینیه ۱۳ آبان)
۲) تقاضای سادات (مراجعه به صورتجلسه مورخه ۱۴۰۱/۱۰/۲۳ در مسجد برجهای سامان تهران) که «گروه هماندیشی سادات میدان» بعد از آن، تشکیل شد که البته مورد مراجعه عموم اهالی هم بود و هست که عمدتاً هم پیامهای کانال گنبد فیروزه در آن به اشتراک گذاشته میشوند برای هماندیشی و ریپلای برای کسانی که بخواهند نظری بدهند و فاقد پیامهای متفرقه است.
۳) دفاع از حیثیت پدری و اجدادی که بنحو شگفتانگیزی بعد از سرقت دفینههای امامزاده از طریق حفاریهای غیرمجاز حرامخوارها، متهم به موقوفهخواری و حرامخواری و افغانی شده بودند!! یعنی اگر اهالی و سادات هم از بنده استدعای ورود به امر مقابله با نانکلی اوقاف را نداشتند، باز هم بنده حق و انگیزه داشتم که مداخله نمایم.
۴) مقابله با ظلم و سوءاستفاده کارگزار متخلف دولتی و رسواسازی تخلفات، جرائم و شانتاژهای وقیحانه او و نوچههای احمقش که مرام دیرینه دینی و سیاسی بنده بوده و هست و خواهد بود إنشآءالله. یعنی اگر سه انگیزه فوقالذکر هم در میان نبود باز هم بنده متأثر از آرمانهای دیانتی و سیاستی خویش، مجاز به مداخله بودم.
۵) دفاع از «حق و عدالت» و بازگشت به وحدت و عدالت بین روستائیانی که مورد نیرنگ و فریب قرار گرفتهاند و روا نبود که نسبت به اهالی وطنم و زادگاهم، بیتفاوت بمانم. یعنی اگر هیچکدام از انگیزههای اربعه مذکور در میان نبود، باز هم بعنوان یک وظیفه انسانیتی، حق و مسئولیت مداخله داشتم. همچنانکه تک تک اهالی بویژه سادات، چنین حقی و مسئولیتی را داشتند و دارند و قاعدتاً هیچکسی مایل نیست که «آقابالاسر» ظالمی را که بویی از حق و عدالت نبرده، تحمل نماید.
۶) همکاری اهالی در تهیه و تقدیم انواع اطلاعات و مدارک ذیربط!
شاید شخصاً مایل بودم با این توجیه که مداخله در امور روستا و پیگیری مسائل آن، موجب لطمه به سایر اهداف خیلی مهمتر و بزرگتر و ملیتری است که در تهران دارم دنبال میکنم، از ورود یا حداقل تداوم دخالتم، طفره بروم و هر پنج انگیزه مذکور را به بهانهای بپیچانم ولیکن «همکاری غیرمنتظره و عملی اهالی در تهیه اطلاعات و مستندات» را به هیچ عنوان نتوانستم نادیده بگیرم. در واقع این مورد، انگیزه مرا استوارتر و مصممتر ساخت! و اگر ادامه نمیدادم، شاید در دنیا و آخرت، شرمنده آنها میشدم!
اینها اهداف کاملاً مشروعی بودند که ایجاب کردند تا بنده دو سال و بلکه بیشتر از اوقات گران خود را صرف پیشبرد آنها نمایم و تا حدود زیادی هم الحمدالله موفقیتآمیز بود.
بنابراین در حقانیت «اصل مبارزه» با نانکلی و نفوذیهای وی، جای هیچگونه شک و تردیدی نبوده و نیست ولیکن وجاهت «نحوه مبارزه»، جای تأمل دارد، زیرا:
اولاً) مایل بودم که در این مبارزه صرفاً اهالی را همراهی بکنم آنهم از طرق کاملاً حقوقی و قانونی با استخدام وکیلی که کلیه اهالی او را پشتیبانی نمایند ولیکن با جوسازی و فرافکنی و تفرقهای که تفالههای نانکلی دامن زدند، متأسفانه این زمینه از بین رفت.
ثانیاً) وقتی که با عملیات روانی (روانیهایی که نرد عشق به نانکلی باخته بودند!)، در اندازه یک جنگ روانی سازمانیافته و از پیش طراحی شده، مواجه شدم (که در ابتدای امر واقعاً برایم غیرمنتظره و عجیب و حیرتانگیز بود!)، ناچار شدم جبهه مهمتری در برابر نانکلیهای درونی روستا بگشایم، آنهم صرفاً در حد روشنگری (جهاد تبیین) در فضای مجازی که صرفاً اقلیتی از اهالی به عضویت آن در آمدند و ...
...ادامه دارد.
✍️سیدمحمدحسینی(منتظر)
۱ بهمن ۱۴۰۲
سادات میدان
🎲
سیدعلاءالدین
🌹
بسمه تعالی
قابل توجه اهالی امامزاده
💠
علاءالدین در افق آینده؛
(قسمت ۲۶۰):
گاهشمار واکنشهای متقابل
اوقاف و اهالی امامزاده (۲۳)
۲۵) سال ۱۴۰۰-۱۳۹۶
... صرفاً اقلیتی از اهالی به عضویت آن در آمدند و باقی ماندند! زیرا صفحات مجازی بنده، مورد تحریم خودفروختگان به نانکلی قرار گرفت و ظاهراً اکثریت اهالی هم از آنها تبعیت کردند حتی برخی از عموزادهها و خالهزادهها و نهایتاً برادر و برادرزادهام هم آنها را ترک کردند! و حال آنکه همگی دارند بصورت غیرمستقیم، کلیه پیامهای تأثیرگذار مرا دنبال میکنند و گویا که به آنها عادت کردهاند! وگرنه لزومی به اینهمه جنجال و هوچیگری و شکایت و... نبود!
ولیکن با همه این احوال به حکم آیه شریفه قرآن؛ «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ» (بقره ۲۴۹)؛ پیروزی با آنانی بود که بر پای حمایت از بنده ایستادند و تسلیم «لومة لائمین» نگشتند.
⁉️ و اما اینکه خنثیسازی جنگ روانی تمامعیاری که بر بنده تحمیل شد، چرا با ادبیات تند و تیزی به پیش رفت؟!
علت آن دقیقاً «مقابله بمثل»ی بود که شریعت هم اجازت فرموده است؛
۱) «... وَ الْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اِعْتَدىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اِعْتَدىٰ عَلَيْكُمْ وَ اِتَّقُوا اَللّٰهَ وَ اِعْلَمُوا أَنَّ اَللّٰهَ مَعَ اَلْمُتَّقِينَ» (بقره/194)
در حرمتشکنیها، قصاص رواست. هر که به ستم بر شما دست دراز کند او را از پای در آورید به قدر ستمی که به شما رسانده است، و از خدا پروا کنید و بدانید که خدا با پرهیزکاران است.
۲) «لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ ۚ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا»
(نسآء/148)
خدا دوست نمیدارد که کسی به گفتار زشت (به عیب خلق) صدا بلند کند و بدگویی بلند و آشکار نماید مگر آن که ظلمی به او رسیده باشد، همانا که خدا شنوا و داناست.
۳) «رَدُّوا الحَجَر مِنْ حیثَ جاء» (نهج البلاغه، قصار 314)
کلام امیرالمؤمنین: سنگ را به همان جایی که دشمن از آنجا پرت کرده، باز گردانید که شر را جز شر پاسخی نیست. (= تندی در مقابل تندی!)
۴) توجه به عرفیاتی از قبیل ضرب المثلهایی از قبیل؛
4/1- «کلوخ انداز را پاداش سنگ است / جواب است ای برادر این نه جنگ است»
4/2- «جواب های، هوی است»
4/3- «مگو ناخوش که پاسخ ناخوش آید / به کوه آواز خوش ده تا خوش آید»
4/4- «به مقدار ظلمی که شد بر شما / همانقدر سازید جنگ و دغا»
4/5- «اگر سوتیان گشت دستی دراز / تقابل نمایید با حضم باز»
۵) استخفاف در مقابل استخفاف
با عنایت به عبارت امام خمینیره در تحریرالوسیله، مشعر به اینکه؛ «... هر تعریضی به آنچه که مخاطب، آن را کراهت دارد ... مانند قول او: «ای حرامزاده» ... که موجب استخفاف به دیگری است و حال آن که طرف، مستحق آن نمیباشد، در آن تعزیر میباشد، نه حد و اگر طرف مستحق آن باشد، موجب چیزی نمیباشد.»
۶) تناسب فرهنگی مخاطبینی که بجز ادبیات مذکور، زبان قابل فهمی از خود نشان ندادند و در برابر هشدارها و کنایات و اشارات بنده، جز تمسخر و توهین و تحقیر و هتاکی و فحاشی علیه بنده و یارانم، زبانی برای گفتگو از خود نشان ندادند!!! چرا؟! برای اینکه پشتشان به امثال نانکلی، گرم بود و هنوزم است!!! نشان به نشان که وقتی نانکلی علیه من شکایت کرد، اینها هم اهالی را تحریک به شکایت نمودند! آنهم رسماً بعنوان اطلاعیه شمارهدار در کانال اطلاعرسانی شورای خائن که توسط علیحیلی به گروه شورا، بازنشر شد!
با اینحال بنده کلیه پیامهای خود را به گونهای به اشتراک گذاشتم که هر کدام دارای نشان و لینکی قابل بازیابی باشند و تدریجاً تبدیل به یک دائرةالمعارفی گردید که باید بعنوان بخش حساسی از تاریخ روستا چاپ و نگهداری گردد!!
و همیشه هم با این تقاضا که دیگران هم نظر خود را اعلام نمایند و هر آنچه هم که هر کسی گفت و نوشت، بی کم و کاست عیناً به اشتراک گذاشتم حتی اگر دارای عبارات وحشیانهای علیه بنده بودند. و حال آنکه در مقابل، خناسهایی هم قرار داشتند که همه پیامهای آنها بیقرار و فرّار بودند و امروز هیچ اثری از آنها باقی نمانده است بجز آنهایی که توسط اهالی بنحوی به بنده منعکس شد و من از آنها اسکرینشات گرفتم و در صفحات مجازی خود هم اکثراً به اشتراک گذاشتم یا به آنها فوروارد کردم تا همه محاطبین بنده در جریان همهجوره گفتمان جاری در جریان باشند.
و اما اینکه منظورم از درشتگویی (در ضمن درستگویی) در پیامهای خود چه بود؟! هدفم تنبیه بود!
تنبیه؛ کلمهای عربی بمعنای «بیدارباش» است ولیکن در فارسی مفهومی از «مجازات» دارد!
بنده در ادبیات خویش، هر دو معنی را اراده میکنم اما با این تفاوت که ...
...ادامه دارد.
✍️سیدمحمدحسینی(منتظر)
۲ بهمن ۱۴۰۲
گروه سادات میدان
🎲
گروه هماندیشی سیدعلاءالدین
🌹
نامه اول به اوقاف مرکز.pdf
388.4K
بسمه تعالی
قابل توجه اهالی امامزاده
💠
علاءالدین در افق آینده؛
(قسمت ۲۶۱):
اولین نامه بنده به رئیس سازمان
نامه اول بنده به ریاست سازمان اوقاف (مهدی خاموشی) در تاریخ 1401/01/15 که متاسفانه هیچگونه جوابی به آن داده نشد!
در زمان تحریر این نامه، اطلاعات بنده از مسائل نانکلی و نفوذیهای وی در روستا و نیز ماجراهای دفینهها و همچنین از تحلیل دقیق صورتجلسات مختلف، مکفی نبود ولیکن کلیات آن، صحیح بود.
متن این نامه را در پیامرسان واتساپ به اشتراک گذاشته بودم ولیکن به توصیه برخی از اهالی که صداقتشان را باور داشتم(!) حذف کردم!
💠
کانال اطلاعرسانی سیدعلاءالدین:
🆔 @SayyedAlaaddin
💠
کانال اطلاعرسانی گنبد فیروزه:
🆔 @GonbadeFirozeh
🎲
گروه هماندیشی سیدعلاءالدین
https://eitaa.com/joinchat/3763470541Cd25cef0ad4
🎲
💠
کانال اطلاعرسانی سیاسی حیفه نبینی:
🆔 @chelcheraaqHM
🎲
گروه هماندیشی چلچراغ معارف و احکام
https://eitaa.com/joinchat/3850895565Cc7624a74fe
💠