براۍمدٮ ِزیادۍازدورتورانگاهکردم -
دیگرنمۍتوانماحساساتمرامخفۍنگهدارم .
زیبایۍاٮمانند ِنور ِخورشیداسٮ ..
تماشاۍ ِتوشدیداًدردناكاسٮوتونگاه
کردںبهدیگراںرابرایمغیرممکںمیسازۍ '
نمۍدانمچگونهبهزندگۍ ِتاریکمراهیافتۍ
وبهآںنوربخشیدۍ ..
نمۍدانمچگونهدلمرادزدیدۍوازآں ِِخودکردۍ ..
وچگونهدلۍکهازسنگبودرانرمکردۍ !
نمۍدانم ؛ مںهیچچیزرانمۍدانم ..
مۍخواستمرازهایمرابهتوبگویم ،
امادیدمتوخودیکۍازآنهاهستۍ ..
آیادیدهاۍکهخورشیدازمیاں ِانگشتاں ِ
کسۍکهدوستشدارۍطلوعکند ؟