گاهی دلتنگ میشد، برای هیچ؛
هیچ های افکار دغدغه مندش؛
هیچ های نگرانی های بی انتهایش ؛
و هیچ های نگاه های پوچ دیگران؛
هیچ چیزی نبود که برای هیچش، هیچ دلش تنگ نشود.
هیچ برای او کلمه ای پر معنا بود. معنایی که "پر بودن هیچ" را فریاد می زد.
-پر های هیچ | Yuro
🍫 #Yuro_chan | @Mah_Text
رفتی؛
منم با خودت بردی.
آخه نامرد، من با این پوسته ی بدون روح چیکار می تونم بکنم؟
🍫 #Yuro_chan | @Mah_Text
و خوشبختی، سایه اش بود.
او را تعقیب می کرد اما
به گرد پاهایش نمی رسید؛
🍫 #Yuro_Chan | @Mah_Text
خسته تر از آنی بود که به مرگ فکر کند . . .
پس در نقش یک مرده، به نفس کشیدن ادامه داد.
🍫 #Yuro_chan | @Mah_Text