019 فقه ۲۱ مهر ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
11.2M
019 خارج فقه ۲۱ مهر ۱۴۰۳
حدیث اخلاقی
عروه الماء المستعمل فی الاستنجاء من البول
جواهر، روایات
020 اصول ۲۲ مهر ۱۴۰۴.mp3
زمان:
حجم:
10.7M
020 خارج اصول ۲۲ مهر ۱۴۰۳
مطلق و مقید
مقدمات حکمت
قدر متیقن در مقام تخاطب
کلام نائینی
020 فقه ۲۲ مهر ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
21.1M
020 خارج فقه ۲۲ مهر ۱۴۰۳
حدیث اخلاقی
عروه الماء المستعمل فی الاستنجاء من البول
جواهر، روایت محمد بن نعمان الاحول
دو خط روضه
پرسش و پاسخ
021 اصول ۲۳ مهر ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
13.5M
021 خارج اصول ۲۴ مهر ۱۴۰۳
مطلق و مقید
مقدمات حکمت
قدر متیقن در مقام تخاطب
کلام مرحوم حائری و خمینی
021 فقه ۲۳ مهر ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
20.9M
021 خارج فقه ۲۴ مهر ۱۴۰۳
حدیث اخلاقی
عروه الماء المستعمل فی الاستنجاء من البول
جواهر، روایات در مساله
پرسش و پاسخ
#خلاصه_خارج_اصول
#مقدمه_دوم از مقدمات حکمت
۲. مقدمهی دوم: انتفاء ما یوجب التعیین (نبود قرینه) (۳ مهر ۱۴۰۳) و (۱۶ مهر ۱۴۰۳)
استاد: این مقدمه در حقیقت دو مرحله است: الف) اولا امکان تقیید باشد (گاهی عقلا به خاطر دور و خلف و ... یا تقیّة که بحثش گذشت) ب) ثانیا مولی قید نزند
آخوند هم این مطلب را قبول دارد زیرا در تقیید امر به قصد قربت (به معنای قصد امتثال امر) آخوند فرمود امکان تقیید نیست تا اطلاق بگیریم.
استاد: این مطلب را قبول داریم ولی تطبیقش را در تعبدی و توصلی قبول نداریم زیرا تبعا لمرحوم بروجردی قائلیم که الأمر یدعو إلی کل ما یفهم منه عرفا سواء کان فی متعلقه أم لا.
۱-۲ مراد از قرینه متصله است یا اعم از متصله و منفصله؟
اختلافی نیست که قرینه اعم از لفظیه و حالیه و نقلیه و عقلیه است.
۱-۱-۲ آخوند و مشهور: قرینهی متصله مراد است که در نتیجهی نبودش، اطلاق در مراد استعمالی شکل میگیرد و اگر فحص از قرینهی منفصله هم نتیجه نداد، اصالة التطابق بین مراد استعمالی و جدی جاری میشود. قرینهی منفصله در مراد جدی تاثیر میگذارد وفاقا لمشهور.
در عام و خاص آخوند فرمود: قرینهی بدیهی کالمتصله است و قرینهی غیر بدیهی کالمنفصله است.
جواد تبریزی و استاد: در مراد استعمالی ( جواب چی گفت) بدیهی بما هو بدیهی مهم نیست بلکه مهم آن است که مخاطبین قرینهی غیر لفظی را میدانستند یعنی "ما یصح ان یتکل علیه المتکلم فی مقام التخاطب" پس کالمتصله است (و در ظهور تاثیر دارد) و الا منفصله است، زیرا ممکن است بدیهی باشد و مخاطب نداند یا بالعکس.
با توجه به این نکته با عوض شدن مخاطب، ظهور هم تغییر میکند مخاطب گاهی اصحاب السر است و گاهی فقیه است و خلاصه عرف خاص است که باید با توجه به ذهن آنها ظهور گیری شود. (مثلا گزارهی خدا وجود دارد علی الاقوی بدیهی است ولی اما برای عموم نظری و نیاز به استدلال دارد)
۲-۱-۲ نائینی (در فوائد و اجود) و منسوب به شیخ انصاری نبود قرینهی متصله و منفصله شرط است که در نتیجهی نبودش اطلاق در مراد جدی شکل میگیرد (البته نائینی منکر تصدیقی اولی و تصدیقی ثانی نیست)
ان قلت (فوائد): اگر نبود متصله و منفصله شرط باشد با وجود احتمال اینکه بعدا قرینه ای متصلا بیاید اصلا هیچ وقت نمیشود اطلاق گرفت، محمد بن مسلم با احتمال قرینه ای در اینده چگونه میتواند اطلاق بگیرد؟ یا ما با احتمال آمدن قرائن در زمان ظهور چگونه اطلاق بگیریم؟
قلت: استصحاب استقبالی میکنیم، الان یقین داریم که قرینهای نیست، شک میکنیم دررآینده قرینه ای میآید یا خیر؟ لا تنقض الیقین بهذا الشک.
و دیگر (اجود التقریرات): مثل شرط متاخر عمل میکنیم، ماه ذی الحجه هنوز نیامده و ما لحاظ میکنیم استطاعت و شرایط دیگر تا زمان ذی الحجه باقی است پس تهیّهی زاد و توشه میکنیم، اینجا هم قرینهی منفصله نیست و لحاظ میکنیم که بعدا هم نمیآید و اطلاق میگیریم.
سید محمد روحانی در منتقی الاصول:
شرط حدوثی داریم که اگر نباشد مشروط حادث نمیشود و شرط بقائی داریم که در بقاء مشروط تاثیر دارد، عدم قرینهی متصله شرط حدوثی اطلاق است و عدم قرینهکی منفصله شرط بقائی اطلاق است و هر زمان بیاید اطلاق از بین میرود پس آمدن قرینهی منفصله مثلا در زمان امام رضا علیه السلام تاثیری در اطلاق گیری محمد بن مسلم ندارد.
۳-۱-۲ مختار استاد: حق با آخوند و مشهور است زیرا معیار قرینیّت اظهریّت است یعنی دو ظهور داریم و یکی منشاء ظهورش اقوی از دیگری است و نائینی هم این را قبول دارد، اظهر و ظاهر زمانی معنی دارد که ما دو ظهور تصدیقی دارریم یکی برای شمول و اطلاق که با پایان جملهی اول شکل گرفته و دیگری ظهور مخصص و قرینهی منفصله که با پایان جملهی دوم شکل گرفته است حال اگر ظهور تصدیقی (مقابل ظهور تعلیقی مفرد) تا آخر پیدا کردن قرینهی منفصله برود دیگر قاعدهی اظهریت و تقدیم اظهر بر ظاهر معنی ندارد زیرا در این صورت هیچ ظهوری (چی گفتی) هنوز شکل نگرفته است.
معیار تفاوت ظهور و مراد جدی عرف عقلا است که میتوانند با پایان جمله به سوال "چی گفت" پاسخ بدهند که این پاسخ همان مراد استعمالی و ظهور است اما به سوال "چی منظورش بود؟" بعد از فحص از قرائن منفصله میتوانند پاسخ دهند.
پاسخهای استاد به مرحوم نائینی: اشکال اول به آخوند و مشهور وارد نیست زیرا اگر فحص صورت گرفت و قرینهی متصله بعدا بیاید در مراد جدی تاثیر خود را میگذارد ولی باز هم در مراد استعمالی اطلاق پا بر جاست ولی بر مبنای نائینی اشکال وارد است که با آمدن قرینهی منفصله کشف میشود از ابتدا اطلاقی نبوده و مثلا محمو بن مسلم نباید اطلاق میگرفت.
نقد استصحاب استقبالی: فارغ از اینکه محمد بن مسلم و اصحاب استصحاب استقبالی را قبول دارند یا خیر، ولی خود ما قبول داریم، ولی استصحاب اصل عملی است صرفا تعذیر و تنجیز است و واقع نمایی ندارد لذا ملازماتش بار نمیشود وگرنه مثبت میشود، استصحاب استقبالی می گوید تو در این که قرینه بر خلاف نداری، معذوری اما آیا این را هم می گوید که ظهور منعقد شده است؟ این لازمه عرفی است و لذا این استصحاب، مثبت است.
نقد راهکار شرط متاخر: شرط متاخر برای جایی است که عملی رخ داده است و راهکار دیگری بدای توجیه به غیر از شرط متاخر نداریم مثل حج و غسل استحاضهی کثیره نه همه جا که بخواهیم ظهور روایات را تاویل ببریم.
نقد راهکار شرط حروثی و بقائی: مجرد احتمال است و دلیل ندارد، به قول خود آقای روحانی حرف قشنگی است ولی برهانی آن را پشتیبانی نمیکند.
اشکال دیگر استاد: اینکه میگویید با آمدن قرینهی منفصله اطلاق کان لم یکن است (چون یکی از نقدمات خکمت نبود قرینهی متصل و منفصل است)، این را رویّهی عقلا و رویّهی فقهاء پشتیبانی نمیکند زیرا عقلا و فقها وقتی مطلق را دیدند و بعدش قرینهی منفصله پیدا کردند در موارد آن حیث که قرینه آمده را جدا میکنند و در بقیهی موارد همان حیث به اطلاق تمسک میکنند.
نمونه بارزش لا تعاد است که همه فقهاء به اطلاق آن تمسک می کنند اگر چه مقدار تمسک آنها کم و زیاد دارد. در لا تعاد، پنج مخصص متصل ذکر شده است (طهور – وقت – رکوع – قبله – سجود). سپس مخصص منفصل می آید و تکبیرة الإحرام و قیام متصل به رکوع را اضافه می کند. فقها در غیر از این هفت مورد به اطلاق لاتعاد تمسک میکنند نه اینکه با آمدن مخصص منفصل کلا اطلاق لا تعاد را کنار بگذارند.
البته ما معتقدیم که یه جاهایی هم حرف نائینی درست است و آن در جایی که مقام بیان را با أصل به دست آورده باشند نه با إحراز. به هر حال کلیت ادعای ایشان اشکال دارد.
۴-۱-۲ نظر مرحوم حائری در متصله و منفصله بودن قرینه: (۱۷ ، ۱۷ مهر ۱۴۰۳)
"اشکال و دفع ... وقتی مقید منفصل بیاید دیگر اطلاق وکلا باطل است؛ بيانه اما على طريقة المشهور (اطلاق لحاظی) فهو ان من جملة المقدمات عندهم كون المتكلم في مقام البيان، و بعد ظهور المقيد منفصلا يعلم انه لم يكن بصدده، و اما على ما ذكرنا (اطلاق ذاتی) فلانه بعد ما علم بصدور القيد المنفصل ينكشف احد الامرين: اما تبعية ارادته المتعلقة بالطبيعة (از مقید ارادهی مطلق شده)، و اما اخذ الطبيعة مرآة و معرفا للمقيد (از مطلق ارادهی مقیّد شده) . . . و اما الثانی (یعنی دفع) فهو ان الاطلاق سواء على طريقة القوم (یعنی اطلاق لحاظی) أم على طريقنا (اطلاق ذاتی) انما يلاحظ بالنسبة الى المراد الاستعمالى ... (درر الفوائد ۱ : ۲۳۵).
استاد: کانّ مستشکل میگوید عدم اطلاق در صورت بودن قرینهی منفصل بر مبنای مشهور است اما بر مبنای قبول اطلاق ذاتی که مقام بیان مهم نیست، اشکال وارد نیست زیرا اشکال به ارادهی متکلم برمیگردد و برای اطلاق ذاتی ارادهی متکلم (که از مطلق ارادهی مقید کرده یا بالعکس) موضوعیت ندارد.
اقای حائری میگوید اطلاق در مراد استعمالی است که با یک اصل عقلائی تطابق میکند با مراد جدی و مقید منفصل جلوی این اصل عقلایی و تطابق را در نوارد مقیّد میگیرد ولی در دیگر موارد اصل عقلایی میآید و اطلاق جاری است.
مختار استاد: در صورتی که مقام بیان احراز شود (از راه راوی یا متن یا تفریع) مانند لا تعاد (مثال اطلاق کلامی) یا صحیحه حماد (مثال اطلاق مقامی)، اگر قرینه منفصله بیاید، حرفِ شمای حائری درست است و تأثیری در مقام بیان ندارد و نهایتا برخی از افراد یا حالات را از مراد جدی خارج می کند.
اما اگر مقام بیان با أصالة البیان به دست آمده باشد، وقتی قرینه منفصله می آید دیگر نمی توان به اطلاق تمسک کرد. چرا که أصالة البیان، آیه و روایت نیست بلکه با سیره عقلاء به دست آمده و سیره، قطع نیست که حجیت ذاتی داشته باشد بلکه نیاز به احراز عدم ردع (طبق مختار ما) یا احراز امضاء (طبق مشهور) دارد. در إجراء أصالة البیان، چقدر احراز عدم ردع کرده ایم؟ ما مواردی در قدماء داریم که وقتی قرینه منفصلة می دیدند، می گفتند اطلاق نیست بلکه توهم الإطلاق است و با وجود این موارد دیگر نمی توانیم احراز کنیم که أصالة البیان پس از قرینه منفصله بر خلاف هم وجود دارد.
لذا قائلین به اطلاق لحاظی، باید در قرینه منفصلة فرق بگذارند بین جایی که مقام بیان را احراز کرده اند با جایی که مقام بیان را از اصل به دست آورده اند.
۱۸ ، ۱۸ مهر ۱۴۰۳
۵-۱-۲ مرحوم امام: نبود قرینه هم رتبهی مقام بیان نیست، مثلا وقتی میدانیم راوی و مخاطب حضرت زراره است قبل از اینکه متن روایت را بخوانید میدانیم که حضرت در مقام بیان و اعطاء ضابطه است (مقتضی اطلاق موجود شده) قرینهی متصله (مانع تصدیقی اولی) و منفصله (مانع تصدیقی ثانی) که در ادامه میآید در مقام مانع است و متاخّر.
لذا اگر قرینه یا عدم قرینه احراز نشد میتوان به اطلاق تمسک کرد ولی اگر نتوانید احراز مقام بیان (مقتضی اطلاق) کنید و شک کنید (مثل جایی که از جهتی محرز و از جهت دیگر مشکوک است و اصالت البیان هم نمی آید) دیگر مقتصی هم نیست و نمیتوان در جایی که شک در وجود قرینه داریم به اطلاق تمسک کرد چون اطلاق مقتضی ندارد. (مناهج الوصول، ۲ : ۳۲۶)
نکته: مقام بیان اگر از طریق راوی احراز شود، سریع تر از احراز آن از طریق متن است و احراز از طریق متن، سریع تر از تفریع است. اما در هر سه حالت، مقام بیان متأخر از قرینه متصله و منفصله نیست چون متن و تفریع هم در همان مقام است.
۶-۱-۲ خارج اصول آقای شهیدی ۳ اسفند ۱۴۰۱
اطلاق یک دالّ و ظهور سکوتی است یعنی ظهور و شمولی است که از سکوت نسبت به قید بدست میآید. برای انتساب این ظهور حال به متکلم، در حدوث نیاز به احراز عدم وجود قرینهی منفصله نداریم بلکه در بقاء این انتساب نیاز به احراز عدم قرینهی منفصله داریم (همان کلام سید محمد روحانی) البته چون داب شارع بر تدریجیّت بیان مطالب است نمیتوانیم قبل از فحص از قرائن به این اطلاق عمل کنیم، که این عمل نکردن فرق دارد با قول نائینی که اصلا اطلاقی نیست. یعنی ارتکاز عقلاء اینگونه است که بعد ا فحص عمل میکنند به کلام مولا ولی این به آن معنی نیست که کلام مطلق نیست. البته با وجود تقطیعات اینجا علم اجمالی به وجوددقرینهی متصله هم داریم که بعد از فحص ظهور حجت میشود.
استاد: کلام آقای شهیدی صحیح است ولی باید فرق گذاشت بین جایی که احراز مقام بیان کرده ایم (مثل لاتعاد) و جایی که مقام بیان را با اصل به دست آورده ایم گه به خاطر اینکه دلیل حجّیتش ضیق است جایی که قرینه بر خلافش بیاید را شامل نمیشود و کشف میکنیم که اصلا از اول اطلاقی نبوده.
نقد آقای شهیدی به آیت الله شبیری: متن آقای شهیدی: "آقای زنجانی معتقد است چون مقام بیان را نمی توان از یک دلیل به دست آورد، در نتیجه از تک دلیل نمی توان اطلاق گرفت. اطلاق همواره برای مجموع ادله است و لذا عملا اطلاق مقامی و کلامی تک دلیل، مجرد فرض است"
سپس ایشان نقد می کند که در اطلاق کلامی، این گونه نیست که مقام بیان را نتوانیم از تک دلیل بفهمیم خیلی وقت ها تفریع امام مانند الیقین لا یدخله الشک صم للرؤیة و أفطر للرؤیة (اگر امام نمی خواست ضابطه بدهد، چرا آن جمله اول الیقین لا یدخله الشک را در جواب سؤال قاسانی بیان کرد؟ این که صم للرؤیة و أفطر للرؤیة متفرع بر الیقین لا یدخله الشک می شود نشان می دهد که در مقام بیان ضابطه بوده است.) مقام بیان را به دست می آوریم.
مثلا زرارة که محل مراجعهی اصحاب است در صحیحه اولی از خواب سؤال می کند و در صحیحه ثانیه از خون دماغ سؤال می کند. امام، به بهانه این حرف، لا تنقض الیقین بالشک را بیان می کند. اینجا هم ما برای رسیدن به مقام بیان، نیازی به دیدن مجموع ادله نداریم زیرا راوی فقیه است.
در صحیحهی حماد هم اطلاق مقامی تک دلیل را شاهدیم، همین جمله که امام میفرماید "نگاه کن من چگونه نماز میکنم" نشان میدهد در مقام اعطاءضابطه است (البته این را میرساند که هر چه نیاورد در نماز واجب نیست نه اینکه هر چه در نماز آورد واجب است).
علاوه بر این مواردی که ذکر شد که میشود در تک دلیل اطلاق گرفت، جاهایی تک دلیل است اما اصالت البیان جاری میشود.
سپس آقای شهیدی نتیجه می گیرد که ظهور، یک امر عقلائی است و عقلاء اگر از طریق گوینده یا متن یا تفریعات متوجه بشوند که گوینده در مقام إعطاء ضابطه بوده، اگر در خودِ خطاب قیدی را نبینند، اطلاق می گیرند.
022 اصول ۲۵ مهر ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
13.6M
022 خارج اصول ۲۵ مهر ۱۴۰۳
مطلق و مقید
مقدمات حکمت
قدر متیقن در مقام تخاطب
کلام آقای سیستانی و مختار استاد و نقد آقای شهیدی به ایشان
022 فقه ۲۵ مهر ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
9.2M
022 خارج فقه ۲۵ مهر ۱۴۰۳
حدیث اخلاقی
عروه الماء المستعمل فی الاستنجاء من البول
جواهر، روایات در مساله
دو خط روضه