042 اصول ۲۹ آبات ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
12.9M
042 خارج اصول ۲۹ آبان ۱۴۰۳
مطلق و مقید
تنبیهات
مختار استاد، کلام شهید صدر و نقد استاد شهیدی به آن
کانال تلخیص خارج استاد حسینی نسب
@HOSEYNINASAB
042 فقه ۲۹ آبان ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
12.5M
042 خارج فقه ۲۹ آبان ۱۴۰۳
عروه، شرایط ماء الاستنجا
مساله ۷ و ۸ ماء المستعمل
کانال تلخیص خارج استاد حسینی نسب
@HOSEYNINASAB
043 اصول ۳۰ آبان ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
12M
043 خارج اصول ۳۰ آبان ۱۴۰۳
مطلق و مقید
تنبیهات
مختار استاد، کلام شهید صدر و کلام استاد شهیدی و مبنای نائینی
کانال خلاصهی دروس خارج استاد حسینی نسب
@HOSEYNINASAB
043 فقه ۳۰ آبان ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
9.7M
043 خارج فقه ۲۹ آبان ۱۴۰۳
عروه، شرایط ماء الاستنجاء
مساله ۸ و ۹ و ۱۰ ماء المستعمل
کانال خلاصهی دروس خارج استاد حسینی نسب
@HOSEYNINASAB
روضه ۳۰ آبان ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
2.6M
دو خط روضه ۲۹ آبان ۱۴۰۳
آقای نکونام
کانال خلاصهی دروس خارج استاد حسینی نسب
@HOSEYNINASAB
044 اصول ۳ آذر ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
11.8M
044 خارج اصول ۳ آذر ۱۴۰۳
مطلق و مقید
تنبیهات، تنبیه سوم، اصاله البیان
کلام استاد شهیدی و نقد آن و مختار استاد
کانال خلاصهی دروس خارج استاد حسینی نسب
@HOSEYNINASAB
044 فقه ۳ آذر ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
12M
044 خارج فقه ۳ آذر ۱۴۰۳
عروه، ماء الغساله
مساله ۱۱ ماء المستعمل
کانال خلاصهی دروس خارج استاد حسینی نسب
@HOSEYNINASAB
045 اصول ۴ آذر ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
14.7M
045 خارج اصول ۴ آذر ۱۴۰۳
مطلق و مقید
تنبیهات، تفاوت اطلاق کلامی و مقامی
کانال خلاصهی دروس خارج استاد حسینی نسب
@HOSEYNINASAB
045 فقه ۴ آذر ۱۴۰۳.mp3
زمان:
حجم:
12.3M
045 خارج فقه ۴ آذر ۱۴۰۳
عروه، ماء الغساله
مساله ۱۲ ماء المستعمل
کانال خلاصهی دروس خارج استاد حسینی نسب
@HOSEYNINASAB
۱-۸ تقابل بین مطلق و مقید چیست؟
استاد: در اطلاق ذاتی تقابل سلب و ایجاب هست به نسبت الی فهم مخاطب (مخاطب یا اطلاق میفهمد یا خیر) ولی در اطلاق لحاظی، تقابل ملکه و عدم هست بالنسبة الی لحاظ مولا (اثباتا مولا یا اطلاق را لحاظ کرده و بیان کرده یا فرموده لحاظ نکردم یا هیچ بیانی نکرده و نمیدانیم لحاظ کرده یا خیر)، چون ما هر دو را پذیرفتیم برایمان ثمرهای ندارد بعضی موارد لا ثالث لهما است و برخی لهما ثالث میشود، دیگر بحث معنی ندارد.
اما کسانی که فقط یکی را پذیرفتند برایشان فرق میکند که لحاظی را ملکه و عدم یا تضاد بدانند چه میشود یا سلب و ایجاب بدانند چه میشود؟
۲-۸ تعارض عام و مطلق
۱-۲-۸ شهید صدر:
در موارد مشترک مطلقا عام مقدم میشود بر مطلق زیرا عام باوضع دلالت میکند و مطلق به مقدمات حکمت است که اضعف است، مثلا «لاتکرم الفاسق» شامل افرادی (فاسق جاهل) میشود که عام شامل آنها نمیشود و «اکرم کل عالم» هم شامل افرادی میشود (عالم عادل) که اطلاق شامل آنها نمیشود ولی هر دو در مواردی (عالم فاسق) مشترکاند (تعارض اطلاق شمولي و آخر بدلي بالعموم من وجه، فان كان أحد الدليلين دالاّ على الاطلاق بالوضع و الأداة، و الآخر بقرينة الحكمة، قدّم ما كان بالوضع سواء اتصل بالاطلاق الآخر أو انفصل عنه... ، حلقة ثالثة ۲ : ۵۵۱)
استاد: مبنای شهید صدر اصالة التطابق بین الثبوت و الاثبات بود (که این مبنا را آقا ضیاء به عنوان احتمال ذکر کرده است، نهایة الافکار ۲ : ۴۷۰) یعنی هر ظهور و سیره ای که وجود دارد پشتش ارتکازی است که آن ارتکاز میشود مقام ثبوت، اصل نیز تطابق مقام ثبوت و اثبات است.
وقتی ظهوری را دیدیم باید دید چه ارتکازی پشت آن ظهور هست، مثلا پشتوانهای که در وجوب نفسی است اهمیتی است که عقلاء در خود فعل دیدهاند ولی ارتکاز و پشتوانهای که در وجوب غیری است اهمیتی است که عقلاء در غیر دیدهاند نه در خود فعل، لذا ارتکاز پشت وجوب نفسی اقوی است و مقدم میشود.
شهید صدر باید ارتکاز پشت عمومات را نگاه کند و پشتوانهی ارتکاز اطلاقات را هم بسنجد بعد تقدیم و تاخیر کند عام بالوضع و مطلق بالمقدمات حکمت را، البته شهید صدر در خارج خود «قدّم بالوضع مطلقا» را به عنوان قد یقال ذکر میکند (تقریرات عبد الساتر ۷ ۵۰۹ ، تقریرات آقای شاهرودی ۳ : ۴۲۱) یعنی قبول ندارد شاید در حلقات که کتاب آموزشی است بر مبنای قوم صحبت کرده البته مبنای نائینی است نه با این استدلال. البته شهید صدر بین أصالة البیان و احراز مقام بیان، تفاوتی نمی گذارند و نبود قرینه را خصوص قرینه متصله می داند (چگونه ثبوت را باید کشف کنیم؟ آقای احمدی شاهرودی می گفتند ثبوت کلا دست ما نیست. ما قائلیم که باید تفصیل بین امضائیات و تأسیسیات بدهیم. در امضائیات اگر شارع منع کرده بود، کشف می کنیم که ارتکاز عقلاء را نپذیرفته است مثلا در شروط متعاقدین شارع شرط بلوغ آورده اما عقلاء چنین شرطی را نداشتند پس معلوم می شود ارتکاز عقلاء در متعاقدین غیر از ارتکاز مورد قبول شارع بوده است. اما اگر امضائی باشد و شارع ردع نکرده باشد، ثبوت را می توانیم از عقلاء بگیریم و بر همان اساس اثبات را هم تحلیل کنیم. ثبوت، شبیه اقتضاء یعنی مرحله قبل از انشاء است پس ثبوت، قبل از اثبات قرار دارد اما مراد جدی، در مرحله آخر و بعد اثبات است. پس مراد جدی با ثبوت لزوما یکی نمی شود. اگر حکمِ واقعی باشد و شما هم ثبوت را درست پیدا کرده باشید، مراد جدی با مصلحت یکی می شود اما اگر حکم ظاهری باشد، اصلا ثبوت را به دست نمی آورید)
۲-۲-۸ مختار استاد:
مبنای ما اظهر ظاهر است و باید رفت سراغ مناشیء ظهور، ما فقط در جایی که ادات عموم «کل و جمیع و اکتع و اخواتش» باشند و عام افرادی باشد (نه احوالی) و مقام بیان را هم احراز کرده باشیم نه اینکه با اصالة البیان بدست آورده باشیم، در این صورت «قدّم العام مطلقا» و الّا خیر؛ زیرا اداتی مثل «کل» در اطلاق افرادی (اگر احوالی باشد مقدم نمیشود) تنجیزی است ولی در غیر «کل و اخواتش» تعلیقی (معلق و منوط به تمامیت مقدمات حکمت در مدخول ادات است) است و نتیجهی ظهور تابع اخس مقدمات است پس غیر «کل» مساوی و هم زور میشود با اطلاق و باید رجوع کرد به باب تعارض نه اینکه «قدّم ما بالوضع مطلقا».
نکتهی دوم: در مقدمهی اول آخوند هم فرمود و ما هم قبول کردیم که اولا نبود قرینهی متصل شرط اس و ثانیا اگر مقام بیان احراز شود اینجا با عام تعارض میکند و عام (غیر کلّ) مقدّم نمیشود ولی اگر مقام بیان با اصالت البیان بدست آمده بود وقتی عام منفصل بیاید کشف میشود که اجرای اصالة البیان اشتباه بوده تفاوت از در دومی اگر عامّ منفصلی بیاید کشف میشود که از ابتدا اطلاقی نبوده پس تعارضی نیست.
مثال واقعی: حدیث «لاتعاد» میگوید تشهد و قرائت چه عن عذر باشد چه نباشد چه زیاد شود چه کم شود، اعاده نمیخواهد مطلقا.
از طرفی عموماتی داریم مثل «من زاد فی الفریضة فعلیه الاعادة» و ادلهی خاصهای دربارهی تشهد داریم، که میگویند خلل عمدی در قرائت و تشهد باعث اعادهی صلات میباشد.
رابطهی بین این دو ادله، عموم و خصوص من وجه است که مادهی اشتراک شان قرائت و تشهد عن عذر است.
مقام بیان در «لاتعاد» محرز است و معلق بر چیزی نیست تا عمومات ادلهی اجزاء و شرایط بیاید معلّق علیه شود. ادلهی اشتراط قرائت عام غیر کل هست پس در مدخولش مقدمات حکمت میخواهد که احراز مقام بیان نمیشود و اصالة البیان جاری میشود با وجود ما یصلح للقرینیّة (مطلق منفصل: لاتعاد) مقام بیان ادلهی اجراء و شرائط شکل نمیگیرد و «لاتعاد» در مادهی اشتراک مقدم میشود