eitaa logo
دروس خارج استاد حسینی نسب
461 دنبال‌کننده
13 عکس
11 ویدیو
140 فایل
ادمین @Afzaliii میدان معلم، مدرسه‌ی امام کاظم علیه السلام، مسجد مدرسه ساعت ۱۰ الی ۱۲
مشاهده در ایتا
دانلود
مثال واقعی: حدیث «لاتعاد» می‌گوید تشهد و قرائت چه عن عذر باشد چه نباشد چه زیاد شود چه کم شود، اعاده نمی‌خواهد مطلقا. از طرفی عموماتی داریم مثل «من زاد فی الفریضة فعلیه الاعادة» و ادله‌ی خاصه‌ای درباره‌ی تشهد داریم، که می‌گویند خلل عمدی در قرائت و تشهد باعث اعاده‌ی صلات می‌باشد. رابطه‌ی بین این دو ادله، عموم و خصوص من وجه است که ماده‌ی اشتراک شان قرائت و تشهد عن عذر است. مقام بیان در «لاتعاد» محرز است و معلق بر چیزی نیست تا عمومات ادله‌ی اجزاء و شرایط بیاید معلّق علیه شود. ادله‌ی اشتراط قرائت عام غیر کل هست پس در مدخولش مقدمات حکمت می‌خواهد که احراز مقام بیان نمی‌شود و اصالة البیان جاری می‌شود با وجود ما یصلح للقرینیّة (مطلق منفصل: لاتعاد) مقام بیان ادله‌ی اجراء و شرائط شکل نمی‌گیرد و «لاتعاد» در ماده‌ی اشتراک مقدم می‌شود
صور ششگانه‌ی تعارض عام و مطلق در مورد اجتماع
۳-۲-۸ میرزای نائینی که اجرای مقدمات حکمت را در مدخول الفاظ عام مطلقا شرط نمی‌داند همه جا عام را مقدم می‌کند و اینجا نیز ادله‌ی اجزاء و شرائط را مقدم می‌کند. ۴-۲-۸ استاد شهیدی: پس از بیان مطلب حلقه‌ی ثالثه‌ی شهید صدر (قُدِّم ما کان بالوضع مطلقا) می فرمایند: به نظر ما کلام ایشان در حلقه ثالثه صحیح است و ظهور حال متکلم این نیست که اگر مرادش «لاتکرم الجاهل الفاسق» است حتما آن را باید به نحو مقید بیان کند، بلکه می‌تواند قید را به لسان «اکرم کل عالم» بیان کند، و هیچ محذوری ندارد، لذا عام مانع از انعقاد مقدمات حکمت در مطلق متصل به آن است. البته وجود «لاتکرم الفاسق» نیز مانع از انعقاد ظهور تصدیقی خطاب عام در عموم است و لذا نسبت به عالم فاسق این خطاب مجمل است (۱۲ بهمن ۱۴۰۱). استاد: عبارتی که مقرر از ایشان آورده است صدر و ذیلش تناقض دارد و مبهم است. تتمة: تعارض عام و مطلق در خطاب متصل: شهید صدر در حلقه ثالثه، تقدیم بالوضع بر بالإطلاق را هم در متصله و هم در منفصله فرمودند. تمام بحث هایی که ما تا به حال گفتیم بر اساس منفصل بود مثالمان هم منفصل بود. اما در متصل مانند: أکرِم کلَّ عالمٍ و لا تُکرِمِ الجاهِلِ الفاسق، چطور؟ آیا اینجا قُدِّم ما کان بالوضع را بپذیریم؟ خیر، باز هم نمی پذیریم کما این که آقای شهیدی هم نپذیرفتنه اند. ظهور، با پایان جمله منعقد می شود. در طرف مطلق خصوص قرینه‌ی متصله را مانع می دانیستم. پس این عامی که در کنار مطلق به صورت متصل آمده، اجازه نمی دهد ظهور در اطلاق منعقد بشود. از طرف دیگر وجود این مطلق مشکوک در کنار عام، یصلح للقرینیة است و ظهور عام به تصدیقی اولی نمی کشد. کأنّ عام یک مدلول تصوری برای شمول دارد اما چون در همان جمله مطلق نیز آمده، برای عام هم ظهور به تصدیقی اولی نمی کشد. پس عام، مانع از انعقاد ظهور در مطلق می شود از طرف دیگر مطلق هم چون متصل است اجازه نمی دهد ظهور بالوضع در مدلول تصوری، به تصدیقی اولی بکشد. بنابراین در چنین موردی، خطاب مجمل می شود کما این که آقای شهیدی هم ذیل کلام خود این گونه فرمودند: البته وجود «لاتکرم الفاسق» نیز مانع از انعقاد ظهور تصدیقی خطاب عام در عموم است و لذا نسبت به عالم فاسق این خطاب مجمل است. ۳-۸ اصالة البیان ۱-۳-۸ مرحوم آخوند مرحوم نائینی و امام هم قبول کردند که اصالة البیان از آن حیثیتی که احراز شد در مقام بیان هست جاری می‌شود دون حیثیت دیگری که مقام بیان مشکوک بود مگر اینکه ملازمه‌ی عرفیه یا شرعیه بین دو حیث برقرار باشد که اطلاق تطفلی نائینی می‌آمد. به عبارت دیگر اگر در آیه یا روایتی شک کردیم که در مقام اصل تشریع مثلا صلات است (مقام اهمال و اجمال نسبت به شرائط و اجزاء) یا در مقام بیان تمام مرادش (مراد استعمالی: تمام اجزاء و شرائطش از حیثی) است، اینجا اصالة البیان می‌آید نه این از حیثی معلوم و از حیث دیگر مشکوک است مثلا در «کلوا مما امسکن» از حیث میتة نبودن ذبیحة در مقام بیان است (برای أکل نیازی به ذبح نداریم چه سگ شکاری از محل ذبح امساک کرده باشد چه از محل دیگر، چه در جهت قبله بوده یا خیر، فری اوداج اربعه صورت گرفته یا خیر) و از حیث شرایط طهارت و نجاست معلوم نیست که اصالة البیان جاری نمی‌شود در حیث دوم. ۲-۳-۸ مرحوم خویی مرحوم خویی همین حرف را در لقب (چیزی که معتمد بر چیز دیگری نباشد) هم میزند (آخوند در لقب نگفته بود) که یک توسعه‌ای داده است، البته بگونه‌ای استدلال کرده است که کسی با مفهوم لقب به او اشکال نکند. ایشان مثال می‌زنند به « أصالة البیان را به صورت وسیع تر پذیرفته اند. ایشان فرموده اند حتی در جایی که بحث احراز و اصل نیست بلکه در منطوق روایت قیدی آمده که مخاطب حکم را مختص به آن می فهمیده، دیگر نمی توان أصالة البیان جاری کرد و حکم را در ظرف دیگری برد. مثلا در روایت داریم: إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: فِي‏ الدَّمِ‏ يَكُونُ‏ فِي‏ الثَّوْبِ‏ إِنْ كَانَ أَقَلَّ مِنْ قَدْرِ الدِّرْهَم‏ فَلَا يُعِيدُ الصَّلَاةَ وَ إِنْ كَانَ أَكْثَرَ مِنْ قَدْرِ الدِّرْهَمِ وَ كَانَ رَآهُ فَلَمْ يَغْسِلْهُ حَتَّى صَلَّى فَلْيُعِدْ صَلَاتَهُ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ رَآهُ حَتَّى صَلَّى فَلَا يُعِيدُ الصَّلَاةَ. (الإستبصار فيما اختلف من الأخبار، ۱ : ۱۷۵). توضیح: اگر قیدیّت در «فی الدم الذی اقل من الدرهم» ثابت شود هیچکس اطلاق نمیگیرند و تضییق می‌دانند ولی اینجا احتمال ظرف بودن می‌رود، و از حیث مقدار دم می‌شود اطلاق (ضابطه‌ی این مقدار را می‌دهد) گرفت ولی از حیث دیگر نمی‌شود اطلاق گرفت (مثلا ظابطه‌ی اینکه دم ماکول اللحم باشد یا خیر در مقام بیان نیست) به عبارت دیگر با لفظ «فی الدم الذی اقل من الدرهم» احراز مقام بیان می‌شود در این ظرف و لقب ولی در غیر از این حیث و غیر از این ظرف و لقب (سایر نجاسات و سایر اوصاف)، احراز مقام بیان نمی‌شود و نیاز به قرینه و دلیل دارد
یعنی مقدمات حکمت در سایر جهات تمام نیست، ایشان نمی‌گوید که چون حکم جواز صلات مخصوص «فی الدم الذی اقل من الدرهم» هست پس در غیر دم، صلات جائز نیست تا اینکه کسی اشکال کند که لقب اجماعا مفهوم ندارد. (محاضرات في أصول الفقه (طبع دار الهادى)، ۵ : ۱۸۶) ۳-۳-۸ استاد شهیدی: اگر از جهتی مقام بیان محرز بود، از سایر جهات نیز می‌شود اطلاق گرفت مگر اینکه قرینه‌ی بر خلاف اطلاق بیاید، به چه دلیلی اطلاق نگیریم؟! در «کلوا مما امسکن» فقهاء که از حیثیت دوم اطلاق نگرفته اند به خاطر این نبوده ک مقام بیان از جهتی معلوم و از جهت دیگر مشکوک بوده پس اصالة البیان نمی‌آید، بلکه چون ماده‌ی «کلوا» در حیوانات ارشاد به تزکیه است و «لاتأکلوا» در حیوانات ارشاد به میتة نشدن است لذا آیه مستقیما حکم میته نشدن شکار سگان شکاری را می‌گوید نه اینکه از این جهت مقام بیان است. در روایت اسماعیل جعفی (فی الدم الذی اقل من الدرهم) هم چون ادله‌ی مانعیّت ارشادی هستند ظهور مستقیم دارند به عدم مانعیت «الدم الذی اقل من الدرهم» نه اینکه چون از جهت دم در مقام بیان بوده و از جهات دیگر نبوده، لذا اصالة البیان حیثی نیست و تا «ما یصلح للقرینیّة» نیاید اطلاق می‌آید. (خارج اصول استاد شهیدی ۱۲ اسفند ۱۴۰۳) ۴-۳-۸ مختار استاد: همان حرف آخوند و آقای خویی صحیح است و اشکال آقای شهیدی وارد نیست زیرا دلیل اصالة البیان آیه و روایت نبود، سیره‌ی عقلاء بود و سیره‌ی عقلاء بیشتر از آن چیزی که آخوند و مرحوم خویی گفت را ثابت نمی‌کند و بیش از آن حجّتی نداریم یعنی دلیل از ابتدا ضیق است، اینگونه نبوده که یک دلیل و مقتضی وسیع آمده باشد و رفتار فقها مانع از جریان آن سیره در برخی از جاها شده باشد و دیگر این سیره، قاعده‌ی عقلانی و ریاضی نیست که با دو تا مثال نقض، باطل شود، این قدری که ما میگوییم را همه می‌گویند و اضیق مبانی است و بیشتر از آن اصل بر عدم حجیتش است، لذا کسی که ادعای توسعه می‌کند باید دلیل بیاورد که در جاهایی که مقام بیان از جهتی محرز بوده و از جهتی دیگر مشکوک بوده باز هم فقهاء و عقلاء اطلاق می‌گرفتند (ر.ک نهایة الاصول مرحوم بروجردی، ۳۸۴ و محاضرات آقای خویی)
046 خارج اصول ۵ آذر ۱۴۰۳ مطلق و مقید تنبیهات، تفاوت اطلاق مقامی و عدم الدلیل دلیل العدم کانال خلاصه‌ی دروس خارج استاد حسینی نسب @HOSEYNINASAB
046 فقه ۵ آذر ۱۴۰۳.mp3
زمان: حجم: 14.4M
046 خارج فقه ۵ آذر ۱۴۰۳ عروه، کتاب الطهاره مساله ۱۳ ماء المستعمل کانال خلاصه‌ی دروس خارج استاد حسینی نسب @HOSEYNINASAB
047 اصول ۶ آذر ۱۴۰۳.mp3
زمان: حجم: 14M
047 خارج اصول ۶ آذر ۱۴۰۳ مطلق و مقید مثال‌های اطلاق مقامی تک دلیل و مجموعی کانال خلاصه‌ی دروس خارج استاد حسینی نسب @HOSEYNINASAB
ج ۴۷ - خارج فقه. ۲۶ نوامبر،‏ ۱۰.۴۵​_1.m4a
حجم: 35.2M
047 خارج فقه ۶ آذر ۱۴۰۳ عروه، کتاب الطهاره مساله ۱۴ ماء المستعمل به همراه پرسش و پاسخ
048 اصول ۷ آذر ۱۴۰۳.mp3
زمان: حجم: 14.9M
047 خارج اصول ۷ آذر ۱۴۰۳ تنبيهات مطلق و مقید گستره‌ی اطلاق مقامی کلام آقای علیدوست کانال خلاصه‌ی دروس خارج استاد حسینی نسب @HOSEYNINASAB
048 فقه ۷ آذر ۱۴۰۳.mp3
زمان: حجم: 13.9M
048 خارج فقه ۷ آذر ۱۴۰۳ عروه، کتاب الطهاره مساله ۱۵ ماء المستعمل دو خط روضه به همراه پرسش و پاسخ
049 اصول ۱۷ آذر ۱۴۰۳.mp3
زمان: حجم: 12.7M
049 خارج اصول ۱۸ آذر ۱۴۰۳ تنبيهات مطلق و مقید تمسک به اطلافات و عمومات در مسائل مستحدثه کانال خلاصه‌ی دروس خارج استاد حسینی نسب @HOSEYNINASAB
049 فقه ۱۸ آذر ۱۴۰۳.mp3
زمان: حجم: 16.1M
049 خارج فقه ۱۸ آذر ۱۴۰۳ عروه، کتاب الطهاره الماء المشکوک نجاسته کانال خلاصه‌ی دروس خارج استاد حسینی نسب @HOSEYNINASAB