هرکی میخواد فور بزنه اول میاد پیوی اجازه میگیره بعد فورتون کلا ۱ ساعت میمونه
پارت ۱۷
کاظم : دخترا اومدن
دلارا : بله آقا
دینا : سلام پدر
کاظم : شما میخواین منو روانی کنید و موهای یکتا رو گرفتم و میکشیدم و میزدمش به طور مرگ بار
دینا : بابا ولش کن بابا
کاظم : اومدم و داشتم دینا رو خفه میکردم تا جای مرگ و بهش گفتم چطور گذاشتی خواهرت شوهرت رو ب.ب.و.س.ه هااا و ولش کردم بهش گفتم اگه ببینم چیزی به صالحی ها گفتید خودتون میدونید دینا برو پیش شوهرت اماا یکتا اینجا میمونه و برای خاستگاری آماده میشه
یکتا : چی
کاظم : ازدواج میکنی با یه مرده که ۲ بچه ۱۴ ساله داره و میری روستامون همین که گفتم
دلارا : یکتا آروم باش چیزی نمیشه
یکتا نه نه من نمیتونمم
دین دین
کاظم : دلارا برو درو باز کن اول ببین کیه بعد
دلارا : چشم من الان میام
کاظم : کیه
دلارا : حامی هستش
کاظم : قبل اینکه در باز کنی به دینا بگو لباس بپوشه بره و به یکتا بگو از اتاق بیرون نیاد
دلارا : چشم آقا
حامی : سلام دلارا خانوم
دلارا : مرسی پسرم ... بیا تو
حامی : نه من اومدم دنبال دینا
دلارا : الان میگم دینا
دینا : بله مامان
حامی : بیا بریم
دینا : بدون جواب رفتم
حامی : باشه بای. ... دینا صبر کن من میبرمت
دینا : بلند داد زدم نمیخوام
حامی : وا برو خوب
دینا : تاکسی اه یک ساعته وایسادم چرا تاکسی نمیاد
حامی : هنوز وقت هست ببرمت
دینا : اوفف باشههه
حامی : بریم پس
ادامه دارد..... ❤️✨
تا پارت بعد