eitaa logo
<نفور> فرار از عشق
117 دنبال‌کننده
13 عکس
11 ویدیو
0 فایل
به نام نامی دوست که هرچی داریم از اوست ❤ نویسنده رمان :سوفیا رمان فرار از عشق : درحال پارت گذاری🤍 آیدی : @Hamim05 کپی ممنوع 💋 شروع بی پایانمون : ۱۴۰۵`۳`۱۸
مشاهده در ایتا
دانلود
اسم چنل نفور همون لحظه چنل😊
کوری میگه نفور؟
هرکی میخواد فور بزنه اول میاد پیوی اجازه میگیره بعد فورتون کلا ۱ ساعت میمونه
درحال پارت گذاری ....... ❤️✨
پارت ۱۷ کاظم : دخترا اومدن دلارا : بله آقا دینا : سلام پدر کاظم : شما میخواین منو روانی کنید و موهای یکتا رو گرفتم و میکشیدم و میزدمش به طور مرگ بار دینا : بابا ولش کن بابا کاظم : اومدم و داشتم دینا رو خفه میکردم تا جای مرگ و بهش گفتم چطور گذاشتی خواهرت شوهرت رو ب.ب.و.س.ه هااا و ولش کردم بهش گفتم اگه ببینم چیزی به صالحی ها گفتید خودتون میدونید دینا برو پیش شوهرت اماا یکتا اینجا میمونه و برای خاستگاری آماده میشه یکتا : چی کاظم : ازدواج میکنی با یه مرده که ۲ بچه ۱۴ ساله داره و میری روستامون همین که گفتم دلارا : یکتا آروم باش چیزی نمیشه یکتا نه نه من نمیتونمم دین دین کاظم : دلارا برو درو باز کن اول ببین کیه بعد دلارا : چشم من الان میام کاظم : کیه دلارا : حامی هستش کاظم : قبل اینکه در باز کنی به دینا بگو لباس بپوشه بره و به یکتا بگو از اتاق بیرون نیاد دلارا : چشم آقا حامی : سلام دلارا خانوم دلارا : مرسی پسرم ... بیا تو حامی : نه من اومدم دنبال دینا دلارا : الان میگم دینا دینا : بله مامان حامی : بیا بریم دینا : بدون جواب رفتم حامی : باشه بای. ... دینا صبر کن من میبرمت دینا : بلند داد زدم نمیخوام حامی : وا برو خوب دینا : تاکسی اه یک ساعته وایسادم چرا تاکسی نمیاد حامی : هنوز وقت هست ببرمت دینا : اوفف باشههه حامی : بریم پس ادامه دارد..... ❤️✨ تا پارت بعد
وای دست کاظم بشکنه آمینن 🗿👌👌