4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
『 𝐆𝐚𝐥𝐥𝐞𝐫𝐲 𝐇𝐚𝐚𝐦𝐢𝐦 』
اســتـــوریجـدیـدآرش✨🫂 ᕼαshtαɠ🍶↝#استوری .⋆Ꭰ᥆ᥰ't C᥆py ¦ Juѕt Բ᥆r𝗐ᥲrძ𝇁𝇃☁️ ࡎداﻳﺵ آࢪامش مݩ اسٹ🤍˖
حامیم استوری آرش رو اد زده✨.
هدایت شده از 𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 🥀
𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 🥀
#Part:۹
صدای داد هاشونو میشنیدم ولی پایین نمیرفتم یکدفعه صدای روشن شدن ماشین به گوشم رسید،گفتم حتما رفته.رفتم پایین وای...نه پدرام به حامی چ.قو زده بود یکدفعه دستام شروع به لرزیدن کرد نشستم کنارش
حامی...حامیتروخدا بیدار شو...جون کمند بیدار شو😭
همه دورمون جمع شده بودن داد زدم:چرا فقط نگا میکنید؟زنگ بزنین آمبولانسسس😭
یکی زنگ زد آمبولانس ۱۰ دقیقه بعد آمبولانس رسید حامی رو با برانکارد حامی رو بردن بالا منم همراهشون رفتم توی آمبولانس.رسیدیم بیمارستان حامی رو آوردن پایین همراهشون رفتم
حامی..حامی جونم تروخدا بیدار شوو😭
از یه جا به بعد نزاشتن همراهش بیام
بعد چند دقیقه دکتر بیرون اومد با سرعت
دویدم سمت دکتر
دکتر..حال حامی خوبه؟
تروخدا بگین که حالش خوبهههه😭
دکتر عینکش رو درآورد بهم گفت:متاسفم خون زیادی ازشون رفته و رفتن توی کما.
همون لحظه دنیا روی سرم خراب شد تقصیر من بود..اگه من بهش زنگ نمیزدم الان پیشم بود. باران بهم زنگ زد.
+الوو دختر کجایی؟
بغضم ترکید
_بی..بیمارستان😭
+چرا؟چیشده؟
حامی اون پدرام بی.ش.رف چاقوش زد😭
+پدرام؟دوباره سرکلش پیدا شد؟
_آره😭
+گریه نکن..الان میایم سمتت
_با..باشه
همون لحظه سرکلهی پدرام پیدا شد اومد پیشم نشست هنوز متوجهی اومدنش نشده بودم که دستمو گرفت،سرمو بلند کرد دیدم که پدرامه دستمو با شدت از دستش جدا کردم بهش گفتم:اینجا چه ق.لطی میکنی؟
خیلی خونسردانه نگاهم کرد گفت:
عصبانیتتم جذابه
خونم جوش اومد داد زدم: خفه شوووو
همین الان گمشو بیرون خیلی رو داری حامی منو چ.قو زدی چطور میتونی توی چشمای من نگاه کنی؟
نگاهم کردو گفت: عصبانی نشو..ولی اینو بدون تو اول آخرش مال منی!
خونم به جوش اومد دستمو بلند کردم زدمتو صورتش
دوباره داد زدم: همین الان میری بیرون کث.افت آش.غال
نگاهم کرد و بدون یک کلمه حرف رفت بیرون
NO COPYING 🚫
Written by Ala ♡