★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:25
Fasl:1
ساعت ۱۲ شد
حامی رفت دنبال اوین
اوین از کافه اومد بیرون
سوار ماشین حامی شد
اوین:سلام
حامی:سلام
اوین:خوبی
حامی:وقتی کنار توم بهترم میشم
اوین:حامی
حامی:جونم
اوین: میبری خونمون
حامی:باشه حالا چرا
اوین:مهمون داریم
حامی:باشه پرنسس ساعت ۵ میام دنبالت
اوین رسید خونه
[خونه فرشته و رضا ]
اوین در رو باز کرد
اوین:سلام
فرشته:سلام مامان خسته نباشید
اوین:مرسی
اریانا:به عروس خانم
اوین:مزه نریز
اریانا:چشم
اوین:من برم لباس بپوشم الان خاله اینا میاند
اوین رفت تو اتاقش
گوشیشو زد به شارژ
لباس هاشو عوض کرد
موهاشو شونه کرد و بست
میکاپ هم کرد
کم کم همه چیز آماده بود
زنگ در زده شد
دینگ دینگ
اریانا در رو باز کرد
خاله اوین و اریانا اومدند تو
بعد از سلام و احوالپرسی
سفره ناهار پهن شد
همه مشغول غذا خوردن شدن
گذر زمانی
ساعت ۴ و نیم
اوین برای کنسرت آماده شد
حامی اومد دنبالش
اوین از خونه اومد بیرون و سوار ماشین شد
بعد از سلام و احوالپرسی و کمی حرف با حامی به سالن رسیدن