eitaa logo
{نیمـہ اے از قلبم✨}
48 دنبال‌کننده
18 عکس
1 ویدیو
0 فایل
«بـہ نام چشم هاے زیبایش» رمانے پر از احساس هایے خآص❤️ | رمان نیمـہ اے از قلبم | °ـ؋ـصل اول° با شخصیت هایے خاص✨ بـہ قلم:مهلا
مشاهده در ایتا
دانلود
شب بخیر ✨
سلامم صبحتون بخیر ❤️
پارت نمیدین؟ 🥺🫀
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:25 Fasl:1 ساعت ۱۲ شد حامی رفت دنبال اوین اوین از کافه اومد بیرون سوار ماشین حامی شد اوین:سلام حامی:سلام اوین:خوبی حامی:وقتی کنار توم بهترم میشم اوین:حامی حامی:جونم اوین: میبری خونمون حامی:باشه حالا چرا اوین:مهمون داریم حامی:باشه پرنسس ساعت ۵ میام دنبالت اوین رسید خونه [خونه فرشته‌ و رضا ] اوین در رو باز کرد اوین:سلام فرشته:سلام مامان خسته نباشید اوین:مرسی اریانا:به عروس خانم اوین:مزه نریز اریانا:چشم اوین:من برم لباس بپوشم الان خاله اینا میاند اوین رفت تو اتاقش گوشیشو زد به شارژ لباس هاشو عوض کرد موهاشو شونه کرد و بست میکاپ هم کرد کم کم همه چیز آماده بود زنگ در زده شد دینگ دینگ اریانا در رو باز کرد خاله اوین و اریانا اومدند تو بعد از سلام و احوالپرسی سفره ناهار پهن شد همه مشغول غذا خوردن شدن گذر زمانی ساعت ۴ و نیم اوین برای کنسرت آماده شد حامی اومد دنبالش اوین از خونه اومد بیرون و سوار ماشین شد بعد از سلام و احوالپرسی و کمی حرف با حامی به سالن رسیدن
پیام ناشناس✨ ... عالی بعدی ❤️✨ آوین:چشم مهلا:
پیام ناشناس✨ ... بعدیییب ❤️✨ آوین:چشم مهلا:
پیام ناشناس✨ ... بعدیییب ❤️✨ آوین:باش مهلا:
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:26 Fasl:1 توی پارکینگ سالن پاشین پارک شد در ها باز شد هردو بیرون آمدند و به سمت استودیو حرکت کردن هنوز سالن جا داشت که پر بشه نور ها خیلی قشنگ و به ترتیب اوین تو دلش میگفت چه سلیقه ای بعد از چند دقیقه شماره معکوس 10 9 8 7 6 5 4 3 2 1 0 حامی با آی ستاره وارد شد قدم قدم پا به پات همه شهر رو قدم زدم و..... بعد از پایان اهنگ حامی:سلاممم طرفدارا:سلامم حامی:چطورین طرفدارا:عالی حامی:به کنسرت خودتون خوش اومدین بعد از صحبت با طرفدارها حامی رفت سراغ اهنگ یکیو دارم.....ازقصد....قلب‌منی.....نیمه ی گمشده من وقتی اهنگ نیمه ی گمشده من رو خوند با دست هاش اشاره به اوین می‌کرد اهنگ به پایان رسید حامی:خب یه خبر میخوام بهتون بدم یکی از طرفدار ها:چه خبری حامی:اینکه شما اول به احترام نامزد من یه دست و جیغ بزنید سالن پر از شوق شد اوین بلند شد حامی از استیج پایین اومد و به اوین دست داد و بغلش کرد یه بغلی که توش احساس امنیت بودو با صدای جیغ و دست زدن تکمیل میشد طرفدار:به به چه خانومه حامی:نوچ گفتم دیگه مال خودمه ها طرفدار:بابا بنازم اسمش چیه حامی:اگه بزارید حرفمو بزنم بهتون میگم...ایشون خانم که چی ملکه اوین هستن که دزد خوبی هست چون قلبمو به همین راحتی دزدید 😂🗿