پیام ناشناس ✨
...
بنده به اطلاع شما میرسانم کههه: 😍😍عالیییی😍😍بازم بده😊
❤️✨
آوین:قربونت عزیزم 💕
مهلا: ممنون..چشم🤍🎀
پیام ناشناس✨
...
بزار یه راهنمایی بهت کنم: یکی از فعال ترین ادهاتم😊
❤️✨
آوین:نازگل تویی ؟
مهلا: عام نازگلی؟
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:6
Fasl:1
حامی:اذیت میشید
اوین:نه
حامی:هرجور راحتید
اوین:فعلا
حامی:خداحافظ
مکالمه به پایان رسید
حامی استرس و ذوقش تو هم قاطی شده بود
سوار ماشین شد و راه افتاد
بعد از نیم ساعت که حامیم تو ترافیک سنگین تهران گیر کرده بود
پی ام اومد واسش
+سلام آقای صالحی اوین هستم رسیدم پارک
_سلام منم تو ترافیک گیر کردم نزدیکم
اوین پی ام حامی رو خوند
یکم با گوشیش ور رفت
حامی رسید ، ماشین رو پارک کرد و خودش رو تو آینه ی ماشین دید
همه چیز مرتب بود
از ماشین پیاده شد در رو بست
وارد پارک شد اوین رو دید که داره به طرفش میاد
با ترس و وحشت و دویدن
حامی با تعجب:سلام چیشده
اوین با رنگ پریدگی:لطفا ..لطفا
حامی:چیشده
اوین:اون پسرا دنبالم گزاشتن
حامی:غلط کردن کجان
اوین:وای اونان
حامی:برو پشتم قایم شو
اوینپشت حامی پناه گرفت زیرا این پناه در آینده همیشگی است
دوتا پسر:آقا شما اون خانم و ندیدید
حامی:شما چیکارش
اوین گریه میکرد نه از ناراحتی از ترس
یکی از پسرا:قراره زن من بشه
اوین:چرا الکی میگی
حامی:من نامزدشم
یکی از پسرا:دروغ نگو
حامی:برو دیکه دور و برش نبینمتون ها
پسرا رفتن
اوین:ببخشید که بهتون چسبیدم
حامی:شماهم ببخشید که گفتم نامزد من هستید
حامی:بیاید بریم پای ماشین بهتون آب بدم
آوین:مرسی
پای ماشین
حامی: بفرمایید
آوین:مرسی
حامی:خب بریم روی نیمکت ها بشینیم
پیام ناشناس ✨
...
اینقدر عالییی بود که استرسی شدم😂
❤️✨
آوین:به به 😂🤣
مهلا:😂✨