eitaa logo
فور؟جبرانیᴇsʜɢʜ ʙɪ ʜᴀᴅ ᴏ ᴍᴀʀᴢ🕯️🤎.
192 دنبال‌کننده
594 عکس
76 ویدیو
32 فایل
"عشق بی حد و مرز"🧸🤎 قصه‌ای است عمیق و پر فراز و نشیب، که در آن، دلدادگی و شور و اشتیاق، مرزهای عقل و منطق و حتی تاب‌آوری جسم و جان را پشت سر می‌گذارد. به قلم؛ᖴᗩTI 🍪 🎻آیدیم؛ @FATI023z #تابع_قوانین_ایتا 📝𝟬𝟵𝟳 عضو جمعیت نویسندگان📖
مشاهده در ایتا
دانلود
مامان لیلا. . .✨️😌 43 ساله. . .✨️😌 مادر حامی و جانا صالحی و همسر بابا حمید✨️😌 عشق بی حد و مرز✨️😌
بریم پارت ¹ رو بدیم....✨️😌
شب شد و ماهم رفت🙂💔
✨️ࡃ‌ࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ‌ ၄‌ ܩܝ‌ܝ۬‌✨️ 𝐏𝐚𝐫𝐭. . .¹ +امروز مامان حامیم منو دعوت کرده بود خونشون البته من اصلا دوست نداشتم برم جایی ولی خب مجبور بودم برم... فاطمه:آهای هانی بیا اینجا +تو بیشتر از من ذوق داری بچه؟ فاطمه:ارهههه😂✨️وایی چقد بی روحی یذره به خودت برس ناسلامتی قراره بری پیش حامیم😌 +ترو خدا بس کن فاطمه:نگاه کن هانی میخوام بهت بگم فقط امشب رو از افسردگی دربیا نه اینکه بگم یه لبخند فیک بزن ها نه تروخدا فقط بخاطر من +باش🙂 فاطمه:میزنم تو دهنت با این لبخند ز..شتت هااا +باش بابا😒🙄😀 فاطمه:عا باریکلا،میگم هانی +جون فاطمه:چی میپوشی؟ +این خوبه فاطمه:لباس مشکی؟ +پس چی؟ فاطمه:بیا لین لباس رو بپوش +سفید؟مگه عروسیه؟ فاطمه:پ.ن عزاداریه؟ +اوفف باش، میگم این لباس رو بپوشم؟ فاطمه:ارههه +ببینم نکنه تو باهام نمیایی؟ فاطمه:نه میخوایی بیام؟ +من بدون تو نمیتونم تورو جون جدت بیا فاطمه:پوففف نه +عه فاطی نکو دیگه فاطمه:باش اول بزار تورو آماده کنیم فکر میکنم +باش؛ نشستم روی صندلیم و بچه ی میکاپ ارتیستم منو درست کرد چند ساعت بعد،ساعت 17:00 فاطمه:به به ماه بودی ماه تر شدی +واییی چقدر هنرمند بودی تو فاطمه:مگه نمیدونستی؟ +اعتماد به نفسو بنازوم😂✨️ فاطمه:همینی که هست🦦😌 +وایی دیر نشه فاطمه:او او نگرانی دیر بشه؟ تا یکم پیش‌ به کیف.ت...م نبود چیشد؟ +الان فرق داره خب فاطمه:باش +توهم باید بیایی این لباسو بپوش فاطمه:باش +باریکلا فاطی خودم فاطمه:میگم هانی +جون دلم فاطمه:اگه غش کردم کاری کن آبروم نره +باش😂؛ لباسامرو پوشیدم و من رفتم نشستم روی مبل تا فاطی آماده شه فاطمه:خب من حاضرم😌🎀 {رمان. . .🌚} {به قلم. . .𝗙𝗔𝗧𝗜✍️} {کپی❌️🍂}