فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝛦𝛅հ૭հ𝛣𝛊𝛨𝛼𝛛𝛐𐌼𝛼ર𝛇.
ناشناسچنلمون. کویر؟!؟نه در شأن شوما نی. فوشگذاشتم. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=li
پارت طولانی بدههههه
.
اینم پیام حساب نمیشه ایش😔🤓
پارتا آماده ست
نمیدونم طولانیه یا نه.
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝛦𝛅հ૭հ𝛣𝛊𝛨𝛼𝛛𝛐𐌼𝛼ર𝛇.
ناشناسچنلمون. کویر؟!؟نه در شأن شوما نی. فوشگذاشتم. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=li
واححح واحححح پارتتتت رو بخورمممم
.
داداش🚶🏿♀️
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝛦𝛅հ૭հ𝛣𝛊𝛨𝛼𝛛𝛐𐌼𝛼ર𝛇.
ناشناسچنلمون. کویر؟!؟نه در شأن شوما نی. فوشگذاشتم. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=li
میخوام بهت یه عالمه انرژی بدم
خیلی خوبی و ماهی و گلی و...
چنلتم مثل خودت خوبه و ماهه و گله و...
رمانتم همینطور
.
🛐💖.،
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝛦𝛅հ૭հ𝛣𝛊𝛨𝛼𝛛𝛐𐌼𝛼ર𝛇.
ناشناسچنلمون. کویر؟!؟نه در شأن شوما نی. فوشگذاشتم. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=li
میخوام چنل رمان بزنم چیکار کنم از کجا شرو گنم راستیی رمانت عالیهه بهتر همه رماناستت
.
نه داداش همچین حرفی نزن.
میخوایی چنل رمان بزنی باید از اول شروع کنی دیگه صبر اگه داری چنل بزن اگه حوصله ات میکشه یا لف ها سر و کله بزنی امیدوارم موفق شی.
هروقت چنل زدی تو ناشناس لینك بده بیاییم و حمایتت کنیم🤓🛐💖
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝛦𝛅հ૭հ𝛣𝛊𝛨𝛼𝛛𝛐𐌼𝛼ર𝛇.
میخوام چنل رمان بزنم چیکار کنم از کجا شرو گنم راستیی رمانت عالیهه بهتر همه رماناستت . نه داداش همچی
ببین سعی کن اولش حداقل ۴۰ تا پارت بنویسی
حس رو توی رمانت خوب بیان کن
بنر و اسم و پروف رو آماده کن
بعدش چنل بزن
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝛦𝛅հ૭հ𝛣𝛊𝛨𝛼𝛛𝛐𐌼𝛼ર𝛇.
ࡃࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬🖤🐈⬛ "𝐏𝐚𝐫𝐭. . .⁴⁰ خورشید،فاطمه:باش هرجور مایلی یك ساعت بعد... +سوار
ࡃ̈̇ࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬🖤🐈⬛
"𝐏𝐚𝐫𝐭. . .⁴¹
+سرم خورد به یه لبه و بیهوش شدم
چند ساعت بعد...
ᎻᎪᎪᎷᏆᎷ؛
چند ساعت بود داشتم پست سر هم به هانیه زنگ میزدم ولی جواب نمیداد سریع از جام بلند شدم و با جانا رفتیم خونه هانیه پیاده شدیم و رفتیم زنگ در رو زدم که دختر خاله هانیه در رو باز کرد
خورشید:عهوا سلام
-سلام میگم هانیه خونه اس؟
خورشید:نه هانیه به ما گفت میاد پیش شما
-یعنی چی؟
خورشید:چه میدونم
-میتونیم بیاییم داخل؟
خورشید:آره
فاطمه:از اتاق اومدم بیرون که با دیدن حامی درجا سکته رو زدم؛
س..سلام
-سلام
فاطمه:عهوا هانی کو؟
-من فکر کردم پیش شماست
فاطمه:وامگه نگفت میاد پیش تو؟یعنی شما؟
-دارمنگران میشم صبح به غیر از این چیزی بهتون نگفت؟،
فاطمه:ن...وایییییی
-چیشد؟
فاطمه:نگرانی صبحش بخاطر چی بود؟،
-نگرانی صبحش؟چیزینگفت بهتون
فاطمه:نَ
خورشید:فاطی....
فاطمه:هوم
خورشید:امیر...
فاطمه:رفتم سریع گوشیم رو برداشتم و امیر رو از بلاکی درآوردم و بهش زنگ زدم
امیر:گوشیم رو درآوردم اسم فاطمه رو دیدم جواب دادم
فاطمه:الو
امیر:سلام عشقم
فاطمه:عشقم بخورهتو سرتتتت بگو با هانیه چیکار کردییی؟؟
امیر:آروم باش کاری باهاش ندارم ك
(با خنده)
فاطمه:آخه مر.تیکه
امیر:فاطمه بیشتر از حدت پیش نرو(جدی و عصبی)
فاطمه:بهت گفتم هانیه کجاستتت؟چیکارش کردی مر..تیکههه؟
امیر:به آدرسی که برات میفرستم بیا اما..تنها
فاطمه:با.ش
امیر:منتظرتم😏
فاطمه:سریع رفتم توی اتاق و لباسام رو پوشیدم
-کجا داری میری؟
فاطمه:نگاه کنید الان بحث جون هانیه وسطه مننمیتونم دست رو دست بزارم امیر آدم خطرناکیه میتونه هرکاری کنه من تنهایی میرم پیشش لطفا کسی باهام نیاد
-آخه نمیشه.که
فاطمه:بهشون توجه نکردم و از خونه رفتم بیرون و رسیدم به لوکیشن پیاده شدم سریع سریع رفتم سمت امیر؛
هانی کجاستتتتت؟،
امیر:آروم باش
فاطمه:با توام
امیر:هانی حالش خوب نیست بدم نیست
فاطمه:سریع بگو هانی کجاست
امیر:همینجوری خشک و خالی؟
فاطمه:منظور؟
امیر:فاطمه خانوم انگاری منو نشناختی
فاطمه:چی میخوای؟
امیر:باید..
{رمان. . .🌚}
{به قلم | 𝗙𝗔𝗧𝗜✍️}
{اصکی❌️🐘}
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝛦𝛅հ૭հ𝛣𝛊𝛨𝛼𝛛𝛐𐌼𝛼ર𝛇.
ࡃ̈̇ࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬🖤🐈⬛ "𝐏𝐚𝐫𝐭. . .⁴¹ +سرم خورد به یه لبه و بیهوش شدم چند ساعت بعد... ᎻᎪ
یا ابلفضل
باید چییی
فاطی ترو خدااا
جون جدتتتت یدونه دیگه فقطططژ
خواهشششش😭
فور؟ کمبده لفندعععع. 𓍼֪࣪ 𝛦𝛅հ૭հ𝛣𝛊𝛨𝛼𝛛𝛐𐌼𝛼ર𝛇.
ࡃ̈̇ࡄࡐ߳ ࡅߺ߲ܢߺ࡙ ܟߺࡅ ၄ ܩܝܝ۬🖤🐈⬛ "𝐏𝐚𝐫𝐭. . .⁴¹ +سرم خورد به یه لبه و بیهوش شدم چند ساعت بعد... ᎻᎪ
امیررررررررررررر (نصب سوپر من برای نجات هانیه و فاطی) خخخخخ آخه مرد حسابییییییییی البته ک خب دیگ عاشق فاطی شده عادیه 💆🏻♀️✨️