eitaa logo
ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
381 دنبال‌کننده
202 عکس
70 ویدیو
1 فایل
رمآن حکمـ مرگ🩸 به قلمـ الی🔗 آغآز رمآن : ۱۴۰۵.۲.۳۰ رمآنی از جنس عشق و مآفیآ♟️ مالک: @Faty_021_12
مشاهده در ایتا
دانلود
چجوری اینجوری میشه به منم یاد بده
من با اینکه کلاس دارم ولی سعی میکنم زنگ تفریح براتون پارت تایپ کنم بدم😂 ساعت ۱۲ هم ناشناس یادتون نره!
۷٠شیم پروف جدید و تیزر رمانو رونمایی میکنیم
🖤…「𝒅𝒂𝒓 𝒂𝒈𝒉𝒐𝒔𝒉 𝒆𝒔𝒉𝒈𝒉」…🤍 🤍…𝒑𝒂𝒓𝒕:54…🖤 [فردا صبح] [شرکت،دفتر گندم] گندم:نمیخواستم به حامی چیزی بگم میترسیدم براش اتفاقی بیوفته ولی...ولی یاد اونروزی افتادم که به هم قول دادیم هیچ چیزیو از هم مخفی نکنیم.. من باید بهش بگم!! [دفتر حامی] حامی:همون پرونده هارو برام بیار منشی:چشم حامی:ممنون گندم:سلام حامی:سلام خوش اومدی بیا داخل گندم:میشه یه چیزی بهت بگم؟ حامی:حتما گندم:تنها!! حامی:خانم منشی لطفا بفرمایین بیرون منشی:بله چشم😑 گندم:حامی دیشب یه نفر بهم زنگ زد تهدیدم کرد گف مدارک شرکت و پروژه جدیدو براش بفرستم وگرنه... حامی:نفهمیدی کی بود؟! گندم:نه ولی انگار میخواست بازی کنه😠منم باهاش بازی میکنم!! حامی:نه تو نـ...... گندم:نه حامی اتفاقا من! حامی:نمیدونی چقد میتونه خطرناک باشهه گندم:حامی اونا دنبال پروژه منن من باید بدونم چه اتفاقی داره میوفته حامی:.....باشه...ولی نه تنهایی،هر کاری میخوای بکنی با من بکن گندم:منم نگفتم تنهایی😂 یهو به گوشی گندم یه پیام اومد📩 گندم:گوشیمو باز کردم و خوندم پیام:پس رفتی بهش گفتی نه؟فکر کردی نمیفهمم؟درست بالای کتابخونه یه دوربین هست دفه بعد یادت باشه خانوم خانوما. گندم:حا..حامی.. حامی:چیشده؟!! گندم:این اتاق دوربین داره!! حامی:گوشیو از دستش گرفتم و پیامو خوندم! بعد بلند شدم و رفتم بالای کتابخونه پشت کتابارو نگاه کردم،یه نقطه سیاه ریز داشت برق میزد... گندم:از داخل شرکت داره جاسوسی میکنه،خیلی نزدیک تر از چیزی که فک میکردیم حامی:الان دیگه هیچ حرف مهمی اینجا نمیزنیم،بلند شو بریم خونه حامی رفت گندم:قبل از اینکه از اتاق خارج بشم رومو کردم به دوربین و گفتم: میخوای بازی کنی؟پشیمون میشی! و درو محکم بستم [راهرو شرکت] گندم:یکی از کارمندا یا کسیایی که اینجا کار میکنن باید جاسوس باشن گندم:دوباره به گوشیم پیام اومد پیام:ساعت هشت فردا(آدرس)میای! تنها بیا و اگرم نیای نامزد خوشگلت فردا شب سالم به خونش نمیرسه گندم: جوابشو دادم:ساعت هشت اونجام حامی:تو هیجا نمیری! گندم:بیا بریم خونه صحبت میکنیم [خونه حامی] حامی:گندم دیوونه شدی؟؟😡 گندم:اگه نرم بهت آسیب میزنن من نمیتونم ریسک کنم حامی:بهت گفتم نه تو تنهایی هیچ جا نمیری نمیدونی با کی طرفی! گندم:من تنهایی نمیرم حامی:....... گندم:ولی باید وانمود کنیم که من تنها میرم بزار فک کنن نقشه شون درست پیش میره حامی:باشه....ولی تا اون موقع حتی یه قدمم بدون من برندار گندم:باشه.... حامی:بازیو اونا شروع کردن ولی ما تمومش میکنیم! ادامه⃢ دارد...🤍🖤
بچه ها من میخواستم برم تیزر رو ادیت بزنم الان بعد ناشناس رونمایی میشه انشاالله الان پروف رو میزارم