من با اینکه کلاس دارم ولی سعی میکنم زنگ تفریح براتون پارت تایپ کنم بدم😂
ساعت ۱۲ هم ناشناس یادتون نره!
🖤…「𝒅𝒂𝒓 𝒂𝒈𝒉𝒐𝒔𝒉 𝒆𝒔𝒉𝒈𝒉」…🤍
🤍…𝒑𝒂𝒓𝒕:54…🖤
[فردا صبح]
[شرکت،دفتر گندم]
گندم:نمیخواستم به حامی چیزی بگم میترسیدم براش اتفاقی بیوفته ولی...ولی یاد اونروزی افتادم که به هم قول دادیم هیچ چیزیو از هم مخفی نکنیم..
من باید بهش بگم!!
[دفتر حامی]
حامی:همون پرونده هارو برام بیار
منشی:چشم
حامی:ممنون
گندم:سلام
حامی:سلام خوش اومدی بیا داخل
گندم:میشه یه چیزی بهت بگم؟
حامی:حتما
گندم:تنها!!
حامی:خانم منشی لطفا بفرمایین بیرون
منشی:بله چشم😑
گندم:حامی دیشب یه نفر بهم زنگ زد تهدیدم کرد گف مدارک شرکت و پروژه جدیدو براش بفرستم وگرنه...
حامی:نفهمیدی کی بود؟!
گندم:نه ولی انگار میخواست بازی کنه😠منم باهاش بازی میکنم!!
حامی:نه تو نـ......
گندم:نه حامی اتفاقا من!
حامی:نمیدونی چقد میتونه خطرناک باشهه
گندم:حامی اونا دنبال پروژه منن من باید بدونم چه اتفاقی داره میوفته
حامی:.....باشه...ولی نه تنهایی،هر کاری میخوای بکنی با من بکن
گندم:منم نگفتم تنهایی😂
یهو به گوشی گندم یه پیام اومد📩
گندم:گوشیمو باز کردم و خوندم
پیام:پس رفتی بهش گفتی نه؟فکر کردی نمیفهمم؟درست بالای کتابخونه یه دوربین هست دفه بعد یادت باشه خانوم خانوما.
گندم:حا..حامی..
حامی:چیشده؟!!
گندم:این اتاق دوربین داره!!
حامی:گوشیو از دستش گرفتم و پیامو خوندم!
بعد بلند شدم و رفتم بالای کتابخونه پشت کتابارو نگاه کردم،یه نقطه سیاه ریز داشت برق میزد...
گندم:از داخل شرکت داره جاسوسی میکنه،خیلی نزدیک تر از چیزی که فک میکردیم
حامی:الان دیگه هیچ حرف مهمی اینجا نمیزنیم،بلند شو بریم خونه
حامی رفت
گندم:قبل از اینکه از اتاق خارج بشم رومو کردم به دوربین و گفتم:
میخوای بازی کنی؟پشیمون میشی!
و درو محکم بستم
[راهرو شرکت]
گندم:یکی از کارمندا یا کسیایی که اینجا کار میکنن باید جاسوس باشن
گندم:دوباره به گوشیم پیام اومد
پیام:ساعت هشت فردا(آدرس)میای!
تنها بیا و اگرم نیای نامزد خوشگلت فردا شب سالم به خونش نمیرسه
گندم:
جوابشو دادم:ساعت هشت اونجام
حامی:تو هیجا نمیری!
گندم:بیا بریم خونه صحبت میکنیم
[خونه حامی]
حامی:گندم دیوونه شدی؟؟😡
گندم:اگه نرم بهت آسیب میزنن من نمیتونم ریسک کنم
حامی:بهت گفتم نه تو تنهایی هیچ جا نمیری نمیدونی با کی طرفی!
گندم:من تنهایی نمیرم
حامی:.......
گندم:ولی باید وانمود کنیم که من تنها میرم بزار فک کنن نقشه شون درست پیش میره
حامی:باشه....ولی تا اون موقع حتی یه قدمم بدون من برندار
گندم:باشه....
حامی:بازیو اونا شروع کردن ولی ما تمومش میکنیم!
ادامه⃢ دارد...🤍🖤
ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
🖤…「𝒅𝒂𝒓 𝒂𝒈𝒉𝒐𝒔𝒉 𝒆𝒔𝒉𝒈𝒉」…🤍 🤍…𝒑𝒂𝒓𝒕:54…🖤 [فردا صبح] [شرکت،دفتر گندم] گندم:نمیخواستم به حامی چیزی بگم میتر
این یه پارت برم یکی دیگه هم بتایپم😂
ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
🖤…「𝒅𝒂𝒓 𝒂𝒈𝒉𝒐𝒔𝒉 𝒆𝒔𝒉𝒈𝒉」…🤍 🤍…𝒑𝒂𝒓𝒕:54…🖤 [فردا صبح] [شرکت،دفتر گندم] گندم:نمیخواستم به حامی چیزی بگم میتر
یا حسینننننننننننننننن
این کدوم ا.ل.ا.غ.ی.ه
بچه ها من میخواستم برم تیزر رو ادیت بزنم الان بعد ناشناس رونمایی میشه انشاالله
الان پروف رو میزارم