eitaa logo
ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
369 دنبال‌کننده
206 عکس
72 ویدیو
1 فایل
رمآن حکمـ مرگ🩸 به قلمـ الی🔗 آغآز رمآن : ۱۴۰۵.۲.۳۰ رمآنی از جنس عشق و مآفیآ♟️ مالک: @Faty_021_12
مشاهده در ایتا
دانلود
🖤…「𝒅𝒂𝒓 𝒂𝒈𝒉𝒐𝒔𝒉 𝒆𝒔𝒉𝒈𝒉」…🤍 🤍…𝒑𝒂𝒓𝒕:70…🖤 نویسنده:لب دریا یکی آب بازی میکنن . برمیگردن ویلا لباس های خیسشون رو عوض میکنن و تصمیم میگیرن برن یه کافه یا یه رستوران یچیزی بخورن☕ توی کافه: گندم : وای چقدر آب دریا سرد بود فقط امیدوارم تو روز اول مسافرت سرما نخورم 😖😣 حامی: خب حالا حدس بد نزن عزیزم 🙂 طوریت نمیشه جانا: بچه ها سفارشتون رو بگین من برم بدم نویسنده : فکر کنم ایشون مسئول سفارش اکیپه 😆» حامی : من یه کاپوچینو میخورم 😌 گندم : منم یه چیز کیک سن سباستین میخورم با یه آمریکانو 😊 سعید: آمممم منم یه کیک شکلاتی می‌خوام با یه اسپرسو سارا : منم یه شیک توت فرنگی و نوتلا میخوام« چسی چسی💅» جانا : منم شیک میخورم « رفت سفارش بده » سعید : خب بچه ها برنامه ای دارین واسه فردا ؟ حامی : من میگم فردا بریم بندر پاساژ ونوس . خیلی پاساژ معروفیه تو انزلی هم قیمتاش از همه جا بهتره هم بزرگ تر و متنوع تره « برادر plan چین😁» سارا : منم موافقم خیلی خوبه 👍😍 گندم : من نظرم تابع جمعه هرکار بکنین موافقم جانا:« برمیگرده»سفارش دادم داشتین درباره چی حرف میزدین سعید: درباره برنامه فردا جانا : خببب قرار شد چیکار کنیم☺️ سعید : قرار شد بریم پاساژ ونوس تو انزلی جانا : خیلی خوبه میدونی چقدر دلم برای خرید تنگ شدههه😍 سعید : نه بگو دلت برای پولای من تنگ شده 😂💵 جانا:😒 حامی:😂 گندم:😆 سارا:🤭 گندم : خو حالا بسه 😂 من میگم واسه دومین لوکیشن بریم من جنگل خیلی جنگل دوست دارم 🥺 حامی : باشه عزیزم ، اتفاقا تو فکرم بود که بریم جنگل ☺️ نویسنده:« خدایا یکی از این شوهر ها نصیب همه ی ممبرا و ادمینا بفرمااا صلواتتت 😂» گارسون : « سفارش هارو میاره » بفرمایید ، نوش جان . چیزی نیاز بود در خدمتم☺️ همگی با هم: مرسیی حامی : « داخل گوشیش نگاه می‌کنه» اوووو چقدر بورس رفته بالاااا گندم : عزیزمم مگه نگفتم داخل مسافرت بورس و کوفت و زهرمار رو بزار کنار 😒🥺 جانا : گندم جون آخه داداش من کی به حرف تو گوش داده که این دومین بارش باشه 😜 گندم :🤭 سارا :😂 سعید : 🤣 حامی:😒 جانا: 😏 حامی : «با لحن بچگانه ای» نخیرم من خیلیم پسر حرف گوش کنی ام. نویسنده: راست میگه اذیت نکنین بچه رو سعید: حالا ول کنین این بحثا رو بخورین بریم زودتر بخوابیم من خیلی خستم فردام کلی راه باید بریم 😩😪«یه خمیازه بلندددد» جانا: اووووو سعید مکش نکنی مارو تو دهنت😂 نویسنده: مگه جارو برقیه😂 حامی:😂 گندم:🤭 سارا :😂 سعید 😒 ببخشیداا که من یه سره از تهران تا شمال رانندگی کردم جانا : باشه حالا ببخشید 😂 بالاخره بعد از چند دقیقه همشون غذاشون رو تموم می کنن و برمیگردن ویلا ، لباساشون رو عوض کردن و خوابیدن ... ادامه⃢ دارد...🤍🖤