251.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سسسسلاااممم ناناسااا ✨🍓
بیاین ناشناس حوصله خاله الی سر رفته
بدویین تا پارت بدماااا
اگه مشاوره ام خواستین بهتون میدمممم
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_r5aoc7q&btn=Hokm.marg 🖤
خاله الی
خیلی دوستت دارماااا
🖤🩸
الی : اگه پسری : بیخود کردی 😒
اگه دختری : منم دوستت دارم 💝
🖤....*......<𝐇𝐨𝐤𝐦 𝐌𝐚𝐫𝐠𝐞>....*.....🩸
. . . 𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹³ . . .
((حامی یکم دقیق تر به آهو نگاه میکنه ))
حامی (( داخل ذهنش )) : چقدر شبیه نازنینه ...
آرمین: هووشش حامی ، بسه خوردی دختررو از بس نگاش کردی
حامی : 😒
- اومد سفارش بگیره رو نکنی ما اونشب نجاتت دادیم و اینا هااا ، ول کن من حوصله ندارم
+ اوو حالا کی خواست بگه ؟
. . .
(( آهو سفارش میز بغلی رو میگیره و می بره داخل آشپزخونه ، در همون حال حواسش هم به پسری که میز کناری نشسته هست ))
آهو : اهه چرا چشم از من بر نمیداره ؟
بهار : کیو میگی ؟
- همون پسره که رو اون میزه نشسته رو میگم
+ کو؟
(( بهار نگاه میکنه ))
+ وااا آهو اون بدبخت که اصن سرش تو گوشیشه
-بخداا بهار الان رفت سر گوشیش از اون موقع تا حالا داشت نگام میکرد
+ آخه دیده خیلی خوشگلی گفته حیفه چشمام دختر به این خوشگلی رو نگاه نکنه
- بهار ؟ شب تو کارخونه خیار شور خوابیدی ؟
+ نه والاا خونه خودمون بودم 😂
- مسخرهعه😒
+ حالا ول کن این حرفارو ، برو سفارش بگیر ازشون 😂
- چشمم 😒
(( آهو از آشپزخانه میاد بیرون و میره سمت میز حامی ))
. . .
حامی : عه آرمین ، دختره داره میاد این سمت !
آرمین : باشه بابااا ضایع نکنن
(( آهو میرسه سر میز ))
آهو : سلام ، خیلی خوش اومدین بفرمائین ، چی میل دارین ؟
حامی (( داخل ذهن )) : چقدر صداش قشنگه …
حامی: …
آرمین: …
(( آرمین که میبینه حامی صداش بند اومده خودش جواب میده ))
آرمین: ما فعلا سفارشی نداریم ، منتظر کسی هستیم .
آهو : آهاا اشکال نداره من بعداً سفارش میگیرم ازتون .
آرمین : خیلی ممنون …
(( آهو میره ))
آرمین: حامییی👋
حامی : ها؟
+ واسه چی هرچی دختره نگات میکنه جواب نمیدی ؟
- مگه چیزی گفت ؟
😐 +
+ سه ساعت داشت نگا میکرد سفارش بپرسه 😒
- آهاا من متوجه نشدم ...
+ باباااا اینجوری خیره نشو به دختره مردم فک میکنه اسکلی چیزی هستی 😂
- خببب حالا توام😒
ادآمه دآرد.