eitaa logo
همسادِه :| 🇮🇷
13.5هزار دنبال‌کننده
310 عکس
469 ویدیو
0 فایل
بهم میگن همسادِه :) از سَرِ پیاز تا تَهِ پیاز اینجا پیدا میشه 🧅 متن طنز داری برام بفرست ! @Admin_hamsadeh زیر مجموعه‌های همسادِه 👇 @Aslihamsade . انتشار فقط با ذکر منبع .
مشاهده در ایتا
دانلود
ما ‌از یه قطره شیرمون نمی‌گذشتیم! انتظار داری از ۴۰۰ کیلو اورانیوم بگذریم ؟! 🦦 @Hamsadde
. شاگردانم را شکنجه کردند : از جمله‌ی خاطرات دردناک من در این زندان این بود که شاهد شکنجه‌ی برخی شاگردانم بودم. از جمله‌ی این افراد سید عباس موسوی قوچانی بود که بعداً در جنگ تحمیلی به شهادت رسید. او در سلول پانزده در کنار سلول من جای داشت. یکی دیگر از شاگردانم نیز در سلول سیزده کنار من بود. این دو نفر در جریان پخش اعلامیه دستگیر شده بودند. آن شیخ زیر ضربات شلاق شکنجه اعتراف کرد که اعلامیه را از موسوی دریافت کرده. اعتراف در زیر شلاق‌های این شکنجه‌گران امری طبیعی بود که نباید شخص را به خاطر آن سرزنش کرد. اما موسوی نمی‌توانست اعتراف کند زیرا اعتراف او افرادی را در سطوح بالای نهضت به خطر می‌انداخت. آنقدر که به کف پاهای آن شیخ زدند که در اثر ضربات حفره‌ای در کف پایش ایجاد شد. موسوی را به گونه‌ای وحشیانه و بی‌سابقه شکنجه میکردند. یک روز او را بردند شکنجه کردند و برگرداندند. ساعتی بعد دوباره او را بردند و شکنجه کردند و برگرداندند. باز همین که ساعت خواب شبانه فرا رسید مجددا او را احضار کردند و تحت شکنجه قرار دادند و برگرداندند! در نیمه‌ی شب هم او را به اتاق شکنجه می‌بردند. من شب و روز فریاد ناله‌ی او را می‌شنیدم و با هر ناله‌ای که میکرد دلم آتش می‌گرفت. تنها تسلای خاطر موسوی در این زندان این بود که وقتی از اتاق شکنجه برمیگشت صدای مرا می‌شنید که آیاتی از قرآن را تلاوت میکردم و من عمدا آیاتی را انتخاب میکردم که مرهمی بر زخم‌هایش و آرامشی برای قلبش باشد و عزمش را راسخ‌تر کند.گاهی هم با همان آهنگ تلاوت قرآن به زبان عربی با او حرف میزدم و او را به حق و صبر سفارش میکردم. مقامات زندان تصمیم گرفتند موسوی را از آن شیخ دور کنند ؛ لذا او را به مجموعه‌ی سلول‌های مقابل بردند. او در آنجا کسی را نمی‌یافت که دلداریش‌اش بدهد. از همین رو به انواع ترفندها متوسل میشد تا به من نزدیک شود و صدایم را بشنود. به نگهبان می‌گفت : میخواهم تیمم کنم چون به علت زخم‌ها نمیتوانم وضو بگیرم و این خاکی که نزدیک دستشویی است نجس است و لذا می‌خواهم آنجا تیمم کنم و به زمین مقابل سلول من اشاره میکرد. نگهبان اجازه داد و او نزدیک شد و شروع کرد به تیمم کردن و هم زمان صحبت کردن ، از جمله حرف‌هایش که به یاد دارم این بود که به عربی می‌گفت : آقا ... السلام علیک و رحمة الله و برکاته ... شما نمی‌دانید من چه عذابی میکشم ... آیا اگر در این وضع بمیرم شهید به حساب می‌آیم ؟ پس از آنکه سخنانش به پایان رسید من شروع کردم به جواب دادن به زبان عربی ... به صحبت با او ادامه دادم که تا اینکه روحیه گرفت و به سلولش بازگشت. @Hamsadde
. جشن‌های ۲۵۰۰ ساله : یکی دیگر از خاطرات من از این زندان به جشن‌های دوهزار و پانصد ساله مربوط میشود. این جشن‌ها بزرگترین دهن کجی به اسلام گرایان و نهضت اسلامی بود. شاه با صرف مبالغ میلیونی برای این جشن‌ها و تجمل و اسراف وصف‌ناپذیری که با آن همراه بود، دل ملتی که برای لقمه‌ی نان در رنج بود و از ابتدایی‌ترین شرایط و مستلزمات زندگی امروزی محروم بود ، بدرد می‌آورد. همچنین شاه با این جشن‌ها میخواست پیوند تاریخ ایران را با اسلام قطع کند ... عملا هم کمی پس از آن شاه تاریخ هجری شمسی را مُلغا کرد و تاریخ شاهنشاهی را جایگزین آن نمود. یعنی سال ۱۳۵٠ هجری شمسی ناگهان به ۲۵۵٠ شاهنشاهی تبدیل شد! نکته‌ی خنده‌آور و در عین حال گریه‌آور این بود که هیئت‌های بسیاری از کشورهای عربی در این جشن‌ها شرکت کردند و به خاطر چنین توهین بزرگ به اسلام به شاه تبریک گفتند! اسلام‌گرایان همه‌ی تلاش خود را به کار بستند تا برنامه‌ی این جشن‌ها را بر ملا کنند و ارقام پول‌هایی را که خرج آن شده بود افشا سازند. در این زندان ما از داخل سلول‌ها سر و صدای بخشی از این جشن‌ها را می‌شنیدیم و زندانیان خشم و مخالفت خود را با سر دادن ابیاتی از یکی از شعرا که با این بیت آغاز میشود اعلام میکردند : شبِ بد، شبِ دد، شب اهرمن وقاحت به شادی گشوده دهن @Hamsadde
آمریکایی‌ها از الان روی تلفظِ کهگیلویه و بویراحمد کار کنن! فردا روز میخوان بگن هواپیمامون کجا سقوط کرده :) لازمشون میشه 🦦 @Hamsadde
واجب شد یه سر برم کهکیلویه و بویراحمد! 😅 @Hamsadde
صدا و سیما گفته : هزاران نفر در کوه‌ها و دشت‌ها برای یافتن خلبان آمریکایی مستقر شده‌اند 😌 + مثل اینکه خیلی شلوغه چیزیش به من نمی‌رسه ☹️ @Hamsadde
‌میگن خلبان آمریکایی خواسته پیام بده دیده همه چی فیلتره ... داره روبیکا نصب میکنه! 😂 @Hamsadde
الآن اگه مامان من بود! می‌رفت تو کوه یه سنگ رو برمی‌داشت از زیرش خلبان رو پیدا میکرد و می‌گفت : ایناهاش! اگه چشای کورِ تو باز میکردی میدیدیش :| 🗿 @Hamsadde
اینقدر جایزه‌ها وسوسه کننده است :) که از آفریقا میخواد بیاد برای پیداکردن خلبان! 🤣 @Hamsadde
اگه بخوایم در مورد خلبان آمریکایی :| یه فیلم بسازیم ، چه اسمی پیشنهاد میدین ؟ مثلا ... + تنها در لُرستان + لُری با آرزوهای بزرگ و .... برام بفرستین 😁👇 @Admin_hamsadeh . همسادِه 🥸
میگن برای سلامتی خلبان صلوات بفرستین :| تا زنده دستگیر بشه + فقط برای خلبان آمریکایی دعا نکرده بودیم! که اونم قسمت شد 😐😂 @Hamsadde