eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "
1.7هزار دنبال‌کننده
127 عکس
509 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
عجب بارونیه هاا🥹🥹🥹
واییییییییییییییییییییییییییییییییییییی 🌧🌱🤍🕊
"مــحزونِ شــاعر "
دقیقا 😭😭😭😭😭😭
خیلیییییییییییییی خوووووبههههه🌱🤍
"مــحزونِ شــاعر "
خیلیییییییییییییی خوووووبههههه🌱🤍
مصمثمبخثممبححیکثکثخثخ عرررررر😭😭😭✨✨✨🤍🤍🤍
گیگیلی اگوووورییی پگورییی 💗🎀😭😭😭😭🤍🤍🤍🌱🌱🌱🕊
روز بازیگرای با استعداد ایرانیمون مبارک از زن تا مرد 😉🩵
روز جهانی بازیگر مبارک🥹🤎
دخترا پـــــــــارت داریما 🥺💕
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_181 صبحونه رو خوردیم و میز ام جمع کردیم ساعت 12ظهر رو نشون میداد ... نشست
شونه بالا انداختم + بگو! یه چیزی یادم اومد اهانی گفتم + تو زیست خونده بودیم از چیه.. با انگشت زد رو پیشونیم سرش و به نشونه ی منفی تکون داد تو گلو خندید - احمق کوچولو! چشم غره ای رفتم + نیستم که.. - هستی که نمیدونی از تب نزدیک بودن به توعه، از تب اینکه می‌خوام الان مال خودم بشی و .. فورا دست گذاشتم روی دهنش چشمام گرد شده بود از اون تبا بود؟ منو بگو الکی الکی دلم براش سوخت چشم غره ای بهش رفتم - هیسس.. گوشه چشماش چین افتاد.. کف دستم سوخت بوسیده بود دستم و برداشتم از دهنش.. تو گلو خندید + تولـ...ه خنگم.. لبم و گاز گرفتم چشمام و منحرف کردم خجالت کشیده بودم واقعا لب زد : + حیف که نیمخوام اذیتت کنم مشتی به بازوش زدم - ولم کن میخوام برم اونطرف بشینم! + چرا؟ - داری خطری میشی برام! گوشه لبش بالا رفت +فعلا که بغلمی،جوجه... ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_182 شونه بالا انداختم + بگو! یه چیزی یادم اومد اهانی گفتم + تو زیست خونده
بیشعور سرم و‌چسبوندم به سینه لـ...خـ.....تش داغ بود لبم و گاز گرفتم نفس نفس میزدم که غرید _ د لامصب ، اونطوری نفساتو خالی نکن گردنش و کج کرد مگه چیکار کرده بودم ؟ لب برچیدم سرم و کشیدم عقب گلوش قرمز شده بود کلا پوستش سرخ شده بود با ادا و اطفار گفت؛ +قیافتو واسه من اینطوری نکن ... چشماش گرد شد دستش دور کمرم بود نمی تونستم زیاد دور بشم ... با استرس لب زدم +برو برو عقب _بمون همینجا! با غیض گفت همونجا تو همون حالت واستادم خشکم زده بود لب برچیدم با استرس گفتم +داری زور میگی هااا ابروش و داد بالا و تک خنده ای کرد لب زد _جدی ؟ مشتی به بازوش زدم +مسخره ام نکن دیگه خندید سر تکون داد _چشم. ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon