حاشیههای یک کتاب باز
「خرم آن کس که سر کوی تو جایی دارد که سر کوی تو خوش آب و هوایی دارد به سفر رفت و دلم شد جرس ناقه او ر
وقتی اسم «قاجار» و «ناصرالدینشاه» میآید،
احتمالاً یاد سفرهای خارجی، دوربین عکاسی، دارالفنون، امیرکبیر، تعدد زنان شاه و جیران میافتیم.
اول این نکته را بگویم که تعدد زنان در زمان قاجار یک رسم بود، حتی فقیرترین مردم آن زمان هم چند زن عقدی و صیغهای داشتند.
در این اوضاع، چندان عجیب نیست که ناصرالدینشاه هم ۸۴ زن داشته باشد.
اما نکتهی جالب، انتخاب این زنان است:
· عدهای را خانمهای اندرونی به شاه معرفی میکردند تا نزد او ارج و قرب پیدا کنند.
· عدهای را هم خود شاه انتخاب میکرد.
و از جالبترین این ازدواجها، ازدواج با دو خواهر است.
قصه از این قرار است:
شاه در فصل گلابگیری برای تفریح به باغی میرود. در همسایگی آن باغ، دو خواهر مشغول چیدن گل هستند و آواز میخوانند.
ناصرالدینشاه از صداهایشان خوشش میآید و دستور میدهد:
«بروید ببینید این صداها مال کیست.»
پس از پرسوجو میگویند: «دختران فلانی هستند.»
شاه میپرسد: «خوشگلند؟»
میگویند: «بله.»
و اینگونه میشود که این دو خواهر، جاری هم میشوند.
شاید بپرسید: «مگه ازدواج دو خواهر با یک مرد حرام نیست؟»
باید بگویم که شاه فکر اینجا را هم کرده بود:
شش ماه خواهر بزرگتر، زن صیغهای پادشاه میشد؛ و شش ماه خواهر کوچکتر...
پ.ن: دوست دارم بیشتر از این کتاب و زندگی زنان قاجار بنویسم.
اما نمیدانم شما هم دوست دارید یا نه؟
حاشیههای یک کتاب باز
آینهها مانعی بین ذهن خودآگاه و ناخودآگاه آدم هستن. هر کسی یه برداشتی از خودش و باطنش داره. اما آینه
مزاحم نشو — فریدا مکفادن
باز هم مثل همیشه، غرق کتابهای خانم مکفادن شدم.
فضاسازی داستانهاش رو خیلی دوست دارم...
در مورد محتوای کتاب، نمیدونم این چندمین کتابیه که از این نویسنده میخونم (کلی کتاب ازش خوندم و کلی هم مونده که بخونم 🤦🏻♀️) اما همچنان درک نمیکنم اونایی که میگن:«فریدا مکفادن ملکهی پایانهای قابل حدس»!؟
موافقم که تشخیص قاتل بانوی اتاق ۲۰۱ به راحتی آب خوردن بود.
اما آیا واقعاً قاتل اصلی هم قابل حدس بود؟
به شخصه دوباره شوکه شدم و خوشحالم که این کتاب رو خوندم.
در پایان فریدا مک فادن 🛐🛐
#حاشیههاییککتابباز
حاشیههای یک کتاب باز
امروز روز جهانی مهربون بودنه.
روزتون مبارک مهربونها؛)
'هرچه در فَهم تو آید، ان بُوَد مَفهوم تو....'
«عطار»
#پیامهایذخیرهشده