eitaa logo
🇱🇧 هِبِه | hebeh
108 دنبال‌کننده
167 عکس
113 ویدیو
3 فایل
یه جایِ آروم تو این دنیایِ پر هیاهو . توضیحی ندارم واقعا ؛ حقیقتاً دلیه:) خوشحال میشم در کنارمون بمونی/ *فور بزنی قشنگ تره - هبه ؛ هدیه
مشاهده در ایتا
دانلود
دلم براش تنگ شده .
ینی کی جایِ من داره نگاش میکنه ؟
🇱🇧 هِبِه | hebeh
ینی کی جایِ من داره نگاش میکنه ؟
قربونت برم ؛ ببخشید که ازت دورم امام حسین :)
رفیق واقعی ؟ + اونی که وقتی میرم وسط خیابون برا فیلم برداری ، خودشو سپرِ ماشین و موتور میکنه تا من به عکاسی‌م برسم :))
🇱🇧 هِبِه | hebeh
رفیق واقعی ؟ + اونی که وقتی میرم وسط خیابون برا فیلم برداری ، خودشو سپرِ ماشین و موتور میکنه تا من ب
اگه بدونید دیشب چه آبروریزی کردم 🤣 . منظورتون چیه که وقتی موتور با سرعت بالا میاد روبه روم ، چشمامو نبندم ُجیغغغ نزنم 🤌
هدایت شده از 𓂆روشـــنــ☫ــا𓂆
پی نوشت یهـ‌هشتـادوهشـــــ☫ـــتی¹⁶⁸🎒: -خطاب به اون رفیقم که میگه تنهام نذار..
کاش نرسم به محرم مستقیم فورواردشم بغلِ امام حسین :)
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اون فقط یه فیلمه چرا گریه میکنی ؟؟؟ -اون فیلم :
کاش واقعا به قول آقای کریمی ؛ یا برگردی یا اون دل رو برگردونی..
یادش بخیر . پارسال همچین موقعی کربلا بودم یادم نرفته هیچ صحنه ای رو! یادته وقتی از سرازیری رد شدم ُ وارد حریمت شدم ، اومدم زیر قبه از دربی که به سمت مقام حضرت علی اکبر بود. صبر کردم ، صبر کردم تا دقیقا دستم برسه به ضریح . بین اون همه عرب و من ؛ دختر ِ ظریفی که بین زن های عرب گم بود 😂 (حقیقتاً له شدم) . . حالا نزدیک بودم ، تپش قلبم بالا بود .. پا بلند کردم . دستمو دراز کردم تا قفل کنم به ضریح .. رسیدم..رسیدم! وای.. ینی علی اکب... ینی بالا بلند ِ بابا اینجاست ‌؟ یعنی امام حسین ِ من اینجاست ؟ ینی رفیقِ شفیقم الان اینجا آروم گرفته ؟ با وقاحت تمام چشمامو ریز میکنم ُداخل ضریح رو نگاه می کنم ، داخل روی یه سنگ بزرگ نوشته : السلام علیک یا سید الشهداء 🥺 امامی که خدا روش قسم خورده اینجاس؟ من ؟ کربلا ؟ خوابه دیگه ؟؟ همین طور تو شوک بودم که یهو با صدای ِ حَرِّک یا زائره به خودم اومدم.. نمی ذاشتن وایسم🥺 رو به رویت ایستادم و مودبانه عقب عقب رفتم .. داشتم نگاهت میکردم که یهو چشمم خورد به بالای ضریح " حسین منی و انا من حسین " :))) عه! این همون نوشته ایه که تو فضای مجازی بود!همونی که میگن عربی نوشته ولی فارسی می خونن🥲 باورم نمیشد.. اومدم بیرون . توی شبستان دنبال جا بودم ، دنبال یه کنج فقط برا منو امام حسین.. رسیدم یه جای خوب ! کیفمو گذاشتم کنارم نقابِ قوی بودنمو در آوردم ُ شروع کردم / . بسم الله . . چادرمو کشیدم رو صورتم ُ چشمامو بستم و سرمو تکیه دادم به دیوار . نمی دونم چند ساعت و چطوری‌گذشت اما زیادی‌ زوووود گذشت.. صحبت کردم باهات راجع به همه چیز * کلی هم گریه کردم ، تو ام بغلم کردی.. حالا حالم بهتره ؛ چشمامو باز میکنم و زل میزنم به گندِ قشنگی که به زور از بینِ شیشه ها و لوستر های بزرگ معلومه :] میخوام نگات کنم ؛ انقدری نگات کنم که وقتی برگشتم تهران ، ذخیره داشته باشم ازت🙂 . + بهت وابسته شدم ؛ تراپیست ها هیچ وقت مریض شونو رها نمی کنند ، تو ام این کارو نکن دورت بگردم باشه ؟ : )
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا