🇱🇧 هِبِه | hebeh
رفیق واقعی ؟ + اونی که وقتی میرم وسط خیابون برا فیلم برداری ، خودشو سپرِ ماشین و موتور میکنه تا من ب
اگه بدونید دیشب چه آبروریزی کردم 🤣 .
منظورتون چیه که وقتی موتور با سرعت بالا میاد روبه روم ، چشمامو نبندم ُجیغغغ نزنم 🤌
هدایت شده از 𓂆روشـــنــ☫ــا𓂆
پی نوشت یهـهشتـادوهشـــــ☫ـــتی¹⁶⁸🎒:
-خطاب به اون رفیقم که میگه تنهام نذار..
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اون فقط یه فیلمه چرا گریه میکنی ؟؟؟
-اون فیلم :
🇱🇧 هِبِه | hebeh
اون فقط یه فیلمه چرا گریه میکنی ؟؟؟ -اون فیلم :
شست و خورده ای روزه که هنوز برات گریه میکنم .
یادش بخیر .
پارسال همچین موقعی کربلا بودم
یادم نرفته هیچ صحنه ای رو!
یادته وقتی از سرازیری رد شدم ُ وارد حریمت شدم ، اومدم زیر قبه
از دربی که به سمت مقام حضرت علی اکبر بود. صبر کردم ، صبر کردم تا دقیقا دستم برسه به ضریح .
بین اون همه عرب و من ؛ دختر ِ ظریفی که بین زن های عرب گم بود 😂 (حقیقتاً له شدم)
.
.
حالا نزدیک بودم ، تپش قلبم بالا بود .. پا بلند کردم . دستمو دراز کردم تا قفل کنم به ضریح .. رسیدم..رسیدم!
وای.. ینی علی اکب...
ینی بالا بلند ِ بابا اینجاست ؟
یعنی امام حسین ِ من اینجاست ؟
ینی رفیقِ شفیقم الان اینجا آروم گرفته ؟
با وقاحت تمام چشمامو ریز میکنم ُداخل ضریح رو نگاه می کنم ، داخل روی یه سنگ بزرگ نوشته : السلام علیک یا سید الشهداء 🥺
امامی که خدا روش قسم خورده اینجاس؟
من ؟
کربلا ؟
خوابه دیگه ؟؟
همین طور تو شوک بودم که یهو با صدای ِ حَرِّک یا زائره به خودم اومدم..
نمی ذاشتن وایسم🥺 رو به رویت ایستادم و مودبانه عقب عقب رفتم .. داشتم نگاهت میکردم که یهو چشمم خورد به بالای ضریح " حسین منی و انا من حسین " :)))
عه!
این همون نوشته ایه که تو فضای مجازی بود!همونی که میگن عربی نوشته ولی فارسی می خونن🥲 باورم نمیشد..
اومدم بیرون . توی شبستان دنبال جا بودم ، دنبال یه کنج فقط برا منو امام حسین..
رسیدم یه جای خوب ! کیفمو گذاشتم کنارم
نقابِ قوی بودنمو در آوردم ُ شروع کردم / .
بسم الله . .
چادرمو کشیدم رو صورتم ُ چشمامو بستم و سرمو تکیه دادم به دیوار .
نمی دونم چند ساعت و چطوریگذشت اما زیادی زوووود گذشت..
صحبت کردم باهات راجع به همه چیز *
کلی هم گریه کردم ، تو ام بغلم کردی..
حالا حالم بهتره ؛ چشمامو باز میکنم و زل میزنم به گندِ قشنگی که به زور از بینِ شیشه ها و لوستر های بزرگ معلومه :]
میخوام نگات کنم ؛ انقدری نگات کنم که وقتی برگشتم تهران ، ذخیره داشته باشم ازت🙂 .
+ بهت وابسته شدم ؛ تراپیست ها هیچ وقت مریض شونو رها نمی کنند ، تو ام این کارو نکن دورت بگردم باشه ؟ : )
#صرفا_دلی
#میم_ب
توی تجمع باشی ، یهو حسین طاهری بخونه : میزنه قلبم.. داره میاد دوباره باز بویِ محرم / .
اونجاس که با تمام وجودت بویِ محرم رو حس میکنی 🥺