«هـدیٰ☫»
یکیازرسمهایاینآقا؛ اینبودهكهرسالقبلازمحرموصفر خانوادشومیبردهیهجایدورازمردم كمبادااسمی
خلاصه پدرم رفت ویه چندروزی گذشت
صدای دسته های عذاداریوشنیدم
دیدم کسی حواسش نیست،
یواشکی رفتم بیرون دیدم چه خبره !
«هـدیٰ☫»
خلاصهپدرمرفتویهچندروزیگذشت صدایدستههایعذاداریوشنیدم دیدمکسیحواسشنیست، یواشکیرفتمبیروند
مردم ریختن بیرون ؛
هی میگن حسین💔:)
پاهاشون برهنه ست
سینه میزنن،گریه میکنن
گل به شونه هاشون میزنن ..