«هـدیٰ☫»
خلاصهپدرمرفتویهچندروزیگذشت صدایدستههایعذاداریوشنیدم دیدمکسیحواسشنیست، یواشکیرفتمبیروند
مردم ریختن بیرون ؛
هی میگن حسین💔:)
پاهاشون برهنه ست
سینه میزنن،گریه میکنن
گل به شونه هاشون میزنن ..