eitaa logo
میوحافظ هالیوود
12 دنبال‌کننده
1 عکس
0 ویدیو
0 فایل
اگه اخطار خوردیم همتون باید بجهید اینجا✊🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
پاسخ دریکو ملفوی به نظر می‌رسه یه نکته‌ی خیلی مهم رو درباره‌ی من فراموش کردی. من اسلایترینم. نه دزد. فرق داره. اون «تابلوی نقاشی» که می‌گی، اگه به همین راحتی بود، فرد و جورج ویزلی سال اول کل هاگوارتز رو خالی کرده بودن. و لطفاً... دیگه اسم ولدمورت و اسنیپ رو توی یه نقشه‌ی احمقانه کنار هم نیار. اسنیپ اگه بفهمه من همچین فکری کردم، احتمالاً معجون رو نمی‌ده... خود منو می‌ندازه توی دیگ. ... در مورد پاتر هم... نمی‌دونم چرا این‌قدر اصرار داری بزنمش.(چون کتک خورش ملسه-) باور کن اون خودش استعداد عجیبی داره که بدون کمک من هم هر سال یه بلای وحشتناک سرش بیاد. لازم نیست من چیزی بهش اضافه کنم. اما اون قسمت آخرت... «به خاطر لرد ولدمورت دست از مسخره‌بازیات بردار.» ... کاش همه‌چیز به همین سادگی بود. کاش فقط یه مسخره‌بازی بود. بعضی وقتا آدم نقش یه چیزی رو بازی می‌کنه، چون فکر می‌کنه انتخاب دیگه‌ای نداره. بعد یه روز به خودش میاد و می‌بینه دیگه یادش نیست کدوم قسمت نمایش بود و کدوم قسمت خودش. ... حالا برو. و لطفاً... قبل از اینکه دوباره یه عملیات برای حمله به خوابگاه گریفیندور طراحی کنی، یه نقشه‌ی فرار هم بکش. چون با شانس تو، فیلچ اول از همه ما رو می‌گیره. — دریکو ملفوی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
خب سلام استیو راجرز خب عجیبه که بیشتر کسایی که میشناسم از تو خوششون نمیاد میگن خیلی آدم خشکی هستی یا هیج چیزی برات مهم نیست ولی تو اصلا اونجوری نبودی برعکس یه آدم با قلب بزرگ بودی که فداکار بود و وفادار هم بود طوری که بعد سال ها بازم بیخیال پگی نشد و حتی رفت پیشش ولی میخواستم بگم خیلی خوشحالم که فیلم هات رو دیدم و خب تبدیل به شخصیت مورد علاقه ام شدی و به نظرم تو بهترین انتقام جو بودی کاشکی فقط یبار میتونستم ببینمت _
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
پاسخ استیو راجرز سلام. نامه‌ات را خواندم و راستش، لبخند زدم. نه به خاطر اینکه از تعریف شنیدن خوشم می‌آید؛ هیچ‌وقت بلد نبودم با تعریف کنار بیایم. بیشتر به این خاطر که گفتی آدم‌ها مرا اشتباه قضاوت می‌کنند. می‌دانی، من هیچ‌وقت از اینکه دیگران فکر کنند آدم خشکی هستم ناراحت نشدم. شاید از بیرون همین‌طور به نظر برسم. سال‌های زیادی را در جنگ گذراندم، دوستانم را از دست دادم، از زمانی که می‌شناختم جدا شدم و دوباره در دنیایی بیدار شدم که دیگر خانه‌ام نبود. همه‌ی این‌ها آدم را کم‌حرف‌تر می‌کند، نه سنگدل‌تر. اما اینکه گفتی فکر می‌کنی قلب بزرگی داشتم... ممنونم. همیشه سعی کردم تصمیم‌هایم را بر اساس چیزی بگیرم که درست است، نه چیزی که راحت‌تر است. همیشه هم موفق نبودم، اما تلاشم را کردم. در مورد پگی هم... خیلی‌ها فکر می‌کنند من فقط به گذشته چسبیده بودم. شاید حق داشته باشند. اما حقیقت این است که بعضی آدم‌ها، حتی اگر سال‌ها از آن‌ها دور باشی، باز هم بخشی از خانه‌ی تو می‌مانند. وقتی بالاخره فرصت پیدا کردم زندگی‌ای را که از من گرفته شده بود، زندگی کنم، فقط دلم می‌خواست یک بار هم که شده، آن انتخاب را برای خودم انجام بدهم. اینکه گفتی من شخصیت مورد علاقه‌ات هستم، افتخار بزرگی است؛ اما امیدوارم هیچ‌وقت به خاطر من زندگی نکنی. امیدوارم فقط از بین تمام چیزهایی که در من دیدی، مهربانی، وفاداری و ایستادن کنار آدم‌هایی که دوستشان داری را برای خودت نگه داری. اگر حتی ذره‌ای از این‌ها را با خودت داشته باشی، دیگر مهم نیست سپری در دستت باشد یا نه. و آخرش... گفتی کاش فقط یک بار می‌توانستی من را ببینی. شاید اگر این اتفاق می‌افتاد، هیچ سخنرانی بزرگی در کار نبود. احتمالاً فقط دستم را دراز می‌کردم، با تو دست می‌دادم و می‌گفتم: «از آشنایی باهات خوشوقتم.» چون بعضی از ارزشمندترین آدم‌هایی که در زندگی‌ام شناختم، با همین یک سلام ساده وارد زندگی‌ام شدند. مراقب خودت باش. — استیو راجرز
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
نامه ای به گربه و سگ از انیمیشن گربه‌سگ سلام ببخشید داداشا میدونم سوالی که میخوام بپرسم یکم شخصیه ولی این واقعاً سالیان ساله ذهنم و درگیر کرده. شماها واقعاً از کجا دستشویی میکنید؟ -رومانوف
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
پاسخ گربه و سگ به رومانوف؛ گربه: ...نه. سگ: سلام رومانوف! گربه: نه، اصلاً سلام نکن. سگ: چرا؟ گربه: چون می‌دونم بعدش چی میاد. سگ: (نامه را می‌خواند) ... اوه... گربه: دیدی گفتم؟ سگ: خب... راستش... سؤال خوبیه. منم یه بار از خودم پرسیده بودم. گربه: تو از خودت پرسیدی؟ سگ: آره، بعد سه روز سردرد گرفتم. گربه: رومانوف. بعضی سؤال‌ها جواب ندارن. مثل اینکه چرا ما دو تا یه بدن داریم. یا چرا همسایه‌مون اون شکلیه. یا چرا هر بار می‌خوایم یه روز آروم داشته باشیم، آخرش یه هیولا از ناکجاآباد پیداش می‌شه. سگ: یا اینکه چرا تو هیچ‌وقت نمی‌خندی. گربه: دارم تلاش می‌کنم موضوع رو عوض کنم. کمک کن. سگ: خب... در مورد دستشویی... فکر کنم... گربه: نه. سگ: ولی شاید... گربه: نه. سگ: باشه، باشه😔 رومانوف... بعضی رازها باید تا ابد راز بمونن. و این... یکی از همون رازهاست.(میخوان بپیچونن دیگه) گربه: بالاخره یه حرف عاقلانه زدی. سگ: ولی اگه یه روز جوابشو فهمیدیم... قول می‌دیم اولین نفری که باهاش تماس می‌گیریم تو باشی. گربه: نه، قول نمی‌دیم. سگ: من قول میدم- — گربه و سگ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
برای وید ویلسون وید به هیشکی نمیگم تو ددپولی ولی من هنوز منتظرم بیام بشم لیدی‌پول تو... وید خیلی دوسِت دارم حتی اگه لوگان بگه کلاه گیس زندگی دنیوی‌ت خیلی زار میزنه... ولی اگه یروز رابطه رو با ونسا صاف کردی پیاممو ریپلای کن پسر راستی دهن نایس‌پول رو صلوات بفرس _
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
پاسخ وید ویلسون(ددپول) به بانویی که ظاهراً تصمیم گرفته هم رازدار من باشه، هم لیدی‌پول آینده... اول از همه... تو اولین نفری نیستی که گفته «به هیشکی نمی‌گم.» بعد پنج دقیقه بعدش لوگان یه نگاه بهم می‌کنه و می‌گه: «وید... باز به یکی گفتی ددپولی؟» و منم می‌گم: «نه بابا، خودش حدس زد!» در مورد لیدی‌پول... ببین، این درخواست‌ها رو باید از بخش منابع انسانی دنیای مارول پیگیری کنی. که البته منابع انسانی هم خودمم. پس... تبریک می‌گم، درخواستت در حال بررسیه. 👍 گفتی خیلی دوستم داری. می‌دونم. منم خودمو دوست دارم. البته تو یه کم دلیل بهتری داری. ... لوگان هم هر چی دلش می‌خواد درباره‌ی کلاه‌گیسم بگه. همون مردی که دویست ساله با همون مدل مو راه می‌ره، صلاحیت نظر دادن درباره‌ی فشن نداره. بهش بگو اول یه شونه بخره، بعد بیاد نقد کنه. ... در مورد ونسا... آخ. اون قسمت رو شوخی نمی‌کنم. اگه یه روز همه‌چی واقعاً درست بشه... اگه یه روز بتونم با یه لبخند واقعی کنارش بشینم... قول می‌دم اولین ریپلای رو بهت بدم. ... و اما نایس‌پول... الهی بی‌خیال اون مرد خوش‌قیافه‌ی اعصاب‌خردکن. هر بار لبخند می‌زد، دلم می‌خواست یکی اون لبخند هالیوودی‌شو خاموش کنه. راستش... یه کم هم حسودیم می‌شد. خب نگاهش کن! انگار از توی تبلیغ خمیردندون بیرون اومده بود. ... فعلاً مراقب خودت باش. و اگه یه روز دیدی یه مرد با لباس قرمز از پنجره افتاد توی خونت... قبل از اینکه جیغ بزنی، یه چیمیچانگا بده دستش. احتمال زیاد منم. — وید ویلسون پ.ن: این نامه رو لوگان نخونه... تا سه هفته مسخره‌م می‌کنه.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از 𝖧𝗈𝗅𝗅𝗒𝗐𝗈𝗈𝖽 +
پیام به کراولی کراولی تو تنها کسی هستی شاید بخاطرش راضی شم موهامو قرمز(شرابی؟) کنم. کراولی در اینصورت باید بیای هر روز موهامو ببافی. پسر لعنت به ازیرافیل. لیاقتتو نداره که عاخه. در نهایت باید همون جمله رو بهت بگم: Angles, can't live with 'em. Can't live without 'em. _