همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
پر سر و صدا بودند
گویی با پدرشان امروز را انتخاب کرده بودند برای تفریح مردانه
صدای خنده هایشان تمام دشت را پر کرده بود
پدر گزارشگری میکرد آن یکی توپ را با قدرت میدزدید و آن دیگری دروازه را مراقبت میکرد
همه از شور و حالشان به وجد آمده بودند و انگار دیگران را هم وادار کردند که تماشاچی بازیشان باشند
سوت اتمام بازیشان همزمان شد با صدای اذان
پدر مشغول وضو گرفتن شد.
خوب نگاهشان میکردم
با خودم گفتم الان هر کدامشان مشغول کاری میشوند
در فکرم میگفتم حتما میخواهند آتش درست کنند
یا میخواهند چادر بزنند
یا حتی تدارک غذا ببینند
اما پدر با صدای بلند رو به آنها گفت:
«خب حالا وقتشه بیاید. و پرچم را از ماشینشان بیرون آورد»
بچهها همه به طرف پدر رفتند و حتی برای اینکه کدامشان پرچم را دست بگیرند بحث کردند
آخر سر برای گرفتن پرچم به صورت نوبتی توافق شد
دویدند به طرف دشت
با صدای بلند گفتند یک، دو ، سه
پرچم را در دست گرفتند و سلام نظامی به پرچم دادند و پر قدرت میچرخاندنش
با شوخی و خنده مارش نظامی هم رفتند
پدر هم از دور به کارهایشان میخندید
شوخی و خندههایشان که تمام شد
پرچم را به زمین کنار فرششان تکیه دادند
و به نوبت کنارش نماز خواندند
پدر که غذا را حالا گرم کرده بود گفت پرچم را دست بگیرید، حالا وقت عکس یادگاری ست
اینکه ما هر روزمان اینگونه سپری میشود
اینکه در کنار رسمهای هرسالهمان پرچم ایران در دست داریم
اینها همه یک چیز را نشان میدهد
که راه هر چقدر هم دشوار شود ما هنوز ایستادهایم
هنوز هم به راهمان ایمان داریم و این انقلاب با نسل جدیدش راهی دراز در پیش دارد
به وقت ۱۳ فروردین ۱۴۰۵
ریحانه امیری زاده✍
#روایت
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
من مادر شهید داوود حاتمی ام...
ـ من مادر شهید داوود حاتمی ام. من هشت بچه دارم که حاضرم همه را فدای رهبر کنم. پسر من سرباز رهبر بود و حالا پیش رهبر است. من داودم را فدا کردم. به او گفتم به رهبر خدمت کند. رهبر ما مثل امام حسین(ع) تسلیم یزیدیان نشد و فرمود: «هیهات من الذله..هیهات من الذله...»
حرفهایش که به این جا رسید جمعیت حاضر در میدان به یکباره بانگ برآوردند: هیهات من الذله... ، و فریادشان با صدای گریهها درآمیخت و شوری برپا شد..
چشمهای گریان جمعیت همچنان به دنبال مادر بود تا کلامش را چونان شهد شیرینی به کام دل بنشانند.
ـ رهبر به پناهگاه نرفت به خاطر اینکه مثل امام حسین(ع) شهید شود.
ای مردم! بدانید راه دین، راه درست، راهِ سید علی خامنه ای است. هرکس میخواهد سعادتمند شود، هرکس میخواهد روز محشر سرافراز باشد، راه رهبری را برود..
دستانش را بر روی عکس قاب شدهی رهبر کشید و صورت را متبرک کرد.
ـ پسرم خواب دید که حضرت علی(ع) با حاج قاسم به محل کارش آمدند. حضرت علی(ع) او را در آغوش کشید و دستش را بوسید. حضرت علی(ع) شهید مرا نگهداری کرد. شهید من سالم است ببینید مردم ... فقط جراحتی بر فرق سرش دارد... شهید من شهید راه حضرت علی(ع) بود. من ناراحت نیستم شهیدم را در راه امام حسین(ع) دادم در راه رهبر در راه حضرت ابوالفضل(ع).
روز قیامت این روسیاه در میزنم اگر راهم ندادند میگویم من مادر شهید داود حاتمی ام که در راه رهبر شهید شد.
افتخار میکنم که مادر شهیدم ....افتخار میکنم...افتخار...
جمعیت یکپارچه شور بود و غوغا...
زیبا کیانیان✍
#روایت
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
معلم باید در خط مقدم باشد
کتاب معلم باید در خط مقدم باشد؛ مجموعه بیانات رهبرمعظم انقلاب، حضرت آیت الله سید علی خامنه ای از سال ۱۳۶۶ تا ابتدای سال۱۳۹۷ است که توسط سعید ابوالقاضی گردآوری شده است.
مجموعه بیانات در دیدار با معلمان، فعالان فرهنگی، مسئولان آموزش و پرورش و...است که دید جدیدی به معلم در رابطه با معلمی میدهد و باب جدیدی به روی او میگشاید.
در یک کلام!
خواندن این کتاب برای هرمعلمی (مخصوصا معلمان دغدغهمند در حوزهی تعلیم و تربیت) لازم و ضروری است.
حتی این کتاب را به بیش از یکبار خواندن توصیه میکنم.
یکبار پیش از رفتن به سرکلاس درس و بار دیگر بعد از معلم شدن و تجربهی معلمی.
افراد غیرمعلم هم میتوانند این کتاب را بخوانند زیرا توصیههایی که شده است منحصراً برای معلمان نیست و دیدارها و بیانات به معلمان منحصر نشده است.
محبوبه رجبیان✍
#حلقه_کتاب
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
...InShot_20260324_132228326_24032026.mp3
زمان:
حجم:
2.6M
♦️هرکس در این راه کشته شود، در راه خدا کشته شده و هرکس در این راه، زحمتی متحمل شود، در راه خدا متحمل شده است.
📜بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، ۱۳۷۸/۹/۲۳
📚معلم باید در خط مقدم باشد؛ ص۷۵
🎙محبوبه رجبیان
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
رو به پایان
اسرائیل آمده که برود. این غده سرطانی رفتنی است. اگر ترس از رفتن نبود در فلسطین و غزه جنایت نمیکرد. چون خطر ملت مبارزی که محل زندگیشان را غصب کرده است را حس کرده. خشمها و استقامتهای آنها را درک کرده. کسی که ترس رفتن ندارد هفتاد سال دست به دوربین نمیرود با این و آن سیاستمدار و کِشوَرَکهای منطقه توافق نامههایی که پی در پی تایید کننده وجود اسرائیل هستند، از آنها عکس و فیلم بگیرد تا دائما ثابت کند و داد بزند که ای جهان من هستم، من هستم. زیرا صاحب خانه در خانه خودش راحت و ساکت است. این مستاجر است که موقع رفتن داد و بیداد میکند که بماند.
این کتاب روایت یک کشور رو به پایان است ...
محمدجواد رحمنپور✍
#حلقه_کتاب
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
زنگ روایت 🛎
و روایتها قله اقتدارند و چنین میگویند👇
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
پرچم پر ماجرا
قطرهای در دریای جمعیت شده بودم. همصدا با مردم میخواندم: «بزن که خوب میزنی، تو رستم تهمتنی.»
و پرچمم را در آسمان شب میرقصاندم.
ناگهان میله پرچمم به سر خانمی که جلوتر بود خورد. برگشت یک نگاه چپ به من انداخت. چهرهی شرمندهام را که دید، لبخند ریزی زد.
پرچمم را پایین آوردم و گفتم: «شرمنده، ببخشید حواسم نبود.» با خنده گفت: «آقا رسولی گفت بزن که خوب میزنی اما شما داری اشتباه میزنی.
شانس آوردی پرچم ایرانه وگرنه که ...»
به او گفتم: «ببخشید این پرچم این روزا خیلی زیباتر از همیشه شده واقعا حواس آدمو پرت میکنه.» گفت: «اون خانومه میبینی عکس شهید دستشه؟فقط دوروزه پیکرش رو به خاک سپرده. ببین چطور با صلابت قدم برمیداره.
اتحاد همبستگی یکدلی جز زیبایی چی میتونه آدم ببینه مبادا زیبایی پرچمت باعث شه از اینها غافل بشی؟!»
دلم میخواست صحبتهایش را ادامه دهد.
با هم تا انتهای جمعیت رفتیم.
فکر نمیکردم حواس پرتی و میله پرچم باعث شود یک همصحبت خوب پیدا کنم.
مراسم که تمام شد رفتیم از موکب چای گرفتیم و نشستیم روی صندلی کنار پارک جفتمان سکوت کرده بودیم، به مردم نگاه میکردیم که علی رغم اتمام مراسم کنار هم مانده بودند و از شیرینیها و موفقیتهای این روزها میگفتند. بچهها کماکان مشغول بازی بودند و موکبها همچنان پرشور و فعال.
سکوت را شکست و گفت: «حالا زیبایی رو از یه زاویهی دیگه ببین خانم عشق پرچم.»
هر دو خندیدیم ادامه داد.
ـ این ملت هستش که به هر نشانی روح میبخشه رنگها و طرحها، تا زمانی که رو دوش انسانهای استوار نشینه، تنها رشتههایی از پارچه است که تو باد میرقصه؛ اما زمانی که ارادهٔ یک قوم، ایمان یک نسل و خاطرهٔ هزاران چشمِ امیدوار در اون تنیده میشه، همون پارچه به بلندای تاریخ قد میکشه.
سرزمین با آدمهاش معنا میگیره؛ با دستهایی که میسازند، با دلهایی که میتپند، و با قدمهایی که راه را روشن میکنند.»
گفتم: «شما چقدر مثل معلمهای ادبیات حرف میزنین.»
گفت: «بله. چون معلم ادبیاتم.»
گفتم: «واقعا؟»
گفت: «بله البته یادت نره که انسان از آنِ خداست. تهش همه برای خداییم به سوی خداییم بخاطر خداییم کار برای خدا نباشه خرابه بی مایه فطیره به الله وسط پرچمت نگاه کن یادت میندازه چرایی رو.»
پرچم رو از میله جدا میکنم الله رو میبوسم و به آغوش میکشم به آسمان نگاه میکنم و میگویم: «خداروشکر که ایرانی ام.»
مبینا صالحی✍
#روایت
🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖇 ble.ir/join/HskpJev8bb
🖇 https://eitaa.com/Homanevesht