eitaa logo
مبلغان پیشرفت(💠سطح تکمیلی۲)
1.4هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
2.6هزار ویدیو
131 فایل
📚دوره آموزش اساتید :مداحان مبلغان پيشرفت ، در راستای تمدن نوین اسلامی فرهنگ سازی زمینه ظهور ارائه سرفصل های اموزشی👇👇 *سبک زندگی اهلبیت (ع) *انسان شناسی *طرح اجرایی قرآن زنده است *مقتل شناسی *اصول و فنون *نواها ونغمه * فرزند آوری و فرزندپروری
مشاهده در ایتا
دانلود
مبلغان پیشرفت(💠سطح تکمیلی۲)
🏴#حضرت_رقیه_سلام_الله 🏴#روضه 🎤مداح :حاج استاد میرزا محمدی
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ السلام علیک یا رحمت الله الواسعه و یا باب نجات الامه حسین........ من نمیدونم تو اون تاریکی خرابه ،نیمه دل شب این بچه چه جوری تشخیص داد، این همون نورالمستوحشین فی الظلم ِ.... انقده بچه‌ها ترسیده بودن ، انقده لرزیده بودن ،از سرمای شب خرابه سقفی نداشت ' نگهبان هایی گذاشته بودن ،لذا من میگم روضه زن غساله نمیتونه درست باشه، آخه خرابه هم نگهبان داشت، زینب نیمه شب چه جوری بره دنبال زن غساله، اونوقت نوشتن نگهبان ها ( رومی ) بودن با خودشون یه جوری حرف میزدن به خیال اینکه اینا عربند، زبون مارو نمیفهمن، اما زین العابدین امام ِ عالم ِ به همه زبان هاست ، شنید اینا دارن به هم میگن، یزید اینارو تو خرابه جا داده که هم شب ها از سرما در امان نباشن، هم روزها از شدت تابش آفتاب پوستشون بسوزه، یا اینکه این دیوار ها رو سرشون بریزه، فهمیدین چی گفتم...،اونوقت برا من سواله تو این تاریکی و نیمه دل شب این دختر از کجا فهمید که بابارو چه جوری سر بریدن سوال کرد: "یا ابتا....من الذی قطع وریدک"،این همون نوریه که از این حنجره بیرون آمد... حسین....... حالا داره با بابا حرف میزنه ،این بابایی که منزل تنور خولی رو طی کرده، رو نیزه رفته، تشت طلای ابن زیاد رفته، دیر راهب رفته، سرش و رو درخت آویزان کردن، چندجا از رو نیزه به زمین خورده......... ،حالا سر توبغل دختر رسیده، چه جوری باهاش حرف زد اول یه نگاه کرد دید چشمهاشو لخته خون گرفته، این لخته هارو با انگشت های آسیب دیدش کنار زد....،"فیض آماده است " صدازد بابا.... بابا..... *داری با خود هزار نشونه لبات به رنگ ارغوونه نگو که کار خیزرونه* بابای خوبم.....،حسین ........ چه کرد تا دید این لبها علامت چوب خیزران خورده روش،یه نگاه کرد دید، بابا، بابا همه جای بدنت با بدن من يه مشابهتي پیدا کرد، بدنت تو گودال ماند، بدن من مشابهت با بدن تو هم داشت، سرت هم با سر من یه مشابهت هایی داره، موهاتو تو تنور سوزوندن، موهای منم سوخته است، صورتت کبوده، صورت منم کبوده ،لبات تشنه است لبهای منم تشنه است،اما لبهات خیزرون خورده، غرق خونه، اما لبای من سالم ِ... ،این دستهاشو مشت کرد انقدره به این لب و دندان زد، حسين...... جانسوز خرابه شام
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
مبلغان پیشرفت(💠سطح تکمیلی۲)
#روضه #شب_سوم_محرم_۱۴۰۲ #حاج_مهدی_رسولی
ببار ای آسمان که بی قرارم من هم مثل تو خیلی گریه دارم شب جمعه ست و دور از ضریحش ببار ای آسمون من هم ببارم ببار ای آسمون جای رقیه😭 به یاد داغ بابای رقیه😭 به یاد خشکی لب‌های اصغر به یاد اشک چشم‎‌های رقیه ببار ای ابر که دلها بیقراره خرابه پا به پات میخواد بباره ببار اما بدون ای ابر امشب رقیه با تو خیلی حرف داره کجا بودی علی اصغر فدا شد😭 کجا بودی قیامت کربلا شد برای چند قطره آب ای ابر عمو عباس دوتا دستاش جدا شد *دل رقیه گرفته، تو هم چون بی‌قرار داری گریه میکنی منم بی مقدمه روضه میخونم* زانو ها بقل کرده دل ناز دانه گرفته با بابا خلوت کرده هنوز بابا نیومده داره بابا حرف میزنه* بی تابم شعله ورم حتما خبر داری از دوریت دربه درم حتما خبر داری محبوب من تو شمعی و من دروصال تو پروانه نه خاکسترم حتما خبرداری از زخم های صورتت بابا خبر دارم😭 از دردهای پیکرم بابا خبر داری من هم شبیه تو به زیر دست و پا ماندم زخمی شده بال وپرم حتما خبر داری بابا..دارم شبیه پیرزن ها میشوم بابا😭 از لرزه دست لاغرم حتما خبر داری از این لباس و پاره موی پریشان وضع خجالت باورم حتما خبر داری بابا بگو از جانب من به عموعباس از روسری و معجرم حتما خبر داری بابا...افتاد جای آن گلوبندم که غارت شد بابا..زنجیر دور گردنم بابا خبر داری😭 بابا مردم زنده شدم 😭 سنگی به چشمت خورد وپیش پای من افتاد خون شد دوچشمان ترم حتما خبر داری بابا..مرد پلیدی یک کنیز از ما طلب می‌کرد اصلا نمیشد باورم حتما خبر داری😭 *انقدرصدازد بابا اومد خرابه* چشم ویرونه روشن، که امشب اومدی شب‌زنده‌داری سربه زار روی پاهام ،که بابا من بخونم توبباری سایه ات نشه کم، از سر من سایه سر بابا دیگه نکنه بدون من بری سفر بابا با اینکه موهام خاکی و قلب من آشوبه اما تو الان پیشمی و حال دلم خوبه یهو بلند شد.. * شهرو بیدار کنید که ببینند بابا دارم راست میگفتم بابا توی این چند قدم تا سرتو ،هی پامیشم هی میفتم من خوب بلدم چیکارکنم واکنی اخماتو انقدر به تو بوسه میزنم خوب کنه زخماتو بابا چه کنم که وابشه ،پلک های پرخونت😭 افتاده توی تشت طلا.. دندونت میزدن مارو خوب میزدن به لبت چرا چوب میزدن چیزی از راه بازار نگو که حتی فکرش سخته واسم خیلی اونروز خجالت کشیدم جلو مردم ازلباسم اینها که نمیشه سرشون محرم ونامحرم😭 جای دستای رو صورتم همه چیو میگه من یه ماهه که گوش چپم نمیشنوه واای😭😭 ترکی.... *سر انداخت پایین رقیه آروم گرفته حالا جا داره بابا حرف بزنه* حالا که پیش توام یکم بخند حلقه کن دستاتو دورگردنم بابایی دخترم...عزیزم. نمیخواستم بیدارت کنم ببخش بابت خداحافظی نکردنم *تو خیمه خواب بودی گلم اومدم صورتت بوسیدم ،نخواستم بیدارت کنم به عمه گفتم‌ مراقبت باشه ،اما عزیزم وقتی بوسیدمت میدونی چی دیدم چقدر شبیه مادرم بودی😭 چقدر بوسیدمت از راه دور تو روشعله های تو خیمه سوزوند منو شعله های گوشه تنور حرکاتت، راه رفتنت ،نگاهت ،مادر منو به تصویر می‌کشید هریه خاری که تو پای تو میرفت بخدا من جگرم تیر می‌کشید برای صورت هرسه ساله ای ضربه های زجر خیلی سنگینه چرا دست میکشی روی صورتم دخترم مگه چشات نمیبینه؟ التماس دعای فرج🤲 ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
160.1K
نوحه سنتی حضرت رقیه دختری سه ساله،در کنج ویران بهر بابا کند، زاری وافغان بابا کجایی، داد از جدایی به دیدن من، چرا نیایی بابا حسین جان.. بابا حسین جان۲ ____________ گوییا دیده بابا را به رؤیا گشته گریان برای هجربابا اشک از دودیده، دارد روانه برای بابا، گیرد بهانه بابا حسین.... ____________ در خرابه بیامد سر بابا سر دور ازتن وپیکر بابا سینه ی دختر، شد جای این سر از این مصیبت، الله اکبر بابا حسین... ______________ ساعتی با پدر جان گفتگو کرد سر بابا به اشکش شستشو کرد جان ازتن او، ناگه رها شد در ره بابا، دختر فدا شد بابا حسین... شعر:اسماعیل تقوایی
1402042911.mp3
12.94M
🎤 ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ (دستای عمو اباالفضل، سقا خونه‌ی رقیه گاهی پرچم و گذاشتن، روی شونه‌ی رقیه)۲ سیده عالمه، نوه‌ی فاطمه این شگفتی فقط، تو بنی هاشمه تو همون سن کم، عقل چهل ساله داشت با چهل ساله‌ها‌، دم به دم ناله داشت و صلی الله یا ابا عبدالله می‌گفت الا بالله ابا عبدالله به هر قیمت این ذکر و گفتن یعنی زده تو میدون با ابا عبدالله یا رقیه یا رقیه یا رقیه یا رقیه... حسین حسین حسین حسین حسین... جانم نازنین رقیه، اسم دل‌نشین رقیه کربلا اسمتو بُردیم، صبح اربعین رقیه روح و ریحان بگو، دم طوفان بگو ابوفاضل می‌گه، یه عمو جان بگو گفتی عمه‌ام الان، وقت اعجازشه خطبه خوندی یکم، نفسش تازشه چهل منزل الله اکبر محشر چهل منزل یاد‌آوری شد خیبر چهل‌ منزل هم‌رزم خانم زینب به وقت غوغای بنات الحیدر یا رقیه یا رقیه ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
6_1152921504663395602.MP3
151.5K
هدیه به پیشگاه قطب عالم امکان، حجت ثانی عشر، امام الجن و البشر، امام عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداه، سلامتی وجود نازنینشون، تعجیل در فرج مقدسشون... عنایت کنید اجماعا صلوات بلندی ختم کنید. (الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ. وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم) ‌
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ. وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم، حسبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ نِعْمَ الْمَوْلَى‌ وَنِعْمَ النَّصِیر، أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ، الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ، ذُو الْجَلاَلِ وَ الْإِكْرَامِ ، و اَتُوبُ اِلَیهِ 🔸بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد 🔸دعا, کبوتر عشق است بال و پر دارد 🔸بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا 🔸ز پشت پرده ی غیب به ما نظر دارد اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. ‌
6_1152921504663396116.mp3
1.69M
مناجات 1 🔸پر کن دوباره کیل مرا أَيُّهَا الْعَزِيز 🔸دست منو نگاه شما أَيُّهَا الْعَزِيز يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ یابن الحسن... 🔸رو از من شکسته مگردان که سالهاست 🔸رو کرده ام به سوی شما ایها العزیز آقا... یه عمره دارم صدات میزنم... یه عمره میگم یابن الحسن... یادم میاد از بچگی هام... پدر و مادرم... اسم شما رو بهم یاد دادند... 🔸وادی به وادی آمده ام از درت مران 🔸وا کن دری به روی گدا ایها العزیز آقا میدونم خیلی دلت رو شکستم... خیلی بی حرمتی کردم... اما... امشب اومدم بگم شرمنده ام... امام زمان علیه السلام. .. منو از در خونت ردم نکن آقا... آخه من جز در خونه شما جایی ندارم... یابن الحسن... 🔸چیزی که از بزرگی تو کم نمی شود 🔸این کاسه را " فَأَوْفِ لَنَا " ایها العزیز شب سوم محرم چی میخواهی به آقات بگی... 🔸خالی‌تر از دو دست من این چشم خالی است 🔸محتاج یک نگاه شما ایها العزیز ... (شاعر: سقلاطونی) امشب اومدم بگم آقا... با همه بدی هام دستمو بگیری آقا... یک عنایتی هم به ما کنید (یا صاحب الزمان...)