eitaa logo
تاریخاتور
22.3هزار دنبال‌کننده
951 عکس
179 ویدیو
1 فایل
سه سوته تاریخ رو میلقمونیم... https://t.me/HS_Land https://eitaa.com/Hs_Land ارتباط با ادمین @AdminTarikhator تعرفه تبلیغات: @TablighTarikhator ادمین تبلیغات: @MobiTarsi
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 ماجرای نازلی صبری مادر فوزیه و اولین مادرزن محمدرضا شاه
🔹نازلی صبری دختر وزیر کشاورزی مصر ، دختری بود با " تربیت اروپایی" که در پاریس درس خوانده بود ! 🔹دو ازدواج کوتاه اجباری کرد و با هر دو شوهرش کات و خانه نشین شد تا اینکه سر و کله ملک فواد شاه مصر پیدا شد و با ۲۵ سال فاصله سنی ، برای سومین بار مجبور شد که این بار به یک شاه بله بگوید ! 🔹چهارتا دختر و یک پسر حاصل این ازدواج بود؛ فاروق ! دختران هم فوزیه،فائقه،فائزه،فتحیه 🔹ملک فواد وقتی دید ملکه پتانسیل جاه طلبی رو داره ، شدیدا محدود و حتی از کاخ ممنوع الخروجش کرد و حتی ملکه نازلی تا فاز خودکشی با آسپیرین هم رفت !!! 🔹با این حال با وجود ترمزگیری به نام ملک فواد ، ملکه نازلی به شدت دنبال قدرت بود و که با مرگ فواد و به سلطنت رسیدن پسرش فاروق به آرزویش رسید! 🔹نازلی به یکی از ثروتمندترین و جذاب ترین زنان دنیا تبدیل شده بود و حتی برای عروسی دخترش فوزیه به تهران هم آمد ولی اینقدر حرف و حدیث پشتش درآمد که پسرش فاروق راه پدر رفت و دوباره ننه رو محدود کرد ! 🔹با انقلاب ۱۹۵۲ مصر به رهبری جمال عبدالناصر و فرار فاروق پادشاه خیکی مصر ، ملکه نازلی با یکی از دخترها و دامادش به آمریکا فرار کرد ! 🔹ملکه نازلی که از شوهر و پسر شانس نیاورده بود از داماد هم بدشانس بود! اولیش که محمدرضا بود که توزرد درامده بود و داماد ديگه ش شوهر فتحیه !!! 🔹در آمریکا طلاق دخترش فتحیه رو از داماد ولش گرقت چون میگفت کار نداره و بی پوله! 🔹به خاطر مشکلات مالی خواست به مصر برگرده و حتی انور سادات قبول کرد ولی همون داماد ولگرد زد دخترش فتحیه رو کشت و اون هم بیخیال برگشت شد! 🔹یک سال قبل انقلاب ایران و قبل دیدن نگون بختی داماد اولش(ممدرضا) ، در کالیفرنیا به دنیای ابدی سلام داد! @Hs_Land | تاریخاتور
🔴 مغزاستراتژیک شیعه چگونه این مکتب را در روزهایی که نظم دنیا در حال تغییر بود ، تشکیلاتی و ساختارمند کرد؟! 🔻مدیریت پنهان دنیا از دل یک زندان شهری !!! 🔻آنچه از امام هادی تاکنون نشنیده اید بزودی در تاریخاتور
🔴 معماری بزرگترین شبکه سری از درون بزرگترین زندان شهری!!! 🔹از همه جا بوی دود و خون زده بود بیرون و دنیا در آستانه تغییرات بزرگ قرار داشت فقط تلگرام و اینستایی نبود که قصه را داغ کند و موج راه بیندازد؟! 🔹آلفرد در غرب به زور شمشیر و نیزه قبایل وارفته ی ساکسون را متحد و لندن را به عنوان پایتخت انتخاب کرد . 🔹در شمالگان، تزار توانسته بود خزرها را از سرزمینی که روسیه لقب گرفت بیرون کند و بعدها کیف را هم ساخت . 🔹در شرق ، امیرنشین کوریا در جزیره ای که بعدها کره می‌شود از چین جدا شد . 🔹در هارتلند ، عباسیان بزرگترین دولت آن روز دنیا در غرب آسیا جاخوش کرده بودند ! آن ها همین چند دهه پیش در جنگ ارزن ، امپراتوری روم را با آن دبدبه و کبکبه شان ، آش و لاش کرده بودند ! 🔹عباسیان به سختی موفق به سرکوب قیام های دومینویی ایرانیان هم شده بودند! آن ها با مکر و نیرنگ ، قیام های چهل ساله مازیار و بابک و افشین را در هم شکستند ، ولی حریف حکومت نیمه مستقل طاهریان در خراسان نشده بودند و با آنها کنار آمدند! 🔹در سیستان هم مردی رویگر بنام یعقوب که اعصاب درستی نداشت ، عباسیان را تا مرز ایست قلبی برده بود، ولی اجل امان صفار سیستانی را نداد و الفاتحه! 🔹 امپراتوری عباسیان در عرض ۲۳ سال شاهد تعویض شش خلیفه بودند که توسط هم پیالگان، گونی پیچ شده بودند ! 🔹شش خلیفه ای که هرکدام به روش های مختلف سامورایی رنده شده بودند! یکی به دست پسرش ، دیگری به دست برادرزاده اش و یکی دیگر به دست سردار لشکرش و .... 🔹قیام بردگان و ترک ها ( منظور ترکان مغول و تاجیک و...) موجب جابجایی پایتخت از بغداد به شهر تازه تاسیس و نظامی سامرا شد! 🔹حال در این دوران پرالتهاب و بزن و دررو، هر اپوزیسیونی در نطفه خفه میشد ! عباسیان ضعیف شده بودند ولی هنوز سمبه پرزوری داشتند ! 🔹جیگر میخواست در این شرایط کسی رهبری یک مکتب بخصوص شیعه را قبول کند ! 🔹حقیقت را قبول کنیم در این شرايط هیچ کسی حاضر نیست یک اقلیت را تحویل بگیرد و برای چنین حکومت گردن کلفتی شاخ بازی در بیاورد ، چه برسد تولید فکر کند، راهبرد تعیین کند و گفتمان پیروزی داشته باشد و برای آن تاکتیک طراحی کند ! 🔹در ایران شرایط امام هادی علیه السلام ، سکان راهبری شیعه را به عهده گرفتند، در روزهایی که شیعه را باید در لابلاي خشت های قصرها و یا بر سر دار و مناره نظاره کرد! روزهایی که داشتن یک وعده طعام و یک لباس ساده برای محبان اهل بیت حکم یک زندگی ایده آل داشت ! 🔹امامی که هنوز نزده متهم ردیف اول بودند ! حصردر شهری صددرصد نظامی به نام سامرا ! بدون هیچ ارتباط و سیگنالی! این شرایط یک روز و دو روز نبود! بیست سال و ۹ ماه ! 🔹اما امام ، امام بودند به جمیع جوامع ! ایشان تاکتیک ها و پلن های متعدد را برای مهندسی نظام شیعه طراحی کرده بودند! یک شبکه سری ! مبارزه که همش شمشیر نبود! 🔹یک شبکه نیابتی که کل امپراتوری عباسیان را پوشش میداد! شبکه سازی در روزهایی که سازمان یهود، فیسبوک و تلگرام و اینستایی نداشت که پز بدهد! 🔹چهار نقطه جغرافیایی توسط امام مشخص شد ؛ ۱/حجاز و شمال افریقا ۲/عراق ۳/خوزستان و جنوب ایران ۴/اصفهان و ری و شمال و خراسان 🔹چهار " سرشبکه " را هم برای این مناطق مشخص کردند که هر کدامشان نیز زیرمجموعه خود، تشکیلات داشتند، که دو نفرشان دل ایرانیها را غنج بردند! حضرت عبدالعظیم حسنی و دیگری علی بن مهزیار ! 🔹وظیفه این شبکه سری دو چیز بود ؛ ۱/ توليد ثروت ۲/ تولید فکر و قدرت ذهنی 🔹امام با تاسیس این شبکه و با استراتژی توانمند کردن شیعه ، اسلام ناب را از یکی از پیچ های تند تاریخ عبور دادند آن هم در بدترین شرایط و در دوران افول همه نظام های کهن و درحالی که دودهه در یک پادگان نظامی به شدت در محاصره بودند! 🔹 شیعه که ان روزها یک کشتی به گل نشسته به نظر میرسید با تیزهوشی امامش، قوی تر شد و از آن مهم تر ، ریل نظم نوین جهانی را از آن روزها پایه گذاری کرد ! دوازده قرن قبل از این روزها ! 🔹ریلی که شرق و غرب عالم، اکنون برای جاگیری در آن، له له می زنند ! 🔹نظمی که منجر به حکومت بندگان شایسته خدا خواهد شد ! 🔻وام گرفته از دکتر احسان رضایی @Hs_Land | تاریخاتور
تاریخاتور
🔴 معماری بزرگترین شبکه سری از درون بزرگترین زندان شهری!!! 🔹از همه جا بوی دود و خون زده بود بیرون
🔹جالب است بدانید یکی از چهار "سر شبکه" عثمان بن سعید بود ! خردمندی که با پوشش روغن فروشی ، رابط امام و لایه های زیرین شبکه شده بود و کدهای سری شیعه را جابجا می‌کرد! عثمان بن سعید بعدها نایب امام حسن عسکری و سپس اولین نایب حضرت بقیه الله شد. @Hs_Land | تاریخاتور
🔴 جالب است این را هم بدانید که زیارت فوق العاده جامعه از امام هادی علیه السلام می باشد! مهندسی عجیب کلمات در این دعا برای پیشبرد اهداف شیعه موجب انتقال آموزش های سیاسی و شیعی به مردم شده تا آماده‌ سازی ذهنی شیعه برای بازپس‌گیری حکومت جهانی موحدین رقم بخورد ! همان حکومتی که قوم برگزیده بنی اسرائیل در برپایی اش کم گذاشتند و به قوم نفرین شده تبدیل شدند ! @Hs_Land | تاریخاتور
دستش که بالا رفت دل ما هم رفت ❤️ به بهانه عید غدیر
🔹یهودی های حجاز پاپیچ پیامبر آخرالزمان شده بودند که موسی کلیم الله،یوشع را جانشین معرفی کرد.جانشین شما کیست؟ خدا ، آیه فرستاد: انما ولیکم الله ... ....« ولی » شما کسی است هنگام رکوع زکات میدهد. با پیامبر رفتند مسجد، در راه فقیری دیدند که انگشتر ولی الله دستش بود ! زکات گرفته بود! 🔻یهود همانجا فهمید که او همه کاره ی بعد رسول است ! 🔹در اُحد، جنگ که گُر گرفت همه فرار کردند! رکوردهای صخره نوردی شکسته شد ! دار و دسته بوسفیان تارگت زده بودند به جانِ پیامبر ! اما "مرد " سپر پیامبر شده بود ! بخیه باران شده بود ولی جان پیامبر حفظ شد( سر خم می سلامت ....) ! فرشته ها برایش سرود خواندند ؛ لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار 🔹عاشق شده بود ، دل داده بود . قشنگ ترین پیوند دنیا ! عجب برکتی داشت برای خدا ! برای ما هم برکت داشت، نور داشت ، سر و سامانمان داد ! تا ابد با حسن و حسین ، آبادمان کرد ! 🔹در خندق کار بیخ پیدا کرده بود! همه کفر یک طرف و همه اسلام یک طرف ! عمر بن عبدود غول فول آپشن عرب ، سه بار هماورد طلبید و هر بار جوان برخواست ! عمر با دیدن « مرد»خنده ش گرفت ! گرد و خاک که خوابید، غول عرب زیر دست و پای مرد، جان داده بود. همه ی اسلام ، همه ی کفر را تکانده بود . 🔹با خانواده سه روز روزه گرفتند! هر سه روز موقع افطار ، فقیر آمد در خانه ! افطاری را بخشیدند !!! بخشیدند و گرسنه خوابیدند، سه شبانه روز ! برای خدا بخشیدند ! فقط هم خدا دیده بود ! روز سوم خدا عاشق شد ! سوره نازل کرد ! سوره دهر ! از سلسبیل تا حریرهای بهشتی ! انگار خدا شش دانگ بهشت را به اسم خانواده آن « مرد » زده بود ! 🔹قلعه های یهود دومینویی سقوط میکرد ، ولی قلعه آخر گیر داشت ! هم غول داشت و هم زر و هم زور ! تا روز سوم هرکه می رفت دست از پا درازتر برمیگشت !!! گولاخ ترین قلعه ی یهود بود ! الکی نبود که کار اسلام و مسلمانی بیخ پیدا کرده بود !!! پیامبر هیچ راهی جز همان همیشگی نداشت !!! _ روز سوم درب خیبر روی دست های مرد بود ! کِیفی کرده بود رسول خدا ! خدا هم لذت برده بود ! 🔹آخرین حج پیامبر بود و در مسیر برگشت ، خاطرخواهی خدا ، گُل کرد و بیخیال نمی شد! کار به تهدید رسید ! جبرییل تا سه بار نازل شد! حرف خدا یک کلام بود « فقط حیدر امیرالمومنین است .» رفتگان برگشتند و ماندگان رسیدند تا رسول خدا بگوید مولا فقط علی و تمام ! دستش که با رسول بالا رفت دل ما هم رفت! او از اول برای ما امام بود ، امیر بود ! تا سه روز در بیابان چادر زدند تا با او بیعت کنند! 🔹دو سه ماه از غدیر نگذشته بود که کودتای سقیفه ، بختک شد بر روزگار ما ! همه پشت مرد را خالی کردند و فقط یک نفر مانده بود که با جانش مدافع شده بود ! همان عشقش!!! همان که وقتی در زمین قامت نماز میبست ، فرشتگان عرش غرق تحیر به تماشا می ایستادند !!! 🔹امپراتوریشان کِش آمده بود از سمرقند و بخارا تا آفریقا ! خلیفه دوم که چاقو خورد ، دل نداشت مملکتش بی صاحب بماند ! شورای شش نفره تشکیل داد ! مرد را هم گذاشت بین شش نفر! کوچکش کرده بود ! ولی مرد بزرگ بود ! آنجا هم بزرگی کرد . گفتند به دوشرط بیا حکومت را بردار ! حاضرنشد دروغ بگوید حتی به قیمت گرفتن آن امپراتوری !!! 🔹بعد ۲۵سال رفتند سراغش !!! دیر رفته بودند !!! گفته بود که در برابر شکم بارگی ستمگران می ایستد و در مقابل گرسنگی مظلومان ، سکوت نخواهد کرد . ایستاد و سکوت نکرد ! ولی زمانه طاقت ایستادنش را نداشت ! مافیا گردن کلفت شده بود !شورش کردند ! نه یک بار و دوبار ! سه بار شوریدند! جمل،نهروان،صفین! 🔹شیطان در شام رجز میخواند! معاویه شده بود اپوزیسیون ! فقط فکر خوردن بودن ، مهره های حکومتش را یهود حرکت میداد! کار یهود و معاویه به ده ضربه شمشیر مالک اشتر گره خورده بود!!! نگذاشتند !!! منافقان داخلی با قرآن به جنگ مرد رفته بودند ! 🔹شبانه غذا می برد خانه یتیمان ! مَرکَب بچه ها شده بود که مادر سفره دل وا کرد ! خدا خلیفه را نیامرزد که پدر بچه ها را فرستاد جنگ !!!! مرد اشک می‌ریخت و به زن گفته بود برای مرد که بهانه خلقت بود دعا کند ! 🔹مسجد کوفه همه جمع بودند ! گفت راه آسمان ها را بهتر از زمین میدانم،سوال کنید آن چه نمی‌دانید! مردکی گفت موهای صورتم چند تاست!!!! حالا چهارده قرن زمینیان انتظار میکشند تا راه آسمان ها را از پسرش سوال کنند ... 🔹پنج سال حکومت کرد و شیرینی اش را به دل همه مان نشاند . @Hs_Land | تاریخاتور
قسمت سی و سوم شکست سنگین تورانیان و کشته شدن پیران وزیر افراسیاب
🔹بعد از دلدادگی ویرانگر بیژن و منیژه ، افراسیاب واشر سرسیلندر چسباند و یه مدت از تو کابینت آشپزخانه شون بیرون نمیامد و تا اسم رستم می‌شنید جیغ میکشید !😁(گیر ندین منظور اینه که فشاری شده بود) 🔹مخصوصا اونجا که رستم در برگشت به ایران یه سری به کاخ افراسیاب هم زد و دکوراسیون و مبلمان ساختمان شاهنشاه رو بهم زد و تمام مجسمه های عتیقه ش رو هم تیکه تیکه نمود! 🔹افراسیاب بعد یه مدت تراپی ، دار و دسته‌اش رو جمع کرد و گفت می‌خوام یه انتقام خرکی بگیرم! 🔹زنگ زد همه هم پیمانان جهانیش از هند تا تاتارها و چینی ها رو جمع کرد! 🔹لشکریاتش رو از چند جبهه و به فرماندهی پسرش و وزیر خردمندش " پیران " را به سمت ایران فرستاد! 🔹ازون طرف کیخسرو هم اعلام آمده باش داد به بچه ها و همه رو به خط کرد ! 🔹رستم با بچه ها از سیستان به هندوستان اتک زد و پهلوان گودرز هم برای مهار پیران به سمت خوارزم راهی شد ! 🔹کیخسرو به نیروهایش گفته بود اگه شل کردند شما هم شل کنید تا آتش جنگ بخوابه ! 🔹پهلوان گودرز اولش به " پیران " پالس داد که بیا بر و بچت بیا تسلیم بشو ، ولی پیرمرد قبول نکرد ! 🔹دو لشکر تصمیم به جنگ داشتند و در نهایت در محیطی کوهستانی بهم رسیدند! ایرانی ها زودتر رسیده بودند ! 🔹هر دو لشکر رخ به رخ شده بودند و استارت نمی‌زدند و سه روز همدیگه رو ویو می‌زدند! 🔹بیژن که کله ش باد داشت به پدرش گیو گفت شروع کنید دیگه! اون طرف هم "هومان" به برادرش پیران گفت چرا استارت نمی‌زنی؟! 🔹فردا صبح،هومان پرید وسط و تک تک ایرانی ها رو فراخواند ب ای نبرد تن به تن ! ولی لشکر ایرانی ها گفتند تا گودرز دستور نده ، وسط بیا نیستیم ! لشکر حساب کتاب داشت! 🔹پهلوان گودرز تمایلی به نبرد تن به تن نداشت و به هومان گفت برو بچه ، برو دنبال تیله بازیت ! 🔹این وسط بیژن غیرتی شد و سماجت سنگین که من برم شاخ هومان رو بشکنم! 🔹پدرش گیو گفت بچه بیخیال شو ، ولی بیژن آمارش جوری زده بود بالا که گودرز مجبور شد موافقت کنه! 🔹بیژن و هومان وسط میدان بهم رسیدند و تعهد دادند که کسی از دو طرف دخالت نکنه و حتی اگه به قیمت جانشان تمام بشه ! 🔹دو پهلوان با نیزه و شمشیر به جان هم افتادند و کار پیش نرفت و هردو زنده ماندند! بع نفسی چاق کردند و دوباره همدیگه رو گرفتن ! ولی اینبار شروع کردند به کشتی! این وسط بیژن با یه سالتو بارانداز، هومان رو برد هوا و وسط میدان پهن کرد ! کار هومان تورانی تمام شد ! 🔹پیران وقتی فهمید برادرش کشته شد قند خونش افتاد و به برادر دیگرش گفت یه شبیخون کلفت به ایرانی ها بزن ! 🔹ایرانی ها که بو برده بودن با یه پاتک سنگین شبیخون تورانیان رو دیس بک زدند و این دفعه هم بیژن ، یه برادر دیگه پیران رو هم ترکوند! 🔹ایرانی ها خوب می‌زدند! بزن که خوب میزنی! 🔹ازون طرف ،رستم مثل بولدوزر پیشروی می‌کرد و نفس کش می‌طلبید! 🔹پیران وقتی دید که لشکر توران گن زده، درخواست صلح کرد ! 🔹ایرانی ها فهمیدند که پیران داره بازی درمیاره تا زمان بخره که افراسیاب با نیرو کمکی برسه! بخاطر همین زدند زیر میز مذاکره! 🔹فرداش دو لشکر دوباره به جان هم افتادند و جنگ از کله سحر تا بوق سگ طول کشید تا اینکه خودشان خسته و بیخیال شدند ! 🔹فردای جنگ برای اینکه تکلیف معلوم بشه هر دو سپاه به این نتیجه رسیدند که یازده پهلوان خود را ب ای نبرد تن به نن به میدان بفرستند ! 🔹بخاطر همین حکیم فردوسی، اسم این نبرد رو گذاشت جنگ یازده رخ! 🔹بعد وزن کشی ، حریفان همدیگه رو شناختند! 🔻فریبرز در مقابل کلباد ویسه 🔻گیو گودرز و گروی زره 🔻گرازه و سیامک تورانی 🔻فروهل و زنگله 🔻رهام گودرز و بارمان 🔻بیژن گیو و رویین پسر پیران 🔻هجیر و سپَهرَم 🔻زنگه شاوَران و اَخواشت تورانی 🔻گرگین میلاد و اندریمان 🔻بَرته و کَهرام تورانی 🔻و فینال فینالان ،گودرز و پیران ویسه 🔹بین دو بلندی و در زمینی هموار پهلوانان در نبردی تن به تن به نوبت به جان هم افتادند! 🔹حاجی فردوسی با جزییات گفته! 🔹پیران ارنج تیم ملی ایران رو که دید تا ته قصه رو خوند و فهمید کار تمومه! 🔹بعد شکست همه پهلوانان تورانی ، دو پیرمرد، گودرز و پیران با هم درافتادند که در نهایت گودرز ایرانی کار پیرمرد تورانی را تمام کرد! 🔹گیو به دستور کیخسرو دستور داد جنازه پیران رو با عزت و با احترام تشییع کنند ! خیلی احترام گذاشت ! 🔹تورانی ها با شکست پهلوانانشان تسلیم شدند و این بار هم پرچم ایران بالا رفت ! 🔹کیخسرو دستور یه جشن سنگین در تمام ایران رو داد و البته پیران رو هم با عزت و اخترام تشییع کرد! @Hs_Land | تاریخاتور
16.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 هزار و چهارصد ساله که سرکاریم!!! چه ربطی به ما داره که کی خلیفه شده؟!! کار قشنگی از بچه های گفتگولوژی عیدتون هم مبارک
یه علمی هست بنام futurology خ خلاصه ش میشه آینده پژوهی ساده ترش میشه با دیتاهای الانت ، آینده رو ببینی و یه جورایی پیش بینی کنی ! حالا این جمله عجیب حضرت زهرا سلام الله علیها رو دقت کنید ؛ « والله اگر مردم خلافت را به علی (ع) سپرده بودند درهای برکت از آسمان و زمین به روی آن ها گشوده می‌شد » 🔻به نظر شما چه ارتباطی بین ولایت حضرت امیر با کاینات بود که قرار بود با امامت ایشان، خدا درهای آسمان را به روی مردمان باز کند ؟ و یا با امامت ایشان چه اتفاقی برای بشریت می افتاد که خدا اینطور ذوق کرده و حاضر بود اینطور درهای رحمت و برکت را باز کند ؟! 🔻حالا حساب کنید کوتوله هایی که مانع این اتفاق شدند چه ظلمی به بشریت کردند ! چه ظلم سنگینی!!! و اینکه خدا چه آهی کشید!!!!