eitaa logo
IRAN. ¹¹⁴
248 دنبال‌کننده
220 عکس
439 ویدیو
0 فایل
چنلی برای ایران! 🇮🇷 و رمانی عاشقانه برای وطن... 📖 و قلبی که برای میهن میتپد…🫀 و دلی که برای وطن مینویسد…♥ و عددی گمنام از سربازان گمنام کشور آقا ایلیا و کوروش کبیر... 🕶
مشاهده در ایتا
دانلود
بفرمایید پارت دیروز و امروز و یه پارت هدیه♥️🖇
پارت ۱۶۷ /_سارا: حاجی: میدونم این پرونده چقد برا تو و تیمت مهمه ولی سارا الان بحث بحث امنیت کشوره. حاجی: جان ایلیا جان یاسر این یک دفعه رو کوتاه بیا پرونده رو دادم دست یه تیم اشنا. حاجی: بعدم کارای عملیاتی بخاطر جوانب امنیتی با شماست خیالت تخت کشتن قاتل جوونای این مملکت با خودته قول میدم خودت چهارپایه رو از زیر پاشون بزنی! سارا: اوکی حاجی من حرفی ندارم بچه ها رو تو جلسه امروز قانع کنید منم نمیام روم نمیشه تو چشمشون نگاه کنم قانع شدن من حرفی ندارم. سارا: یاعلی. و بدون اینکه منتظر جوابی بدونم قطع کردم. نگاهی به ساعت کردم و در اتاق یاسر رو زدم. سارا: یاسر بیا بیرون. یاسر در کسری از ثانیه اومد بیرون. محمد یاسر: چی شده؟ سارا: از کی پرونده منتقل شده و من نمیدونستم؟ محمد یاسر: بخدا داشتیم میومدیم بهت بگیم که این اتفاقا افتاد ما هم ساعت یک فهمیدیم. سارا: نمیشه ندیم؟ و بعد اروم جوری که کسی نشنوه گفت: محمد یاسر: سرگروهشون دوست منه نگران نباش. نگاهی عاجزانه کردم بهش. مثل اینکه چاره ای نبود. رفتم سمت اشپزخونه. یاسر و عسل هم اومدن کمکم چون توان نداشتم. اون از اون اتفاق اینم از پرونده. محمدیاسر: برا چی خودتو اذیت میکنی؟ چی میخوای بشین بگو من بدم مگه من مردم؟ سارا: چیزی نمیخوام اب میخواستم. محمد یاسر یه لیوان اب خنک بهم داد و بعد نشوندم رو مبل. باز طاقت نیاوردم بلند شدم تا صبحونه آماده کنم. این داستان ادامه دارد...☘ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ به قلم: نـاریـا. 🇮🇷
کامنت برتر🦦😂 🤌🏽 Join: @IRANN_114🤍
288K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این شما و این الگوی زندگیم:❤️‍🩹 Join: @IRANN_114🤍