هِزارویكشَب*
اول یه داستانی تعریف میکنم که حتماااا بخونید✨>>> که نشون میده چرا بعضی مواقع به خواسته و حاجتِ مون ن
کتاب الغدیر که ۱۲-۱۳-۱۴ جلد هست رو علامه امینی نوشتند و و حدوداً ۴۰-۵۰ سال عمرشون رو برای این کتاب صرف کردند..
هِزارویكشَب*
کتاب الغدیر که ۱۲-۱۳-۱۴ جلد هست رو علامه امینی نوشتند و و حدوداً ۴۰-۵۰ سال عمرشون رو برای این کتاب ص
کتاب الغدیر چه کتابیه؟ کتابی ست که علامه امینی با احادیث خود اهل تسنن، حقانیت امام علی «علیه السلام» رو اثبات کردند و فقط از احادیث اهل تسنن استفاده کردن
هِزارویكشَب*
کتاب الغدیر چه کتابیه؟ کتابی ست که علامه امینی با احادیث خود اهل تسنن، حقانیت امام علی «علیه السلام»
چطوری این کتاب رو نوشتند؟ چندین سال پیش مثل زمان حال که امکانات فراهم باشه نبوده
در زمستان و برف از نجف به هند میرفتند و یک حدیث پیدا میکردند و میآمدند و اون رو مینوشتند..
هر روز از نجف به هند در زمستان برف و سرما در کتابخانه به دنبال حدیث میگشتند.
هِزارویكشَب*
چطوری این کتاب رو نوشتند؟ چندین سال پیش مثل زمان حال که امکانات فراهم باشه نبوده در زمستان و برف از
در طول کل عمر علامه امینی یک دعا و حاجت داشتن خونشون نجف بوده وقتی پیر میشن حدودا شصت ساله(در این زمان و سال ها زحمات زیادی برای اسلام کشیدند)
هر روز به زیارت امام علی «علیه السلام» می رفتند و می گفتند:
امام علی این همه وقت گذشته، مرا حاجت روا کن با این همه زحمت من یک دعا و حاجت بیشتر نداشتم🥺:)))
هِزارویكشَب*
در طول کل عمر علامه امینی یک دعا و حاجت داشتن خونشون نجف بوده وقتی پیر میشن حدودا شصت ساله(در این زم
خلاصه که دلشون یکم گرفته بود
که یک مرد عرب رو میبینند که داخل صحن هست و یه بچه داشته از اون افرادی که از نظر جسمی علاج هستند و بسیار وضعیتشان بده.
اون فرد یقه فرزندش رو میگیره و محکم به ضریح امام علی «علیه السلام» می کوبه و میگه: ای علی شفایش بده!
همان زمان دست و پاهای بچه باز شده و فردی سالم از نظر جسمی میشه.. و مرد عرب دست بچش رو میگیره و میگه یا علی و.. و بعد هم میره:))))
هِزارویكشَب*
خلاصه که دلشون یکم گرفته بود که یک مرد عرب رو میبینند که داخل صحن هست و یه بچه داشته از اون افرادی
علامه امینی این صحنه رو میبینه و میگه اهان!
حالا فهمیدم..
خب پس امام علی ماهم باید اینطوری باشیم و بی ادبانه رفتار کنیم دیگه، آره؟!💔
هِزارویكشَب*
علامه امینی این صحنه رو میبینه و میگه اهان! حالا فهمیدم.. خب پس امام علی ماهم باید اینطوری باشیم و
چهل، پنجاه سال هست که من کتاب نوشتم و این همه کار کردم و یه حاجت بیشتر نداشتم اون وقت...!!!!
هِزارویكشَب*
چهل، پنجاه سال هست که من کتاب نوشتم و این همه کار کردم و یه حاجت بیشتر نداشتم اون وقت...!!!!
به خونه میرند و می خوابن و در عالم خواب و رویا امام علی «علیه السلام» به خواب علامه امینی میاند و میگویند:
علامه از دست ما دلخور و ناراحت نباش؛ علامه اگه به این افراد حاجت ندیم، ما را ول خواهند کرد و دست از سر ما بر میدارن و میرند اما شما خودمونی ما اهل بیت هستید و ما رفت و آمد و صدای شمارو دوست داریم:))))
ببینید مثلاا؛
تا شب عاشورا ۵۰۰-۶۰۰ نفر( دقیق نمیدونم) با امام حسین «علیه السلام» بودند حتی وقتی که امام حسین بودند نماز میخواندند و زندگی خوبی داشتند خوب و خوش بودند و با امام حسین بودند...
هِزارویكشَب*
ببینید مثلاا؛ تا شب عاشورا ۵۰۰-۶۰۰ نفر( دقیق نمیدونم) با امام حسین «علیه السلام» بودند حتی وقتی که
شب عاشورا امام حسین «علیه السلام» فرمودند:
فردا روز شهادت و مشکلات است، سختی و مرگ است. هرکس که فکر میکند اهل این کار ها نیست، برود.
وقتی سپاه دشمن قصد حمله در عصر تاسوعا داشت امام یک شب مهلت خواستند تا به عبادت بپردازند اون شب به دعا، نماز و تلاوت قرآن گذشت.
در شب عاشورا امام حسین اصحاب خود رو جمع کردند و خطبهای خوندند
سپس چراغ (یا مشعل) رو خاموش کردن تا اگر کسی میخواد بره خجالت نکشه.
افرادی که در طول مسیر مردد بودن یا انگیزه دنیایی داشتن پیش از این شب جدا شده بودن..
در همون شب عاشورا تعداد بسیار کمی جدا شدن
اینطور نبود که اکثریت اون شب فرار کنن غربال اصلی پیش از رسیدن به کربلا انجام شده بود
برخی در بین راه جدا شدن..
بعضی به طمع حکومت کوفه اومده بودن..
وقتی خبر شهادت مسلم بن عقیل رسید عده زیادی رفتن..
هِزارویكشَب*
شب عاشورا امام حسین «علیه السلام» فرمودند: فردا روز شهادت و مشکلات است، سختی و مرگ است. هرکس که فکر
بیشتر افراد تا وقتی که التماس دعا و سلام و صلوات و نماز جماعت و این چیزها بود با امام حسین بودند..
امااا وقتیی کار به سختی کشید، رفتند💔:)))