طرفداران مذاکره و آتش بس نگران نباشند، آتشبس به یک مکان امن منتقل شده تا آسیب نبینه.
🔺هشدار مسکو به تهران در فروردین ۱۴۰۵:
صلح، پوشش حمله زمینی است، نقشه پنتاگون برای پایان آتشبس دوهفتهای
🔹شورای امنیت روسیه در بیانیهای تکاندهنده که توسط خبرگزاری «تاس» منتشر شد، هشدار داد آمریکا و اسرائیل از پوشش دیپلماسی و مذاکرات صلح برای آمادهسازی یک عملیات زمینی گسترده علیه ایران استفاده میکنند.
➖➖➖
✅ هشدار روسیه تاریخ ۲۴ آوریل یعنی ۱۵ فروردین هست.
▪️تحلیل راهبردی:
خطای محاسباتی برخی مسولین
خطر مهلک سازشطلبان
و ضرورت عبور از آستانه
مقدمه
در شرایطی که دشمن از خطوط قرمز حاکمیتی عبور کرده، بزرگترین خطای راهبردی در داخل ایران نه ضعف سختافزاری، که «خطای تحلیلی جریان سیاسی معتقد به سازش و مذاکره» است. این جریان، صحنه را اشتباه میخواند، دشمن را اشتباه میفهمد و تجویزی مرگبار برای امنیت ملی دارد: «ادامه نبرد زیر آستانه و نگاه مثبت به مذاکره».
---
بخش اول: کالبدشکافی خطای تحلیلی جریان سازشطلب (تله ذهنی)
این جریان سیاسی دچار چند توهم راهبردی بنیادین است:
۱. توهم «مذاکره با گرگ»
· خطا: تصور میکنند آمریکا به دنبال «توافق پایدار» و «احقاق حقوق ملت ایران» است. حال آنکه هدف راهبردی واشنگتن، تغییر رژیم یا استحاله نظام از درون است، نه حل مسئله هستهای یا موشکی.
· واقعیت: آمریکا در مذاکرات نه به دنبال شریک، که به دنبال «طعمه» است. هر مذاکره با این ذهنیت، نه رفع تحریم، که خرید زمان برای ضربه بعدی است. تاریخ برجام و خروج از آن، گواه این توهم است.
۲. خطای «خویشتنداری بینهایت» (Infinite Restraint Fallacy)
· خطا: گمان میکنند اگر ایران پاسخ ندهد و «زیر آستانه» بماند، آمریکا اشباع میشود و دست از خصومت برمیدارد.
· واقعیت: خویشتنداری یکطرفه در برابر دشمنی که «ذاتاً تجاوزگر» است، به معنی «ضعف» خوانده میشود، نه «صلحطلبی». این دقیقاً همان برداشتی بود که آمریکا را به خطای مهلک «ترور رهبری» کشاند. سازشطلبان با این رویکرد، عملاً به دشمن چراغ سبز برای اقدامات بعدی نشان میدهند.
۳. فراموشی «تضاد وجودی» (Existential Threat Blindness)
· خطا: آنها نبرد را صرفاً بر سر «منافع» (هستهای، اقتصادی، منطقهای) تحلیل میکنند.
· واقعیت: دشمن، «هویت انقلابی و حاکمیت دینی» ایران را هدف گرفته است. تضاد، بر سر «بقا» است، نه «امتیاز». در نبرد بقا، «مذاکره برای احقاق حقوق» یک توهم کودکانه است؛ کسی که میخواهد شما را نابود کند، با شما بر سر حقوقتان چانهزنی نمیکند.
۴. اولویت کاذب «اقتصاد» بر «امنیت»
· خطا: استدلال میکنند که اقتصاد شکننده است، پس باید تنش را کنترل کرد و به مذاکره تن داد.
· واقعیت: امنیت، پیشنیاز اقتصاد است، نه برعکس. ملتی که رهبر و دانشمندانش ترور میشوند، اگر به فکر «اقتصاد» باشد و نه «انتقام»، نه اقتصاد خواهد داشت و نه امنیت. دشمن دقیقاً از همین گلوگاه میخواهد ملت را به زانو درآورد.
---
بخش دوم: چرا استراتژی «زیر آستانه» اکنون خودکشی راهبردی است؟
«جنگ زیر آستانه» قاعدهای نانوشته داشت: «شما زیرساختهای ما را میزنید، ما منافع شما را؛ اما از خط قرمزهای وجودی عبور نمیکنیم.»
ترور رهبری و فرماندهان درجه یک، پایان رسمی دوران «زیر آستانه» است.
· ماندن در زیر آستانه پس از این واقعه، یعنی:
· مشروعیتبخشی به ترور رهبری.
· دعوت از دشمن برای تکرار چنین اقداماتی.
· القای فروپاشی اراده ملی به جهان و نیروهای خودی.
· نابودی کامل بازدارندگی.
جریان سازشطلب با اصرار بر مذاکره و خویشتنداری، در حال نابود کردن آخرین بقایای «هیبت راهبردی» ایران است.
---
👇بخش سوم👇
ضرورت تغییر راهبردی از زیر آستانه جنگ به جنگ تمام عیار فرا آستانه
👇ادامه تحلیل از بالا👇
بخش سوم: ضرورت فعالسازی «تنش فراآستانهای» و «دکترین مرد دیوانه»
برای احیای بازدارندگی و نجات ایران از این مارپیچ فرسایشی، فقط یک راه وجود دارد: عبور از آستانه و فعالسازی استراتژی مرد دیوانه.
۱. استراتژی مرد دیوانه چیست؟
این دکترین که زمانی نیکسون هم از آن بهره برد، یعنی دشمن باید باور کند که رهبری ایران در برابر عبور از خطوط قرمزش، آنقدر «مصمم»، «خشمگین» و «غیرقابل پیشبینی» است که ممکن است دست به اقدامی «بهظاهر غیرعقلانی» (در چارچوب عقلانیت غربی) بزند.
· پیام مرد دیوانه: «اگر امنیت رهبری من تضمین نباشد، خواب راحت را برای همیشه از چشمان رهبری شما میگیرم. ناوهایتان، پایگاههایتان، متحدانتان، هیچکدام در امان نیستند.»
· هدف: ایجاد تردید مهلک در اتاق فکر دشمن. وقتی دشمن نداند واکنش ایران «محدود و حسابشده ذیل آستانه» است یا «ضربهای ویرانگر و مهارنشدنی»، مجبور به عقبنشینی میشود.
۲. ضربه سخت؛ تنها ضامن بازدارندگی
بازدارندگی یک مفهوم روانی است: «باور دشمن به اینکه هزینه حمله از منافعش بیشتر است.»
این باور، با «یادداشت اعتراضی»، «مذاکره» و «پاسخ محدود» ایجاد نمیشود. فقط و فقط با «ایجاد درد واقعی و غیرقابل تحمل» ایجاد میشود.
· ضربه سخت یعنی:
· زدن مستقیم و علنی یک دارایی حیثیتی-امنیتی آمریکا (پایگاه اصلی منطقهای، ناو هواپیمابر، یا تأسیسات حیاتی).
· ایجاد تلفات انسانی به اندازهای که افکار عمومی آمریکا را وادار به فشار به دولت کند.
· نابودی کامل یک نماد قدرت دشمن، نه فقط یک انبار مهمات خالی.
بدون این ضربه، دشمن «خطای محاسباتی» خود را تکرار خواهد کرد؛ چون درد را حس نکرده است.
۳. مؤلفههای راهبرد فراآستانهای ایران
· ابهام راهبردی: دشمن نباید بداند پاسخ بعدی ایران کجاست، چقدر است و کی تمام میشود.
· ضربه به عمق: انتقال نبرد از نیابتیها و مناطق حاشیهای به عمق امنیت ملی آمریکا و اسرائیل.
· تغییر معادله: از «هزینه-فایده» به «بقا-نابودی». باید ثابت کنیم بقای ما با بقای آنها گره خورده است.
---
نتیجهگیری نهایی: پنجرهها بسته شده است
جریان سیاسی سازشطلب دچار یک خطای تحلیلی مهلک است: آنها هنوز در جهان «پیش از ترور رهبری» زندگی میکنند. آنها نمیفهمند که پاندورا باز شده و دیگر بازگشتی به قواعد قبل نیست.
الان زمان مذاکره و نرمش نیست؛ الان زمان «خشم مقدس راهبردی» است.
یا باید با «استراتژی مرد دیوانه» ضربهای سخت و کاری به دشمن زد و بازدارندگی را یکشبه احیا کرد،
یا باید در دام «صلحطلبی یکطرفه» و «زیر آستانه ماندن»، شاهد ترورهای بعدی و فروپاشی تدریجی هیبت و امنیت ملی بود.
▪️تنها راه تضمین بقا، اثبات «دیوانگی مقدس» در برابر زیادهخواهی دشمن است.
امام شهید فرموده بودند اگر ناوها خطرناکند موشکهایی که آنها را به قعر دریا میفرستند هم وجود دارند
این یعنی لازمه چند تا ناو با هزاران امریکایی کشته شوند
وشکست مفتضاخانه رقم بخورد
این عملیات حجم گسترده پرتابه و چندین روز استمرار لازم دارد.
▪️اما هنوز برخی در داخل نگران عواقب غرق کردن ناو آمریکایی هستند
هدایت شده از یادداشت های مهدی افراز
💡آیا پایان جنگ بدون مذاکره با امریکا امکانپذیر است؟
✍مهدی افراز
🔹یکی از اشکالات حامیان مذاکرات جاری به منتقدین آن است که به هر حال هر جنگی نیازمند یک نقطه پایان سیاسی است و مخالفان روند فعلی خواهان باز بودن پرونده جنگ برای همیشه و معلّق شدنِ کشور در وضعیت نه جنگ نه صلح دائمی است.
🔸ظاهر تلاش های دیپلماتیک و تبادلات پیام، می تواند دربردارنده دو ماهیت کاملاً متفاوت باشد، ماهیت اول؛ گفتگوهای سیاسی پایان جنگ، ماهیت دوم؛ مذاکره با امریکا.
🔹مهم ترین تفاوت و وجه تمایز گفتگوی سیاسی پایان جنگ و مذاکره با امریکا در این مساله است که ما از رهگذر یک توافقنامه میخواهیم کار را با امریکا تمام کنیم یا کار را با امریکا آغاز نماییم.
🔸وجه المعامله شدن موضوع هسته ای نقطه ای است که می توان فهمید که یک متن دربردارنده شرایط پایان دادن به جنگ است یا حاوی مختصات آغاز کار با امریکاست. مذاکره پایان جنگ حاوی مواردی همچون تثبیت حکمرانی ما بر تنگه هرمز، تعیین تکلیف غرامت ها و خسارت ها، ترسیم کیفیت خروج نیروهای رزمی امریکا از خلیج فارس و تضمین امنیت همه ساحات بلوک مقاومت می باشد و هیچ استلزامی به طرح مسائل هسته ای ندارد.
🔹طرح موضوع هسته ای و مشروط شدن انجام تعهدات طرف مقابل به انجام اقدامات ایران در حوزه غنی سازی، ذخایر اورانیومی و دیگر موارد مرتبط با فناوری و صنعت هسته ای کاملاً خروج از ماهیت گفتگوی سیاسی پایان جنگ و ورود به مذاکره و توافق با امریکاست.
🔸 وارد شدن ما در محیط باج دهی هسته ای و توافق با امریکا دقیقا همان نقطه پیروزی بخش برای کاخ سفید است. امریکا در فرآیند سیاسی و با ایجاد طمع در ما برای دسترسی پیدا کردن به منابع مالی و امکان فروش نفت، اراده ما را در طول اراده خودش حفظ خواهد کرد و تمامی اهرم قدرت تولید شده در میدان نظامی فعلی را از دست ما خارج خواهد نمود. محاصره بنادر، توقف تجارت دریایی، باز شدن دست رژیم برای پاکسازی جغرافیایی مقاومت در لبنان از ابتدایی ترین پیامدهای وارد شدن در محیط خطرناک توافق با امریکا در شصت روز گذشته بوده است.
🔹دقیقا در لحظه ای که می توانستیم با پشت پا زدن به وعده های کاذب و فریبنده، در فرآیند گفتگوی سیاسی پایان جنگ بر دستاوردهای میدانی و اراده ملت مبعوث تکیه کنیم و کشور را در افق عبور از امریکا قرار داده و به صورت عملی به جنگ پایان دهیم، مجدداً با بازگشت به مسیر ارتجاعی مذاکره با امریکا و دل سپردن به دعوت های مرتجعین، سایه تهدید را بر کشور دائمی خواهیم ساخت.
🔸از این جهت، نگاه انتقادی رهبر انقلاب به روند فعلی سیاسی، کاملا زیربنایی بوده و به جزئیات تعهدات دو طرف مربوط نمی شود. تمامی شروط بیان شدهی ایشان در بیانیه های ۱۲ گانه ترسیم کننده مختصات گفتگوهای پایان جنگ است و نشانه ای از مجاز بودن پرداختن به موضوع هسته ای و باز شدن مجدد پرونده مذاکره با امریکا در آن وجود ندارد.
@afrazmahdi
رویترز به نقل از یک مقام آمریکایی گزارش داد در حال حاضر گزارشی از آسیب یا تلفات در میان نیروهای آمریکایی یا خسارت به پایگاههای آمریکا در منطقه وجود ندارد. او افزود تقریبا تمام موشکها و پهپادهای شلیکشده از سوی ایران رهگیری و منهدم شدهاند.
فاکس نیوز نیز به نقل از یک مقام ارشد آمریکا گزارش داد که ایالات متحده در حملات سهشنبه شب، به ۲۰ هدف در درون ایران حمله کرده است.
#رصد
#ایران_اینترنشنال
➖➖➖
تحلیل این خبر
دو احتمال وجود دارد:
۱.ایران واقعاً سفت زده ولی آمریکا شرایط ورود به جنگ گسترده ندارد
۲. ایران زیر آستانه جنگ زده آمریکا هم زیر آستانه زده هر کدوم یک کار گسترده رسانه ای روش میکنن وبعد مذاکرات با قوت ادامه دارد.
➖➖➖
▪️تا آمار دقیق تلفات آمریکا معلوم نشه نمیشه گفت کدوم تحلیل درسته
▪️ضرورت وحدت در برابر رومیانِ دیروز و آمریکای امروز
🔶سیره امام جواد ع در حمایت از مامون قاتل پدرش در جنگ با رومیان
یکی از نکات قابل تأمل در سیره اهلبیت علیهمالسلام، تقدم مصالح امت اسلامی و حفظ امنیت سرزمینهای اسلامی بر اختلافات سیاسی و شخصی است.
سید بن طاووس در کتاب «مهج الدعوات و منهج العنایات» نقل میکند که امام جواد علیهالسلام برای مأمون عباسی حرزی تعلیم دادند و فرمودند:
متن روایت:
«...قَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ (ع): فَإِنِّی أُعِیذُکَ بِهَذَا التَّعْوِیذِ، فَإِنَّکَ لَا تَضُرُّکَ مَعَهُ بَلِیَّهٌ وَ لَا شَیْطَانٌ وَ لَا سُلْطَانٌ، وَ إِنْ لَقِیتَ أَهْلَ الرُّومِ وَ التُّرْکِ وَ قَاتَلْتَهُمْ جَمِیعاً وَ اجْتَمَعَ عَلَیْکَ أَهْلُ الْأَرْضِ کُلُّهُمْ لَمْ یَصِلُوا إِلَیْکَ بِسُوءٍ وَ تَکُونُ آمِناً مِمَّا تَکْرَهُ...»
منبع: سید بن طاووس، مهج الدعوات و منهج العنایات، ص ۳۶.
ترجمه:
«من تو را به این تعویذ در پناه خدا قرار میدهم؛ به گونهای که با آن هیچ بلا، شیطان یا سلطانی به تو آسیب نرساند. و اگر با رومیان و ترکان روبرو شوی و با همه آنان بجنگی و تمام مردم زمین بر ضد تو گرد آیند، نتوانند آسیبی به تو برسانند و از آنچه ناخوش میداری در امان خواهی بود.»
نکته بسیار مهم اینجاست که این سخن را امام جواد علیهالسلام درباره مأمون بیان میکنند؛ همان مأمونی که در نگاه شیعه مسئول شهادت امام رضا علیهالسلام شناخته میشود و از بزرگترین دشمنان سیاسی اهلبیت علیهمالسلام بود.
اما هنگامی که پای مقابله با دشمنان خارجی و حفظ امنیت سرزمین اسلامی در میان است، امام علیهالسلام مسئله را از زاویهای فراتر از نزاعهای سیاسی داخلی مینگرند. در آن مقطع، خطر رومیان و تهدید مرزهای جهان اسلام یک واقعیت جدی بود و حفظ اقتدار جامعه اسلامی اهمیت ویژهای داشت.
این رفتار برای امروز ما نیز یک درس بزرگ است.
امروز نیز ممکن است در داخل کشور، جریانها، سلیقهها و حتی افرادی باشند که در بسیاری از مسائل با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشند؛ اما هنگامی که پای ایران، تمامیت ارضی کشور، امنیت ملی و مقابله با دشمنان خارجی به میان میآید، همه باید در یک جبهه قرار گیرند.
اگر امام جواد علیهالسلام در مسئله مقابله با دشمن خارجی حتی نسبت به مأمون، با آن همه سابقه تلخ، نگاه مصلحتمحور و کلان داشتند، امروز نیز حفظ «اتحاد مقدس ملی» یک ضرورت عقلانی، شرعی و انقلابی است.
در برابر رومیانِ دیروز و آمریکای امروز، اختلافات داخلی نباید ما را از دشمن اصلی غافل کند.
ایران متعلق به همه فرزندان این سرزمین است و حفظ استقلال، امنیت و تمامیت ارضی آن وظیفهای مشترک برای همه کسانی است که دل در گرو عزت این ملت دارند.
ممکن است در بسیاری از مسائل با یکدیگر اختلاف داشته باشیم؛ اما در دفاع از ایران، در مقابله با سلطهطلبی بیگانگان و در حفظ اقتدار ملی، باید یک صدا و یک صف باشیم.
تجربه تاریخ نشان داده است که دشمن خارجی زمانی موفق میشود که ملتها دچار تفرقه شوند؛ و هرگاه ملتها متحد بودهاند، بزرگترین قدرتها نیز نتوانستهاند اراده خود را بر آنان تحمیل کنند.
اثباتِ «عقلانیتِ عدم مذاکره» با آمریکا (بر اساس مبانی فکری)
برای اثبات اینکه چرا از نگاه آیتالله خامنهای مذاکره با آمریکا «غلط» و «غیرعاقلانه» است، میتوان استدلالهای زیر را بر اساس مبانی نظام جمهوری اسلامی تدوین کرد:
۱. استدلال ماهوی (تضاد در آرمانها):
مذاکره به معنای رسیدن به یک «مخرج مشترک» است. وقتی طرفین بر سر «موجودیت» یکدیگر اختلاف دارند، مذاکره بیمعناست. آمریکا خواهانِ ادغام ایران در نظم جهانیِ تحت رهبری خود است (پایان استقلال)، و ایران خواهانِ برهم زدنِ این نظم است. در این تقابل هویتی، مذاکره یا به معنای تسلیمِ یکی از طرفین است یا فریبی برای خرید زمان؛ بنابراین مذاکره در این سطح، غیرعاقلانه است.
۲. استدلالِ «فریب» و «بدعهدی» (درسگیری از تاریخ):
تجربه برجام (توافق ۱۳۹۴) به عنوان یک مستند تاریخی، از نظر رهبری اثبات کرد که آمریکا به «تعهدات» پایبند نیست. عقلانیت حکم میکند که وقتی طرف مقابل از «فشار حداکثری» به عنوان ابزارِ مذاکره استفاده میکند، مذاکره نه تنها رفعِ شر نمیکند، بلکه «اشتهایِ» طرف مقابل را برای امتیازگیری بیشتر باز میکند. در منطقِ رهبری، مذاکره در شرایطِ تهدید، «سادهلوحی» است.
۳. استدلالِ «مذاکره به مثابه سلاحِ دشمن»:
از دیدگاه رهبری، آمریکا به مذاکره نه به عنوان راهکار حل مسئله، بلکه به عنوان «پروژه» نگاه میکند تا از طریق آن، دو کار را انجام دهد:
داخلی: ترویجِ روحیه «ما نمیتوانیم» و مرعوب کردن جامعه.
بینالمللی: نشان دادنِ ایران به عنوان کشوری که در حال کوتاه آمدن است (شکستنِ ابهتِ مقاومت).
بنابراین، پرهیز از مذاکره یک تصمیم عقلانی برای حفظ «سرمایه استراتژیک مقاومت» است.
۴. استدلال «قدرت به جای گفتوگو»:
آیتالله خامنهای بارها تأکید کردهاند که «زبانِ دشمن، زبانِ زور است». در یک بازی قدرت، وقتی طرف مقابل زبانِ منطق را نمیفهمد، گفتگو کردن با او «اتلاف وقت» و نشاندهنده «ضعف» است. عقلانیت در اینجا ایجاب میکند که به جای مذاکره، «مولفههای قدرت» (نظامی، اقتصادی، علمی) تقویت شود تا دشمن ناچار به عقبنشینی شود، نه اینکه با او بر سرِ عقبنشینیِ ما مذاکره شود.
نتیجهگیری
مذاکره از نگاه این مکتب فکری، زمانی غلط است که به عنوان «راهکارِ خروج از بحران» دیده شود. عقلانیت انقلابی میگوید: راهکار خروج از بحران، «تولید قدرت» است، نه گفتگو با کسی که هدفش حذفِ این قدرت است. مذاکره تنها زمانی عاقلانه است که به عنوان یک «ابزارِ فنی» برای تثبیتِ دستاوردهایی باشد که پیشتر در میدانِ عمل به دست آمدهاند، نه راهی برای گدایی امنیت یا توسعه.
یادی کنیم از حملات ژاپن به ناوهای آمریکایی در جنگ
۱. یواساس آریزونا (USS Arizona) – پرل هاربر، ۷ دسامبر ۱۹۴۱
یک بمب هوایی ژاپنی به انبار مهماتش اصابت کرد. کشتی در یک انفجار مهیب از هم پاشید و ظرف چند دقیقه با بیش از ۱۱۰۰ خدمه غرق شد. هنوز هم در همان محل زیر آب است.
۲. یواساس اکلاهما (USS Oklahoma) – پرل هاربر، ۷ دسامبر ۱۹۴۱
چندین اژدر هوایی به بدنهاش خورد و کشتی واژگون شد. ۴۲۹ ملوان جان باختند.
۳. یواساس لکسینگتون (USS Lexington) – نبرد دریای مرجان، ۸ می ۱۹۴۲
در یک نبرد سنگین هوایی، چندین بمب و اژدر ژاپنی به آن اصابت کرد. آتشسوزی گسترده باعث انفجارهای زنجیرهای شد و مجبور به رها کردن و غرق کردنش توسط خود آمریکاییها گشتند.
۴. یواساس یورکتاون (USS Yorktown) – نبرد میدوی، ۴ ژوئن ۱۹۴۲
ابتدا توسط بمبافکنهای ژاپنی آسیب جدی دید. وقتی در حال یدککشی برای تعمیر بود، زیردریایی ژاپنی آی-۱۶۸ (I-168) به آن اژدر زد و غرقش کرد.
۵. یواساس واسپ (USS Wasp) – نزدیک گوادالکانال، ۱۵ سپتامبر ۱۹۴۲
زیردریایی ژاپنی آی-۱۹ (I-19) سه اژدر به آن زد. انبار مهمات و مخازن سوخت منفجر شد و کشتی آتش گرفت. مجبور به رها کردن و غرق کردنش شدند.
۶. یواساس هورنت (USS Hornet) – نبرد جزایر سانتا کروز، ۲۶ اکتبر ۱۹۴۲
هواپیماهای ژاپنی چندین بمب و اژدر به آن زدند. کشتی کاملاً از کار افتاد و بعد از رها شدن، توسط ناوشکنهای ژاپنی با اژدر غرق شد.
۷. کروزرهای سنگین تنگه ساوو (کوئینسی، وینسنس، آستوریا) – ۹ اوت ۱۹۴۲
در یک شب، ناوگان ژاپنی با چراغخاموش به آنها نزدیک شدند و با آتش توپخانه و اژدر، هر سه را یکی پس از دیگری غرق کردند.
۸. یواساس جونو (USS Juneau) – نزدیک گوادالکانال، ۱۳ نوامبر ۱۹۴۲
در یک نبرد شبانه آسیب دیده بود. روز بعد وقتی با چند کشتی دیگر عقبنشینی میکرد، زیردریایی ژاپنی آی-۲۶ (I-26) اژدری به بخش مهماتش زد. کشتی در ۲۰ ثانیه ناپدید شد و ۶۸۷ نفر از جمله برادران سالیوان جان باختند.
۹. یواساس ایندیاناپولیس (USS Indianapolis) – ۳۰ ژوئیه ۱۹۴۵
در اقیانوس آرام، زیردریایی ژاپنی آی-۵۸ (I-58) دو اژدر به آن زد. کشتی در ۱۲ دقیقه غرق شد. به خاطر اشتباه در پیامرسانی، نجات آنها ۴ روز طول کشید و بسیاری توسط کوسهها کشته شدند.
تمام اینها در جنگ جهانی دوم و مستقیماً توسط نیروهای مسلح ژاپن انجام شد.
اما آمریکای امروز به مراتب ضعیف تر و شکننده تر هست...
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فیلمی از تمرینات آمادهسازی تیم ملی ساحل عاج برای جام جهانی با قرائت قرآن و دعا
چقدر شبیه فوتبالیستهای ایرانی مومن مسلمان و انقلابی هستند...