سوال تاریخی
آیا ابوموسی اشعری با مجوز امام علی ع رفت برای مذاکره با عمر عاص
یا بدون اجازه امام علی ع نماینده حکومت ایشون بود در مذاکرات حکمیت!؟
سوال دوم:
ابوموسی اشعری را امام علی ع انتخاب کرده بودند یا مردم معترض به سیاستهای حضرت؟
سوال سوم:
آیا حضرت که #علی_الاصول با آتش بس و توقف جنگ صفین موافق نبودند و با مذاکره ای که با فریب قرآن سرنیزه شکل گرفته بود مخالفت داشتند، توصیه هایی به ابوموسی داشتند که گول طرف دغلکار پیمان شکن را نخورد؟ یا اینکه توصیه ای نداشتند و او را رها کردند؟!
▪️نکته:
خوارج کسانی بودند که امام را مقصر نتیجه فاجعه بار مذاکرات میدانستند
و مسولیت خود در سرپیچی از امام را نادیده میگرفتند و همه مسولیت اشتباهات و ساده لوحی و شیطنت ها را میخواستند بیاندازند گردن امام.
➖➖➖
👇پاسخ به سوالات فوق 👇
بخش اول پاسخ اینجا
در ادامه بر اساس منابع کهن تاریخی و حدیثی، به تفکیک پاسخ میدهیم:
سوال اول: آیا ابوموسی اشعری با مجوز امام علی (ع) به مذاکره رفت؟
پاسخ: بله، هرچند مردم معترض او را انتخاب کرده بودند و او با اصول فکری امام مخالف بود ولی در نهایت امام مجبور شد به او مجوز مذاکراتی را بدهد که خود با آن از اصل مخالف بود.
چون ابوموسی با نظر امام انتخاب نشد و امام صراحتاً با اعزام او مخالف بود.
اما ابوموسی به عنوان نماینده تحمیلی از سوی جریان قدرتمند قاریان (که بعدها بخشی از آنان خوارج شدند) به حکمیت رفت.
▪️مستندات تاریخی:
1. نصوص تاریخ طبری و ابن اثیر: در وقایع پس از پایان جنگ صفین و توافق بر سر «حَکَمین»، امام علی (ع) شخصاً عبدالله بن عباس یا مالک اشتر را برای این مأموریت پیشنهاد کرد.
2. محاجه امام با تحمیلکنندگان: معترضان سپاه عراق (که بعدها هسته خوارج را تشکیل دادند) با استدلال اینکه اشتر و ابن عباس خود از عوامل جنگ بودهاند، پیشنهاد امام را رد کردند و بر شخصی اصرار ورزیدند که در آغاز فتنه (جنگ جمل) بیطرف بوده باشد. آنان صریحاً گفتند: «ما را جز ابوموسی (اشعری) به حکمیت راضی نمیکند.»
3. واکنش امام علی (ع): امیرالمؤمنین در پاسخ به این تحمیل فرمود: «شما در ابتدا از فرمان من سرپیچی کردید (و باعث شدید جنگ متوقف شود)، اکنون نیز ابوموسی را بر من تحمیل میکنید. ابوموسی مرد مورد اعتماد من نیست. او پیش از این مردم کوفه را از یاری من بازداشت.» اما تحت فشار اکثریت مسلح که تهدید به تسلیم او به دشمن یا قتل میکردند، امام به اکراه پذیرفت که ابوموسی برود.
نتیجه: ابوموسی مورد رضایت امام علی ع نبود، ولی مردم معترض فریب خورده که اکثریت را تشکیل می دادند معتقد بودند با مذاکره با معاویه مشکلات اقتصادی کوفه حل میشود و
جنگ پایان میپذیرد
البته امام علی ع معتقد بود چون معاویه عهد شکن و فریبکار هست مذاکره با او سودی ندارد و قطعاً خسارت بار و بی شرافتی خواهد بود ولی چون مردم معترض فشار آوردند برای جلوگیری از فتنه داخلی خوارج در نهایت به ابوموسی اشعری برای مذاکره با دشمن اجازه دادند.
---
سوال دوم: ابوموسی انتخاب امام بود یا مردم؟
پاسخ: دقیقاً انتخاب مردم معترض (اصحاب قعود و جریان مقدسمآب) بود، نه انتخاب امام.
تحلیل تاریخی:
1. زمینههای شورش: وقتی عمروعاص قرآنها را بر نیزه کرد، شکاف عمیقی در سپاه امام ایجاد شد. حدود بیست هزار نفر از سپاهیان امام که عمدتاً از قاریان و زاهدان خشن بودند، شمشیرها را غلاف کردند و امام را تهدید به قتل یا تسلیم به معاویه کردند.
2. انگیزه تحمیل ابوموسی: ابوموسی اشعری والی پیشین کوفه بود که توسط عثمان نصب و سپس توسط مردم تأیید شده بود، اما در زمان جنگ جمل با شعار بیطرفی، مردم را به عدم همراهی با امام دعوت کرده بود. این جریان تندرو، ابوموسی را نه به خاطر وفاداری به علی (ع)، بلکه به خاطر «قداست دینی و انزواطلبی سیاسی» او برگزیدند. آنان معتقد بودند داور باید کسی باشد که دستش به خون مسلمانان آلوده نشده باشد.
3. تصریح امام: امام پس از تحمیل ابوموسی فرمود: «اکنون که چنین میکنید، او (ابوموسی) را بفرستید، اما بدانید که شما خود مسئول عواقب این کار خواهید بود.»
نتیجه: ابوموسی نماینده مردم معترضی بود که شعار "إنا لله و إنا إلیه راجعون" سر میدادند و جنگ را فتنه میدانستند. امام تنها برای حفظ باقیمانده سپاه از فروپاشی کامل و کشته شدن خودش، این تحمیل را تنفیذ صوری کرد.
👇ادامه پاسخ به سوالات 👇
---
سوال سوم: آیا امام به ابوموسی توصیهای داشتند؟
پاسخ: بله، امام توصیههای اکید داشت، اما پیشبینی میکرد که ابوموسی فریب میخورد و هشدارهایش نادیده گرفته میشود.
مستندات و تحلیل:
1. اعلام بیاعتمادی: امام پیش از اعزام، به ابوموسی فرمود که عمروعاص اهل فریب است و هیچگاه آنچه به نفع قرآن و سنت باشد انجام نمیدهد.
2. سند مکتوب (عهدنامه حکمیت): امام در سند رسمی حکمیت تصریح کرد که داوران باید فقط بر اساس «حکم قرآن» و سنت جامع قضاوت کنند و حق جدا کردن خلافت از علی را ندارند. این عهدنامه را شخص امام تنظیم کرد و به ابوموسی داد.
3. توصیههای راهبردی: بر اساس خطبههای امام در نهجالبلاغه، امام بارها به یاران خود در مورد خدعه معاویه هشدار داد. در مورد ابوموسی، تاریخ طبری نقل میکند که امام به ابن عباس فرمود: «به خدا سوگند میدانم که این مرد (ابوموسی) فریب آن حیلهگر (عمروعاص) را خواهد خورد و کار را به تباهی خواهد کشاند.»
4. بعد از ماجرا: هنگامی که خبر خلع شدن امام توسط ابوموسی (در پی فریب عمروعاص) به کوفه رسید، امام فرمود: «من به شما گفته بودم که او مرد ضعیفالنفسی است و او را روانه نکنید، اما شما نپذیرفتید.»
نتیجه: امام او را رها نکرد، بلکه با وجود مخالفت، پس از تحمیل، مسئولیت نظارت را با دادن دستورالعمل محکم (حکمیت بر اساس قرآن) حفظ کرد.
اما ابوموسی چون سازشکار بود و بنا داشت به هر قیمتی شده جنگ را متوقف کند
موضعی که قبلا در جنگ جمل داشت که مردم را از همراهی با علی در جنگ جمل منع میکرد.
بسیاری تحلیلگران ابوموسی را اصلا فرد ساده لوحی نمیدانند و معتقدند او با زیرکی تمام زمینه را برای فتنه بزرگ خوارج و «مقابله با امام علی» در فتنه براندازی همسو با معاویه طراحی وعملیاتی کرد و سپس در سیاست اعلامی به گونه ای رفتار کرد که انگار فریب خورده ولی در واقع همه چیز کاملا برای براندازی از قبل با جریان نفوذی هماهنگ شده بود.
#سامری_امت
#لا_قتال
هدایت شده از کانال سید مقدام حیدری
✍اهل کوفه چه گناهی کرده بودند که خدا اجازه داد، لکهی ننگ قتل سید الشهدا علیه السلام تا ابد، بر پیشانی نحسشان بماند؟!
🔸هر چه فکر میکنم میبینم تنها گناه بزرگی که این جماعت کردند و دیگران نکردند، همین بود که دو سه باری، آتشبسِ زودهنگام و نابجا را بر امیرالمؤمنین و امام حسن مجتبی علیهما السلام تحمیل کردند.
🔹سخن نابجا و زودهنگام از آتشبس کارِ امثال اشعث بود. حکایتِ گناه فوق کبیرهای است که جامعهای را به درکهی قاتل الحسین شدن فرو کشاند.
سید مقدام
همتی, رییس کل بانک مرکزی:
اگر کیفیت محصولات کشاورزی آمریکا خوب باشه مانعی برای خرید نداریم!
▪️امام شهید ما با صراحت تاکید کردند واردات کالای مصرفی از آمریکا ممنوعه
https://eitaa.com/Israel666/23315
👤 عطا بهرامی
جمهوری اسلامی ایران در هیچ جنگی نباخته و در هیچ مذاکرهای برنده نشده است!
#مذاکره
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️بروزرسانی بازیگران مختارنامه!😉
به دلیل شرایط جدید در جامعه جهانی، بازیگران مختار هم جدید شدند.
رفتارشناسی آمریکا طبق نظریه پنجره اورتون.mp3
زمان:
حجم:
8.5M
پله های نظریه شامل:
۱. تغییر مرزهای رفتار و حقوق مشروع
۲. استفاده از ایدههای افراطی برای عادیسازیِ فشارهای سخت و کمتر افراطی
۳. انزوای اخلاقی در صحنه جهانی
۴. قرار دادن در تنگنای انتخابی
۵. گرفتن امتیاز
سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران تنها بر «تحریم» متکی نیست، بلکه بر یک «مهندسی ادراک» استوار است.
آمریکا در تلاش است با جابهجا کردنِ دائمیِ مرزهای گفتگو، ایران را در وضعیتی قرار دهد که هزینهی خروج از پنجرههای طراحیشده توسط غرب، به قدری زیاد شود که ایران چارهای جز پذیرش زمین بازی آنها نداشته باشد.
➖➖➖
تحلیل مهندسی اجتماعی بر اساس نظریه Overton Window بر رفتار آمریکا در قبال ایران.
پنجره اوورتون به ما میگوید که چگونه یک ایده از حالت «غیرقابل قبول» به حالت «بحثبرانگیز»، سپس «قابل قبول»، سپس «منطقی» و در نهایت «قانون» تبدیل میشود.
سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران، هرگز صرفاً به «تحریم» و «فشار» خلاصه نشده است. این سیاست، بیش از آنکه یک رویکرد اقتصادی یا نظامی باشد، یک «مهندسی ادراک» پیچیده و حسابشده است. واشنگتن با بهرهگیری از چارچوبی تحلیلی موسوم به «پنجره اوورتون» (Overton Window)، در تلاش است تا با جابهجاییِ دائمیِ مرزهای گفتوگو و گفتمان، ایران را در موقعیتی قرار دهد که هزینه خروج از «زمین بازی» طراحیشده توسط غرب، به قدری زیاد شود که چارهای جز پذیرش منطق تحمیلی آنها باقی نماند.
در ادامه، این نقشه راهبردی در قالب پنج پله و با تطبیق بر سخنان کلیدی رهبر معظم انقلاب، تحلیل میشود.
---
🧩 چارچوب تحلیلی: «پنجره اوورتون» و مهندسی ادراک
«پنجره اوورتون» نظریهای در علوم سیاسی است که نشان میدهد چگونه یک ایده، از مرحله «غیرقابلقبول» به «بحثبرانگیز»، سپس «قابلقبول»، «منطقی» و در نهایت به یک «سیاست رسمی» تبدیل میشود. این جابهجایی معمولاً با مطرح کردن سناریوهای افراطی و تهدیدآمیز آغاز میشود تا ذهن طرف مقابل را برای پذیرش گزینهای ملایمتر، اما همچنان ضررآمیز، آماده کند. این تکنیک که در روانشناسی اجتماعی به «اثر تطبیق شناختی» مشهور است، باعث میشود جامعههدف، در برابر فشارهای جدید، حساسیتزدایی کرده و آنها را بپذیرد.
---
🪜 پلههای توطئه: تحلیل پنج مرحلهای نقشه آمریکا
پله اول: تغییر مرزهای رفتار و حقوق مشروع ایران
هدف نخست، تغییر تعریف «رفتار مشروع» ایران در نظام بینالملل است. آمریکا تلاش میکند تا حقوق مسلم ایران - مانند غنیسازی صلحآمیز هستهای و برنامه موشکی دفاعی - را به عنوان «رفتار نامشروع» و «بیثباتکننده» معرفی کند. به عبارت دیگر، آنچه تا دیروز یک حق بود، امروز به عنوان «تهدید» تعبیر میشود.
پله دوم: استفاده از تهدیدهای افراطی برای عادیسازیِ فشارهای سخت
در این مرحله، آمریکا با مطرح کردن سناریوهای افراطی و غیرقابلقبول (مانند «حمله نظامی فراگیر» یا «نابودی کامل برنامه هستهای»)، افکار عمومی و حتی تصمیمسازان ایران را در معرض شوک قرار میدهد. هدف، عادیسازی گزینههای کمتر افراطی اما همچنان خشن (مانند ادامه تحریمهای فلجکننده یا حملات سایبری) است.
تطابق با فرمایش رهبری:
«دشمن روی خطای محاسباتی مسئولین حساب کرده»
ایشان با این عبارت، عمق استراتژی دشمن را افشا میکنند. دشمن با ایجاد فضای تهدید و ارایه گزینههای افراطی، سعی در ایجاد «خطای محاسباتی» در ذهن مسئولین دارد؛ خطایی که در آن، پذیرش یک توافق تحمیلی و زیانبار، به عنوان «عاقلانهترین» گزینه ممکن جلوه داده میشود. این دقیقاً همان نقطهای است که «پنجره اوورتون» برای تغییر محاسبات راهبردی طراحی شده است.
پله سوم: انزوای اخلاقی ایران در صحنه جهانی
همزمان با فشار نظامی و اقتصادی، آمریکا با ایجاد یک روایت اخلاقی، ایران را در انزوا قرار میدهد. در این روایت، هرگونه اقدام ایران برای دفاع از حقوق خود، «تجاوز»، «بیثباتکنندگی» و «ممانعت از صلح» معرفی میشود. این انزوای اخلاقی، زمینه را برای اعمال فشارهای چندجانبه بینالمللی فراهم میکند.
پله چهارم: قرار دادن ایران در «تنگنای انتخابی»
در این گام، دشمن با بستن سایر مسیرها، ایران را در یک «تنگنای انتخابی» (Hobson's Choice) قرار میدهد. گزینهها به گونهای تعریف میشوند که یا «پذیرش خواستههای تحمیلی» است و یا «مواجهه با پیامدهای وحشتناک». هدف این است که ایران احساس کند هیچ راه سومی وجود ندارد و ناگزیر از انتخاب بد (همان خواسته دشمن) است.
پله پنجم: گرفتن امتیاز نهایی
پس از جابهجایی پنجره گفتمان و ایجاد تنگنای انتخابی، نوبت به «گرفتن امتیاز» میرسد. آمریکا این امتیاز را نه در قالب یک «توافق»، که در قالب «تسلیم» در برابر یک «دیکته» دریافت میکند. این امتیاز، شامل توقف غنیسازی، محدودیت موشکی و توقف حمایت از جبهه مقاومت است؛ یعنی همان خواستههایی که در ابتدای مسیر، غیرقابلقبول به نظر میرسید، اکنون به عنوان «هزینههای اجتنابناپذیر صلح» ارائه میشوند.
تطابق با فرمایش رهبری:
«علیالاصول با مذاکره مخالف هستم»
این جمله، نه یک موضع تاکتیکی، بلکه یک هشدار راهبردی بر اساس درک عمیق از ماهیت دشمن است. ایشان با «مخالفالاصول» خواندن مذاکره با آمریکا، به این نکته اشاره دارند که ذات این فرآیند، یک مذاکره برای حل مسئله نیست، بلکه دیکتهای برای گرفتن امتیاز است. در چنین ساختاری، میز مذاکره به ابزاری برای تحمیل خواستههای از پیش تعیینشده تبدیل میشود.
---
🔚 جمعبندی: نقشه، بازیگران و وظیفه مردم
پروژه آمریکایی-صهیونیستی در قبال ایران، یک کارزار مهندسی ادراک است که با بهرهگیری از نظریه «پنجره اوورتون» و ایجاد یک «تنگنای انتخابی» طراحی شده است. در این نقشه، دشمن با تغییر مرزهای گفتمان، ایجاد فشار روانی و تحمیل یک روایت اخلاقی، سعی در وادار کردن ایران به پذیرش یک «تسلیم راهبردی» دارد.
نکته کلیدی آنکه هدف این پروژه، صرفاً برنامه هستهای یا موشکی نیست؛ هدف، تغییر هویت و جایگاه ژئوپلیتیکی ایران در غرب آسیا، حذف محور مقاومت و تبدیل ایران به یک بازیگر ضعیف، منزوی و وابسته است.
تطابق با فرمایش رهبری:
«دعوت رهبر از مردم برای نظارت و مطالبه از مسئولین که خطوط قرمز و منافع مردم را رعایت کنند»
در این نقطه، نقش کلیدی مردم و نخبگان هوشیار مشخص میشود. فراخوان رهبری برای «نظارت و مطالبه» مردمی، یک هشدار استراتژیک است. ایشان با درک عمیق از پیچیدگی این نقشه، مردم را به عنوان تنها سد مستحکم در برابر این سناریوی تحمیلی به میدان آوردهاند. نظارت و مطالبه مردم، میتواند از تبدیل شدن «خطوط قرمز» کشور به «موضوعات قابلچانهزنی» جلوگیری کند. این نظارت، پادزهری است در برابر «تطبیق شناختی» که دشمن به دنبال آن است.
نتیجه نهایی: دشمن با یک نقشه هوشمندانه و چندلایه، در صدد تغییر «هندسه امنیتی» غرب آسیاست. شناخت این نقشه، هوشیاری در برابر فریب رسانهای آن و ایستادگی بر روی «خطوط قرمز» ترسیمشده توسط رهبری، تنها راه خنثیسازی این سناریوی پیچیده است.
👆قربانی عاشورای حسینی پنجشنبه
جهت دفع شر دشمنان
و سلامتی امام زمان عج و رهبر عزیز
و پیروزی رزمندگان ونابودی دشمنان
جهت شیعیان آبرومند
منطقه محروم زهک زابل
مشارکت در قربانی تا ساعت ۱۲ شب چهارشنبه تاسوعا حسینی
اینجا:
💳
6104337790077901شبا
Ir330120010000001855451718➖➖➖ گزارش مالی قربانی اینجا