eitaa logo
֙⋆پرتوی نور .
435 دنبال‌کننده
695 عکس
95 ویدیو
1 فایل
آرامِ دلی، دفعِ غمی، مرهمِ دردی . ' من؟ خسته‌ی خسته . `🇮🇷 📮https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_wu0g1x&btn=جا.سخنی پین های چنل رو نگاه کن:> کپی؟ نه لطفا . مهر ماهِ ۱۴۰۱
مشاهده در ایتا
دانلود
֙⋆پرتوی نور .
ما امروز پا به پاتون شما رو بدرقه کردیم ... پس میشه ما رو هم اون دنیا شفاعت کنید؟:)
همه نگران بغض دم «اللهم انا لانعلم منهم‌ الا خیرا»ی آقا بودند ابراهیم. همه نگران بودند. همه از دیشب می‌گفتند دعاکنید آقا سرنماز بغض نکند یکهو. در لحظه این فراز، همه بلند گریه کردند، تمام صف‌های قامت‌ بسته پشت شانه‌های آقا. صف‌های توی خیابان. همه بلند گریه کردند که بغض آقا توی صدای جمعیت گم شود. آقا اما بغض نکرد ابراهیم. در تکرار دوم و سوم هم همه مویه سر دادند. میلیون‌ها گریه بلند، برای شنیده نشدن یک بغض آرام؛ آقا اما بغض نکرد ابراهیم. هیچ شانه‌هایش نلرزید. کوه انگار. مشکی هم نپوشید حتی. و بر تابوت شما کمر خم نکرد حتی برای بوسه‌ای یا فاتحه‌ای. رفت و توی دفتر شخصی‌اش نشست به دیدارهای سران و سرسلامتی‌های همسایه‌ها. آقا حواسش هست ابراهیم. مراقب است که توی دل ما خالی نشود. بچه‌ها را بغل می‌کند. به آدم‌بزرگ‌ها میگوید هیچ‌نگران نباشید. خللی پیش نمی‌آید. سکنات او آراممان می‌کند. ابراهیم تو توی دامن کوه‌ها گم شدی، و ما تکیه بر کوهی داده‌ایم این داغ را. حالمان خوب است، کوه‌مان استوار هنوز. نگران ما نباش. «مهدی مولایی»
امتحان نهایی عربی به طرز افتضاحی سخت بود
خودایاااا
تا وارد حوزه شدم یکی از بچه هامون دووید اومد بغلم کرد گفت دلم برات تنگ شده بودددد
من:
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
همرو نوشتم بعضیاشو همینجوری نوشتم بعضیاشو چشمامو بستم علامت زدم خلاصه که رها بودم
حالا بماند که وسط امتحان حالم بد شد نمیتونستم نفس بکشم💩
بچه ها بیاید یه نظر بدید