#یادداشت
🛬 در روز اول سفر حوالی ظهر به چابهار رسیدیم. در آنجا اولین توقف مان اداره آموزش و پرورش شهرستان چابهار بود. با آقای تاژ (معاون عمرانی) درباره امکان تعریف پروژههای عمرانی در مدارس منطقه صحبت کردیم و قرار بر بازدید میدانی روز بعد گذاشتیم. سپس با آقای بهنام (معاون آموزشی) درباره وضعیت آموزشی دانشآموزان و ظرفیت فعالیتهای آموزشی گفتگو کردیم.
🕌 در مسیر برگشت، دفتر نماینده مقام معظم رهبری در امور اهل سنت چابهار را دیدیم و تصمیم گرفتیم به آنجا سری بزنیم. در این دیدار حاج آقا عبدالهی، اطلاعات ارزشمندی درباره مردم منطقه و فرهنگ و مذهب و اقوام آنها، محرومیتها، ظرفیتها و راهکارهای عملیاتی در اختیار ما گذاشتند.
💡 در ادامه روز، جلساتی نیز با اداره آب و فاضلاب شهرستان، معاون عمرانی فرماندار و آقای کیخا (جهادگر سابق، کارآفرین و مدیر اجرایی باغات موز شرکت ماهان) داشتیم. صحبتهای آقای کیخا درباره نحوه ورود مؤثر به منطقه و تجربیات و ایده های ایشان، بسیار الهامبخش و راهگشا بود که درصورت عملیاتی شدن ایده ها آنها را به اطلاع شما میرسانیم.
🏫 صبح روز دوم به همراه آقای تاژ بازدید از چند مدرسه در شهر و حومه چابهار را شروع کردیم. مشکلات را از نزدیک دیدیم:
🔹 مدرسهای با دیوار کوتاه که امنیت دانشآموزان را به خطر انداخته بود.
🔹 کمبود فضای آموزشی و تراکم بالا در کلاسها.
🔹 کمبود یا فرسودگی تجهیزات آموزشی.
🔹 سیستمهای برقکشی غیرایمن که خطر جانی برای دانش آموزان ایجاد میکرد.
🌅 پس از بازدید آخرین مدرسه در روستای رَمین، به ساحل دریا و تالاب صورتی که در نزدیکی آنجا واقع شده بود رفتیم. طبیعت بکر، منحصربهفرد و خیرهکننده آنجا، انرژی تازه ای برای ادامه روند شناسایی به ما داد.
عصر همان روز، جلسهای با حاجآقا موسوی، امام جمعه چابهار داشتیم و از دیدگاه ایشان نیز درباره فرهنگ و مذهب مردم منطقه و نحوه ورود موثر بهره بردیم.
🏗️ همچنین برای بررسی پروژههای عمرانی احتمالی دیگر، جلساتی با اداره جهاد کشاورزی و شهرداری چابهار برگزار کردیم.
🔸 سرانجام صبح روز سوم برای بررسی پروژه های دیگر، چابهار را به مقصد منطقه پیرسهراب ترک کردیم.
#شناسایی
#مکران
#مسیر_جهاد
🔸 گروه جهادی شهید وزوایی دانشگاه شریف
بله | ایتا | تلگرام
#یادداشت
#خاطره
از ظرفیتها و محرومیت تا مردمی گرم و مهماننواز
🔹 در سفر سوم شناسایی، برای ارزیابی پروژههای عمرانی، راهی بخش پیرسهراب شدیم. در آنجا به سراغ آقای یزدانپناه، بخشدار منطقه رفتیم و از ایشان درخواست ملاقات کردیم. ایشان ما را به خانه پدری خود در روستای جنگال پایین دعوت کردند. بنابراین راهی آنجا شدیم.
🏡 در مسیر حرکت، مناظری توجه ما را به خود جلب کرد: باغات سرسبز موز، بندسارها و شیارهای ژرفی که بر اثر خروش سیلاب در زمین ایجاد شده بود و بعدها فهمیدیم که به آنها "گَرگَروک" میگویند. با رسیدن به روستا، اولین بنایی که دیدیم، مدرسهای بود که توسط "مرحوم حسین علیمرادی"، فعال جهادی و فارغالتحصیل دانشگاه علامه، ساخته شده بود و یادبودی از تلاشهای او برای آبادانی این دیار بود. این جهادگر بزرگوار آنقدر بین مردم این روستا محبوب بود که عکس او زینت بخش خانههای آنها شده بود. 🏫
🌳 به خانه پدری آقای یزدانپناه رفتیم و جلسه خود را زیر سایه درخت "کهور" و در کنار "هوتَک" (حوضچه ذخیره آب) برگزار کردیم؛ هوتکی که آب اندک آن، باید مایه حیات کشاورزی روستا میشد.
🧎 هنگام نماز، برای ما مهری آوردند و برای دیگر همراهان در جستجوی سنگهای مناسب بودند، اما ما با تشکر گفتیم که مهر همراه خود داریم. برای وضو به سرویس بهداشتی مدرسه رفتیم، که تنها سرویس بهداشتی روستا بود. وقتی شیر آب را باز کردیم، آبی چنان کدر جاری شد که در صحت وضو گرفتن با آن تردید کردیم!
👦 پس از وضو، با کودکانی که در مدرسه و اطراف آن بازی میکردند، گپ کوتاهی زدیم. آنچه توجه مرا جلب کرد، نامهای آنان بود: مرتضی، امیرحسین، محمد، حسین، فاطمه و زهرا. این نامها، نشاندهنده ارادت مردم اهل سنت این منطقه به اهل بیت(علیهم السلام) بود.
🚰نماز ظهر و عصر را در مسجد روستا به جا آوردیم و سپس برای گفتوگو با مردم، گشتی در روستا زدیم. از دغدغههایشان پرسیدیم و دریافتیم که بزرگترین مشکلشان، کمبود آب کشاورزی است؛ چرا که با احداث سد در بالادست، رودخانهای که از کنار روستا میگذشته و آب کشاورزی این روستا و روستاهای دیگر منطقه را تامین میکرده خشک شده و سیستم مناسبی برای انتقال آب ذخیرهشده به زمینهایشان وجود ندارد.
🍲 در پایان، بار دیگر به خانه پدری آقای بخشدار بازگشتیم و با گرمای میزبانی و مهماننوازیاش روبهرو شدیم. ایشان با غذاهای محلی بلوچی از ما پذیرایی کردند. سرانجام، راهی ترمینال چابهار شدیم تا با خاطرهای از خاکی صمیمی و مردمی مقاوم، به تهران باز گردیم.
#شناسایی
#مکران
#مسیر_جهاد
🔸 گروه جهادی شهید وزوایی دانشگاه شریف
بله | ایتا | تلگرام