58.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 ویدئوی سخنرانی دکتر احمد پاکتچی با موضوع: «قرآن و عهدین: سنتها، بافتارها، بینامتنها»
🎓 مطالعات تخصصی یهودی:
🇮🇷👉 @JewishStudies
💎 قرآن و عهدین: سنتها، بافتارها، بینامتنها
🎙 سخنرانی دکتر احمد پاکتچی
1⃣ در این ارائه، دکتر پاکتچی به بررسی روابط بینامتنی بین سنتهای اسلامی و کتاب مقدس میپردازد. او توضیح میدهد که هدف اصلی این مطالعات تطبیقی، روشنتر کردن معانی و تسهیل گفتوگو بین ادیان است، نه ردّ یا پذیرش کامل منابع دیگر.
2⃣ مطالعه در چندین سطح انجام میشود: از بررسی مفاهیم منفرد (مانند تفاوت ریشههای صلح/صدق) تا مقایسهٔ روایتهای کامل (مانند داستان طوفان نوح) و مفاهیم پیچیدهتر مثل وحی.
3⃣ او همچنین دربارۀ منابع مطالعهٔ تطبیقی توضیح میدهد که شامل عهد عتیق و جدید، متون آپوکریفا، تلمود، نوشتههای پدران کلیسا و متون زرتشتی است.
4⃣ در ادامه او به اینکه چگونه مفاهیم و واژگان در بستر فرهنگهای مختلف تحوّل یافتهاند و هر سنّت دینی چگونه روایتهای مشترک را متناسب با پیام اصلی خود بازگو میکند، میپردازد.
5⃣ در پایان، رویکردهای جدیدی مانند روایتشناسی تطبیقی و تحلیل Diatextual برای مطالعات آینده پیشنهاد میشود.
📝 فهرست تفصیلی ارائه
📚 منابع مورد مقایسه:
🔸 عهد عتیق و عهد جدید
🔹 متون آپوکریفا و سوداپیگرافا
🔸 تلمود و میدراش
🔹 نوشتههای پدران کلیسا
🔸 اوستا و متون زرتشتی
📝 سطوح مختلف مقایسه:
🔸 سطح مفاهیم: مانند تفاوت در کاربرد ریشههای "صلح" و "صدق"
🔹 سطح گزارهها: مانند داستان سجده فرشتگان بر آدم
🔸 سطح موضوعات: مانند تفاوت روایت طوفان نوح در قرآن و عهد عتیق
🔹 سطح وحی و مفاهیم مرتبط با آن
📝 نمونههای مطالعاتی:
🔸 مقایسهٔ کلمات و مفاهیم قرضی مانند "جهنم" و "پاراشا"
🔹 بررسی داستانهای مشترک مانند داستان ابراهیم و بتشکنی
🔸 مطالعه تطبیقی مفهوم وحی و تجلی در متون مختلف
📝 رویکردهای پیشنهادی برای مطالعات آینده:
🔸 روایتشناسی تطبیقی
🔹 مطالعات تطبیقی ژانر
🔸 تحلیل گفتمان تطبیقی
🔹 بررسی زمینههای تاریخی
🎓 مطالعات تخصصی یهودی:
🇮🇷👉 @JewishStudies
Inekas - Pakachi's Presentation.pdf
حجم:
1.7M
💎 اسلایدهای ارائهٔ دکتر احمد پاکتچی با عنوان «سنتهای اسلامی و عهدینی: متون مقدس، زمینه و میانمتنها»
🎓 مطالعات تخصصی یهودی:
🇮🇷👉 @JewishStudies
جستاری تطبیقی در مفهوم بداء از منظر متکلمان مسلمان و کتاب مقدس.pdf
حجم:
547.9K
📖 جستاری تطبیقی در مفهوم بداء از منظر متکلمان مسلمان و کتاب مقدس
✍️ نویسندگان: محمود واعظی - حسین رضایی - رضا فقیهزاده
💥 چکیده
🔹 «بداء» در اصطلاح به معنای تغییر مقدّرات در قضای مشروط الهی از سوی خداوند بر اساس برخی حوادث و تحت شرایط و عوامل ویژه است. این آموزه از ویژگیهای تفکر شیعی میباشد که اعتقاد به آن در روایات معصومین علیهمالسلام جایگاه ویژهای داشته و مصادیق عینی فراوانی از قرآن و احادیث آن را تأیید میکند. هرچند که گروهی از اهل سنت، شیعیان را به دلیل داشتن چنین اعتقادی نکوهش کردهاند؛ اما طبق بررسیها و نتایج حاصل از انجام این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد تطبیقی و بر اساس منابع کتابخانهای انجام شده، موضوع بداء و نقش اعمال نیک و اعمال ناشایست بر تغییر مقدّرات در قضای مشروط الهی علاوه بر قرآن کریم، سنت نبوی مندرج در نصوص دینی فریقین و روایات معصومین علیهمالسلام، در موارد متعدد از کتاب مقدس نیز مطرح گردیده که در این تحقیق به ده نمونه از آن اشاره شد. این موضوع نشان میدهد که اعتقاد به بداء، همانطور که در حدیثی از امام صادق علیهالسلام به آن اشاره شده، از مشترکات ادیان ابراهیمی بوده و دارای اصالتی کهن در متون مقدس است.
🎓 مطالعات تخصصی یهودی:
🇮🇷👉 @JewishStudies
افق بینا ۶٠.pdf
حجم:
18.6M
📖 دانلود نشریهٔ «افق بینا»، ارگان انجمن کلیمیان تهران
💥 شمارهٔ ۶٠ - پاییز ١۴٠٣
🎓 مطالعات تخصصی یهودی:
🇮🇷👉 @JewishStudies
💥 میوهٔ ممنوعه، از انجیر تا سیب و گندم
🔸پدرم روضهٔ رضوان به دو گندم بفروخت
🔸من چرا مُلکِ جهان را به جُوی نفروشم
1⃣ آن #میوه_ممنوعه که آدم و حوّا از آن خوردند، از یهودیت تا مسیحیت تا اسلام، هر بار نام و شکل و رنگ دیگر گرفته است و ما اینجا به آن تصویر غالب نظر داریم.
2⃣ نام آن میوه، یا درخت، در #عهد_عتیق نیامده است. در باب دوم و سوم عهد عتیق میخوانیم که آدم و حوّا از دو درخت نهی شدند. #درخت_حیات و #درخت_معرفتِ نیک و بد. آدم و حوّا، به وسوسهٔ شیطان، از آن درخت معرفت خوردند و شد و آنچه شد.
3⃣ نظر غالب #مفسران_یهودی بیشتر آن بوده که آن درخت #انجیر بود. خصوصاً که بعد از آن میگوید که آدم و حوّا، که اینک بر عریانی خود آگاه شده بودند، شرمگاه خود را با برگهای درخت انجیر پوشاندند.
4⃣ امّا این تصویر چندان نپایید. شاید مشهورترین صورتِ آن میوه و درخت، #سیب است، که در مسیحیت غالب شد. از آنجا که #تصویرگری چندان در #یهودیت و #اسلام رواج نداشته است، و سیب در نقاشیهای مذهبی مسیحی بسیار برجسته شده، این عامل هم به شهرت این روایت در سدههای اخیر کمک کرده است.
5⃣ امّا سیب از کجا میآید؟ آن به واقع حاصل یک اشتراک یا بازی لفظی در ترجمهٔ لاتینی کتاب مقدس در اواخر قرن چهارم مشهور به #وولگات از ژروم قدّیس است که ترجمهٔ رسمی و مرجع کلیسای کاتولیک برای چند قرن بوده است.
6⃣ به تصویر فوق بنگرید. آنجا در ترجمهٔ آیهٔ پنجم باب سوم پیدایش، «چون از میوهٔ آن درخت بخورید، شناسایِ نیک و بد خواهید شد»، و در برگردانِ «نیک و بد» آمده:
👉 bonum et malum
و malum در لاتین همزمان به دو معنی آمده: به معنی «بد» و «شیطانی» و همزمان به معنی «سیب».
7⃣ حال سوابقِ کهنترِ این اشتراک لفظ و ارتباط معنی چیست، اینجا مقصود ما نیست منتهی هر چه بود این اشتراک لفظ، و رواج گستردهٔ وولگات، این دو را به هم گره زد و بهنوعی آن درخت، درخت سیب دانسته شد، خصوصاً که برگرفتنِ سیب (ملوم)، بد (ملوم) بود.
8⃣ از منظر هُنری هم، سیب بیشتر پسندِ هنرمندان افتاد و در نقّاشیها منعکس شد و از این روست که:
✍ «سيب ميوهٔ شهوت است، ميوه ابوالهول گناه.
چکالهٔ قرنهاست، که تماس با شيطان را حفظ میكند...»
🔸(لورکا، ترجمهٔ شاملو)
9⃣ منتهی این اتّفاق در #مسیحیت نسبتاً متأخّر است و هنوز متون مسیحی، و تفاسیر سریانی، در عهد آغاز اسلام بیشتر از انجیر سخن میگویند.
1⃣ در #قرآن هم نام آن درخت نیامده. حدود پنج بار تنها اشاره است به «هَذِهِ الشَّجَرَةَ». منتهی یک جا آن وصف دقیقتر است:
🕋 فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَا يَبْلَى؟ فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى
2⃣ میبینیم که اجزای آن، وسوسهٔ شیطان، هدایت به آن درخت، آشکار شدن عریانی (حاصل میوهٔ درخت معرفت)، پوشاندن با برگهای باغ... مطابقِ روایتِ عهد عتیق است، امّا «شجرهٔ خُلد» گویا معادل آن درخت جاودانگی یا حیات است. چنانکه آمد، در #عهد_عتیق آدم و حوّا از #درخت_معرفت میخورند و نه حیات. به واقع پس از آن خداوند میگوید که آدم «مبادا اکنون دست دراز کند و میوهٔ #درخت_حیات را هم بچیند و جاودانه بزید و او را از باغ عدن بیرون کرد».
3⃣ یک توضیح آن است که با توجه به پیچیدگیِ خودِ روایت #تورات، که بهواقع حاصل بازنویسیِ بخشهای آغازین است گرچه چندین قرن قبل از اسلام، این دو یکی فرض شدهاند.
4⃣ توضیحِ دیگر آنکه قرآن به سنّتهای روایی و تفسیریای نظر دارد که تنها به یک درخت پرداختهاند، خصوصاً که «مُلكٍ لَا يَبْلَى» تأکیدی است بر «شجرهٔ خلد». این وجه بعدها توسعه مییابد و پیوند میخورد با آنچه در عهد عتیق، چنانکه در امثال سلیمان، و بعد در عموم منابع مسیحی و اسلامی هم، بسیار شایع است که در نهایت گر «درختی هست نادر در جهات / میوهٔ او مایهٔ آب حیات» همان #درخت_معرفت است که «گه درختش نام شد گه آفتاب / گاه بحرش نام گشت و گَه سحاب»... همچنان محلّ بحث و تحقیق است.
5⃣ منتهی فارغ از نکتهٔ بالا، از آنجا که در قرآن فقط ذکر «شجر» است و نه «میوه»، در چشم مفسّران، شجر هر نوع «رُستنی» دانسته شده و شاید از همانجا هم نظر بر همان مایهٔ قوتِ غالبِ نان قرار گرفته که #گندم است، به مثال در تفسیر طبری، و بهصورتی عمومی در ادبیات اسلامی، که در بیت آغازین از حافظ دیدیم و در مثنوی هم:
🔸همچو دیو از وی فرشته میگریخت / بهر نانی، چند آبِ چشم ریخت...
🔸خورده گندم، حُلّه زو بیرون شده / خُلد بر وی بادیه و هامون شده...
💥 این هم سفری بود همراه آدم و حوا، از عُلی تا به ثری، با انجیر و سیب و گندم...
✍ در آغاز - مطالعات عهدین و قرآن - مجید سلیمانی
🎓 مطالعات تخصصی یهودی:
🇮🇷👉 @JewishStudies
🕎 ویژگیهای کلی عرفان یهود
💥 عرفان یهود چیست؟ معنای این اصطلاح دقیقاً چیست؟ آیا چنین چیزی وجود دارد، و اگر وجود دارد، چه چیزی آن را از انواع دیگر تجربهی عرفانی متمایز میکند؟
📖 اولین قسمت از این سلسله مقالات:
👉 https://jscenter.ir/jewish-studies/kabbalah/24019
🎓 مطالعات تخصصی یهودی:
🇮🇷👉 @JewishStudies
💥 از رقص طور... تورات تا قرآن
1⃣ در آیهٔ ۶٣ سورهٔ بقره خطاب به بنیاسرائیل میخوانیم:
«و إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ و رَفَعْنا فَوقَكُمُ الطُّورَ خُذوا ما آتَيناكُمْ بِقُوَّةٍ وَاذْكُروا ما فيهِ...»
(به یاد آرید، چون) هنگام أخذ عهد و پیمان، کوه طور را بر فراز شما برافراشتیم، (و گفتیم)، آنچه به شما دادیم را به قوّت برگیرید و آن را به کار گیرید.
2⃣ سی آیه بعد، عین عبارت تکرار شده:
«و إِذْ أَخَذنا مِيثاقَكُمْ و رَفَعْنا فَوقَكُمُ الطُّورَ خُذوا ما آتَيناكُمْ بِقُوَّةٍ» و افزوده که: «وَاسْمَعُوا قالوا سَمِعْنَا و عَصَيْنَا»
3⃣ اشارهٔ سوم، سورهٔ نساء، همان است بهصورت غایب:
«و رَفَعْنا فَوقَهُمُ الطُّورَ بِميثاقِهِم... و أَخَذنا مِنهُم ميثاقًا غَليظًا»
4⃣ و در نهایت، عبارت متفاوت سورهٔ اعراف است:
«و إِذ نَتَقنَا الجَبَلَ فَوقَهُم كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ و ظَنُّوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِم خُذوا ما آتَيناكُمْ بِقُوَّةٍ»
«نَتَقْنا» (برآوردیم)، از نتق، لفظ فرید است، جبل جای طور آمده، میافزاید که کوه چگونه چون سایبانی برآمد و قوم ترسیدند که بر سر آنان فرود آید.
5⃣ اما از منظر مطالعات متنپژوهانهٔ تاریخی، سابقهٔ آن چیست و چگونه و چرا «طور در رقص آمد و چالاک شد»؟
6⃣ در تورات (خروج، ب ۱۹، آ ۱۷) میخوانیم که موسی قوم خود را به «پای کوه» برد، طور سینا، و آنجا تجلّی الهی است، با تندر و آذرخش، ابر سنگین، دود و غرّش و لرزش کوه... پس از این نزول تورات است، أخذ میثاق و بستن عهد و خواستن از قوم که احکام آن را به تمامی پاس دارند و بعد پاسخ قوم، در میان ترس و لرز، که «سمعنا و اطعنا».
7⃣ میبینیم که گرچه «کوه طور اندر تجلّی حلق یافت / تا که می نوشید و آن را برنتافت» امّا هنوز سخن از برخاستن یا بالا بردن کوه نیست. آن برآمده از تفسیرات میدراشی و تلمودی است.
8⃣ در متون متقدم، ربیهای میدراش، به شیوهٔ معمول که به پرسش گرفتن و بلکه بازجویی (از ریشهٔ درش) هر کلمهٔ تورات است، میپرسند که چرا تورات میگوید «زیر کوه» و نه کنار کوه؟ چرا کلمهٔ תַּחַת (تَخَت، معادل تحت عربی) را میآورد؟ خصوصاً که همین کلمه را باز در کتاب تثنیه تکرار میکند؟ תַּחַת הָהָר (آمدید تا «زیر کوه» بایستید، کوه در آتش بود، و خداوند با شما از میان آتش سخن گفت)؟
9⃣ اینجا گرچه «زیر کوه» در معنی «پای کوه» ظاهراً مشکلی ندارد، امّا نظر ربیها آن است که تورات میگوید «زیرِ کوه»، چون که کوه از جای خود برخاست. باز در تفسیرات اولیهٔ آن، کوه برخاست تا قوم را از آن تندر و آتش و لرزش محافظت کند (و در ارجاعی به مزامیر)، مثل شکاف صخره که گنجشک را از طوفان در امان میدارد.
🔟 منتهی در تلمود بابلی، حدود قرن سوم میلادی، در پیوند این «برآمدن کوه» و «میثاق و پیمان»، این تفسیر متفاوت میآید که خداوند کوه را بالا برد و گفت یا این عهد و تورات را میپذیرید، یا کوه بر سر شما فرو میآید و اینجا مدفن شما خواهد شد. و آنگاه قوم، که ابتدا آن قوانین سخت را نپذیرفته بودند، گفتند که سمعنا و اطعنا. حتی در تشدید آن تصویر معجزه، میگوید که که کوه از جای کنده شد، و واژگون، همچون سطل آب برگشته، بر سر قوم ایستاد.
1⃣1⃣ این تفسیر قبول تورات از ترس و تهدید و اجبار، چنانکه «رَشی» هم میگوید، مشکلزا بوده است (رشی از از مهمترین مفسّران تلمود است که تفسیرش در حاشیهٔ میشنا و گمارا میآید). رشی میگوید که اجبار و ترس چون اختیار نیست و بعد پاسخ این بوده که آری امّا «اگر با من نبودش هیچ میلی، چر ظرف مرا بشکست لیلی»، و اینکه این عهد بعدها به اختیار تکرار شده. و بحث است تا مفسّران متأخر که همه تصویر را استعاری دانستهاند و موضوع بحث ما نیست. ناگفته نماند که این نکته در متون یهودی سابقهای دارد که امانت تورات به چند قوم عرضه شد و آنها نپذیرفتند و بنیاسرائیل بود که آن را پذیرفت، طوعاً او کَرهاً، و این موجب «تفضیل» بنیاسرائیل بود.
2⃣1⃣ اینک در سایهٔ این سوابق تفسیری به روایت قرآن بازگردیم که از چه رو به هنگام «اخذ میثاق»:
طور بر بالای سر قوم آمد، «رَفَعْنا فَوقَهُمُ الطُّورَ»،
به شکل سایهبان یا ابری «كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ»،
و قوم ترسیدند که بر سر آنان فرود آید «و ظَنُّوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِمْ»
و خطاب آمد که «خُذوا ما آتَيناكُم بِقُوَّةٍ وَاذْكُروا ما فيهِ...»
3⃣1⃣ و چنانکه نیشابوری آورده، در قصص الانبیای خویش: «موسی... گفت... درین کتاب هفت هزار امر است در طاعت... بنیاسرائیل بشنیدند. گرانشان آمد. گفتند ما طاقت این نداریم و این بجای نتوانیم آوردن... نپذیرفتند. قٰالُوا سَمِعْنا وَ عَصَینا. موسی تنگدل شد... ملک تعالی جبریل را بفرستاد تا بیامد و کوهی بر سر ایشان بداشت... کوه فرو میآورد. موسی بانگ میکرد: بگیرید تورات را...
✍ کاریز - یادداشتهایی در فرهنگ و ادب - مجید سلیمانی
🎓 مطالعات تخصصی یهودی:
🇮🇷👉 @JewishStudies