eitaa logo
🚩سوم خرداد🚩
27 دنبال‌کننده
457 عکس
143 ویدیو
3 فایل
تا زمانی که زنده هستیم و توان فعالیت رسانه ای داریم تمام فعالیت های ما در راه آزاد سازی خرمشهر های پیش رو خواهد بود
مشاهده در ایتا
دانلود
⚫️ 🔺این عکس از لحظه به اسارت درآمدن قهرمان چزابه است. شهید ماشاءالله پیل افکن در ادامه عملیات منطقه چزابه، تنهایی شش شبانه روز در مقابل و پشت جبهه دشمن، بدون وقفه برای نجات تیپ ۷۷ خراسان از محاصره‌، با دشمنان بعثی جنگید و آن قدر از مهمات ذخیره و دپو شده دشمن استفاده کرد تا؛ مهمات آن محدوده به پایان رسید، آن گاه با لبان تشنه و بدن خسته و گرسنه و چشم ترکش خورده ای که ۶ شبانه روز نخوابیده بود ، به تنهایی به اسارت دشمن در آمد. اين قهرمان نا شناخته ایران به تنهایی ، دو شبانه روز گردان‌های زرهی و پیاده دشمن را زمین گیرکرد تا تیپ مشهد از محاصره رهایی یابد. دشمنان بعثی ، خشم خود را با شکنجه‌ های متعدد برایشان ، ازجمله بریدن دو دست توانمندش از بازو ، بیرون آوردن دو چشم او ، شکستن دندان هایش ، کندن پوست سر و جمجمه اش و همچنین کندن محاسن شریفش با پوست و گوشت صورتش‌ و با نشاندن صد‌ها گلوله بر پیکر پاکش ، از او انتقام گرفتند و عاشقانه به ديدار حق شتافت.🥀 🪴این شهید عزیز ۲۰ ساله ، از روستای اسپاهی کلا دابو شهرستان آمل می باشد. ‼️ چرا این قدر در معرفی قهرمانان بی نظیرمان کوتاهی میشه؟ در حالی که دشمنان ما برای بچه های ما قهرمانان پوشالی درست میکنن! 🌺 یاد و نامش گرامی باد.🇮🇷 نثار روح بلندش ، حمد و سوره و صلوات 🚩سوم خرداد🚩»
🗒 سخن‌گفتن در وادی عقلِ سرخ: به قدرِ قداست یک «جامه» مهدی جمشیدی ۱. امسال برای سخنرانی در نشست سالگرد شهادت شهیدسیّداسدالله لاجوردی دعوت شدم. هرچند به‌یقین، هرگز بضاعت و لیاقتِ سخن‌گفتن دربارۀ ایشان را ندارم، اما امر جمعیِ یارانِ نزدیک ایشان، مرا برانگیخت و در درونم شوق آفرید. اینان کسانی هستند از نسل دوم انقلاب که به‌طور مستقیم، درگیر مبارزه با گروهک‌های ضدانقلاب بوده‌اند و آنچه را که نسل من، یعنی نسل سوم انقلاب، خواندیم و شنیدیم، لمس کرده‌اند. تجربه‌های فراوان دارند و فهمِ بی‌واسطه. در دشوارترین شرایط انقلاب، در میدان خطر ایستاده‌اند و در میانۀ مرگ و زندگی، تنفّس کرده‌اند. این‌همه در یک سو، و همکاری اینان با شهید لاجوردی در سوی دیگر. «اصحاب لاجوردی» هستند و همانند او می‌اندیشند. دلباختۀ مرام و منش او هستند و لاجوردی در نظرشان، یک «قدیسِ مجاهد» است. صد افسوس که نسل من از این مردان تاریخی، چندان خبری ندارد و حلقه‌های ارتباط و فهم، گسسته است. باید در جمع این بزرگانِ دهۀ شصتی نشست و نکته‌های تاریخی شنید. آن دهۀ پُرحادثه و خونین، همۀ هویّت اینان را صورت‌بندی کرد. به‌هرحال، من در عین این‌که خویش را درخورِ سخن گفتن نمی‌دیدم و رسم ادب را در شنیدنِ محض می‌دانستم، در آن جمع تاریخی و حادثه‌دیده سخن گفتم. بیان من در این‌چنین محافلی، ترکیبی از «برهان» و «خطابه» است؛ هم استدلال و هم حماسه، هم عقل و هم عشق، هم منطق و هم شوق. آنچه از گفتارهای لاجوردی شنیدم نیز این‌گونه بوده است. عهد انقلابی، چنین اقتضائی دارد؛ باید به «عقلِ سرخ»، تن در داد و منطق را به عرفان، متّصل کرد. ۲. احساس من این بود که خلوص و ایمان و معنویّتِ لاجوردی، همچنان در دل و جان اینان، زنده است و اینان یاد و ذکر لاجوردی را مایۀ طراوت باطن خویش می‌انگارند. آن گذشتۀ قدسی را می‌ستایند و با لاجوردی و خاطراتش، سرمست می‌شوند. آن سیّد مظلوم، آن شهید سفرکرده، آن انقلابیِ قاطع، یاران را نیز به رنگ خویش درآورده و همۀ وجودشان را تصرّف کرده است. لاجوردی برای اینان، یک خاطرۀ شیرین نیست، بلکه فلسفۀ زندگی است. با او دلخوش هستند و اکنون‌شان را در آئینۀ آن گذشتۀ ملکوتی می‌بینند. این‌همه، برآمده از عظمت‌های معنوی و ایمانیِ شخص لاجوردی است؛ فقط باید او را شناخت و فهم کرد. بر من نیز حدیث شیدایی رواست؛ از هنگامۀ شناختن این شهید، به حیرت افتادم و با شوق و شور، درباره‌اش خواندم و هرچه بیشتر خواندم، بیشتر احساسِ تعلّق‌خاطر در درونم شکل گرفت. اندیشه و عمل او، همان مطلوب‌های من بودند و من در عَجب بودم از این‌که در عمق دهۀ شصت، چنین اسطوره‌ای وجود داشته است. جریان چپ مذهبی – که از دهۀ هفتاد، اصلاحات خوانده می‌شود – کوشیدند پس از دهۀ شصت، سه شهید را در «بایکوت» و «سایه» و «سکوت» بنشانند و به این واسطه، آنان را حذف کنند؛ سیّدحسن آیت، عبدالحمید دیالمه و سیّداسدالله لاجوردی. این هر سه، از پرچم‌داران نزاع فکری با جریان چپ مذهبی بودند. آیت و دیالمه، سرسختانه با میرحسین موسوی، دست‌به‌گریبان شدند و دربارۀ او افشاگری کردند، اما در همان آغاز راه، حذف شدند. در صحنه و عرصه‌ای دیگر، لاجوردی با این جریان مواجه گردید و کشمکش دیگری شکل گرفت. ماجرای دهۀ شصت را باید از دریچۀ تفکّر این سه فهم کرد. ۳. پس از پایان سخنرانی، دختر گرامی شهید لاجوردی نزد من آمد و گفت مادرم می‌خواهد با شما سخن بگوید. ایشان را زیارت کردم. همسر مکرّمه شهید لاجوردی، مرا به مِهر و محبّت خطاب کردند و گفتند: گفته‌هایت، دردهای ناگفتۀ چند دهۀ گذشتۀ ما بود و تو چه زیبا و درخور، آنها را مزیّن به کلمه کردی و به تصویر درآوردی. گفتند: جگرمان سوخته بود از کج‌روایت‌های مغرضان دربارۀ شهید و از کنایه‌ها و طعنه‌ها و مصلحت‌اندیشی‌ها، اما در سخن تو، تیغ برّنده‌ای بر ملاحظه‌های ناصواب کشیده شد و حقیقتِ مظلومیّتِ سیّدشهید، بیان گردید. گفتند: شفاعت او نصیبت باد. عرضه داشتم: پیش از این، از شما صله و هبه‌ای طلبیده بودم. گفتند: مهیّاست! جامه‌ای به‌جامانده از آن شهید، برای تو تدارک دیده‌ام. خشنود شدم و وعدۀ ملاقات گرفتم. به قدر قداست یک «جامه»، قرابت به سیّد مظلوم، توفیقی‌ست گرانمایه برای عاشقی که از معشوق خویش، مهجور است. خط لاجوردی نباید پایان یابد؛ دشمنانش در قدرت رسمی و غیررسمی، همچنان حضور دارند و در پی استحالۀ انقلاب هستند. نزاع بر سرِ تداوم «ماهیّت انقلاب»، همچنان مسألۀ اساسی است و اینان، به حربه‌ها و حیله‌های گوناگون چنگ می‌زنند تا شاید ورق را برگردانند. افسوس که در دورۀ پس از لاجوردی، فتوحاتی داشته‌اند و در درون حاکمیّت، بذرهای استحاله و تجدیدنظر و ترمیدور را پاشیده‌اند. https://eitaa.com/mahdi_jamshidi60 🚩سوم خرداد🚩»
🗒 ترمیدور، در می‌زند: نظام یا نظامِ انقلابی؟! مهدی جمشیدی ۱. در اوایل جوانی، آثار علی شریعتی را می‌خواندم. در نوشته‌های او، گرۀ دوگانۀ «نهضت/نهاد» یا «انقلاب/نظام»، گشوده نشده بود و وی نمی‌توانست بپذیرد که این دو با یکدیگر، قابل‌جمع هستند. در آثار علامه مطهری نیز این‌طور آمده بود که مراسم عاشورا، مصداقِ تبدیل نهضت به نهاد است؛ چراکه ما آن را از حرکت و خیزش و جنبش تهی کرده‌ایم و به نوعی عادتِ فرهنگی، فروکاسته‌ایم. پس از وقوع انقلاب اسلامی، علامه مطهری بیست سخنرانی دربارۀ این انقلاب ایراد کرد و در یکی از آنها هشدار داد که شور انقلابی، در حال تقلیل‌یافتن است و از جمله، این‌که مساجد به‌عنوان گرانیگاه‌های جنبش انقلابی، از رونق افتاده‌اند. مطهری در نوشته‌ای دیگر، تصریح کرد که البته، انقلاب، فرزندخور نیست، بلکه غفلتِ فرزندان انقلاب است که موجبات استحالۀ انقلاب را فراهم می‌کند. او در همان ابتدا، مطالعۀ انتقادی‌اش را آغاز کرد و آفات شش‌گانه‌ای را برای انقلاب برشمرد، که یکی از آنها، نفوذ آدم‌ها و ایدئولوژی‌های غیرانقلابی به درون ساختار رسمی است. ۲. ده سال بعد، هاشمی‌رفسنجانی به آغازگاه روندی تبدیل شد که از آن با اصطلاح «ترمیدور» یاد می‌شود. یرواند آبراهامیان، به صراحت، این روند را به وی نسبت داد. حقیقت نیز همین است که هاشمی‌رفسنجانی، بازاندیشیِ هویّتی را در دستورکار خویش قرار داد. رهبر انقلاب، از نیمۀ دهۀ شصت، احساس می‌کردند که رگه‌هایی از تجدیدنظرطلبی شکل گرفته و می‌رود که انقلاب از سوی انقلابی‌ها، مسخ شود. ازاین‌رو، پیش از شروع دولت هاشمی‌رفسنجانی، انذارهایشان را علنی کرده بودند. بااین‌حال، موجی که هاشمی‌رفسنجانی در پیش گرفته بود، غلیظ و بنیادی بود. بدین‌سبب، رهبر انقلاب در چهار قلمرو، با سیاست‌های وی تقابل داشتند: «اصالت فرهنگ/اصالت اقتصاد»، «اشرافی‌گری/ساده‌زیستی»، «تکنوکراتیسم/جهادی‌اندیشی» و «توسعه/عدالت». در پایان دولت وی، رهبر انقلاب هشدار دادند که می‌خواهند «طبقۀ نوکیسه» به وجود بیاورند و به نام سازندگی، در پی «مادّی‌گری» هستند. ۳. در دولت خاتمی، ضلع دیگری از روند ترمیدور آغاز شد که معطوف به سیاست و فرهنگ بود. اینک، بسترهای اقتصادی مبتنی بر لیبرال‌-سرمایه‌داری در متن حاکمیّت و جامعه، فراهم شده بود و این نوع ساختار معیشتی، اقتضائات خاصی در سبک زندگی داشت. به‌این‌ترتیب، طرح «دموکراسی‌سازیِ سکولار» و «تساهل‌وتسامحِ لیبرالی» نیز که در اتاق فکرِ لیبرال‌های ایرانی نگاشته شده بود، به اجرا درآمد. این جریان، به سرعت دریافت که مانع اصلی در مسیر پیش‌روی‌اش، رهبر انقلاب است. ازاین‌رو، از بازی با نظریۀ ولایت‌فقیه آغاز کرد و به ترور شخصیّت خود ایشان رسید. رهبر انقلاب در این دورۀ تاریخی، دشواری‌های بسیار تلخی را تحمّل کردند و هرچه در توان داشتند را برای بازدارندگی به‌کار گرفتند. ایشان بعدها تصریح کردند که در دولت اصلاحات، «سکولاریسم» در حال نفوذ به درون ساخت رسمی بود. این منازعۀ هویّتی، در دولت حسن روحانی نیز ادامه یافت. اگر لیبرال‌های ایرانی مدّعی بودند که باید میان «انقلاب» و «اصلاح»، یکی را انتخاب کرد، تکنوکرات‌هایی همچون او می‌گفتند که باید میان «انقلاب» و «نظام»، یکی را برگزید. ۴. این مقدّمۀ مفصّلِ تبارشناسانه بدین سبب گفته شد که اشاره کنم، تنها اصطلاحی که در بیانیۀ گام دوّمِ انقلاب، نظریه خوانده شده است، تعبیر «نظامِ انقلابی» است. رهبر انقلاب، در این لحظۀ تاریخی، تیر را به هدف نشاندند و با به‌کارگیری تعبیر «نظریۀ نظامِ انقلابی»، تصریح کردند که گذار از انقلاب، بی‌معنی است و حتّی نظام نیز بدون انقلاب، چونان «کالبدِ بدون روح» است. مفهوم‌پردازی ایشان، در واکنش به سه دهه تلاش نیروهای لیبرال و تکنوکرات در جهت براندازی خاموش یا استحالۀ انقلاب بود؛ در این حال، ساختار اسمی و حقوقی بر جا می‌ماند، اما ساختار رسمی و حقیقی برچیده می‌شود. این‌که لیبرال‌ها و تکنوکرات‌ها، همواره مدّعی‌اند که چهارچوب‌های نظام را قبول دارند، به معنی حمایت آنها از نظام است، نه نظامِ انقلابی. ۵. چندی‌ست که این خطر مهلک را بیش از همیشه احساس می‌کنم و در این‌باره، می‌نویسم. متأسّفانه در اثر انفعال جبهۀ انقلاب، فضای انقباضی شکل گرفته و پیش‌روی‌های جریان سکولار، فزونی چشمگیری یافته است؛ به‌طوری‌که وارد چرخۀ ترمیدور شده‌ایم. این، برداشت و تفسیر من از موقعیّت انقلاب است. مرا به جُرم نوشتن این تحلیل، به مخالفت با نظام جمهوری اسلامی و رهبر انقلاب متهم می‌کنند و نامم را در کنار نامِ بدنامانِ مرتد می‌نشانند و مرثیۀ سقوط و انحطاطم را می‌خوانند. با کسی‌که بیشترین متون را در دفاع از انقلاب نگاشته، و بیشترین حجم مناظرات را با لیبرال‌ها داشته، و از ساعت چهاروسی دقیقۀ صبح بیست‌وسه خرداد، دربارۀ جنگ نوشته، چنین می‌کنند... https://eitaa.com/mahdi_jamshidi60 🚩سوم خرداد🚩»
❌آقایون وزارت فرهنگ و ساترا، کلاهتون رو بذارید بالاتر؛ رقاصی زنان هم تو فیلما عادی سازی میکنن و شما خواب تشریف دارین! شبکه نمایش خانگی رو بهتره اسمش رو بذارن شبکه فحشای خانگی البته اگه بعدا جایی شنیدین که بخشی از بودجه های این فحشاخانه های مجازی و نمایشی از بودجه های فرهنگی و تولید محتواهای فاخر تامین شده تعجب نکنید. بلاخره دارند برای حجاب کار فرهنگی میکنند و بودجه های کلانی هم ظاهرا تخصیص داده شده و تنها جاهایی که کارفرهنگی برای حجاب می‌بینیم همین شبکه های نمایش مجازی و رسانه های مختلف هست . البته کار فرهنگی علیه حجاب .... 🚩سوم خرداد🚩»
🚩سوم خرداد🚩
❌آقایون وزارت فرهنگ و ساترا، کلاهتون رو بذارید بالاتر؛ رقاصی زنان هم تو فیلما عادی سازی میکنن و شما
ما که صدامون جایی نرسید لااقل لعنت کنیم لعنت خدا بر کسانی که فساد رو روی زمین گسترش میدهند لعنت خدا بر ترویج کنندگان بی ناموسی و بی غیرتی لعنت خدا بر کسانی که خون شهدا رو پایمال کردند .. لعنت خدا بر کسانی که خون به دل مومنان میکنند لعنت خدا بر مروجان بی بند باری لعنت خدا بر کسانی که شکم هایشان را با حرام انباشته میکنند لعنت خدا بر کسانی که به میراث حجت الله در زمین رحم نمیکنند ! ✍عالیه سادات 🚩سوم خرداد🚩»
﷽؛ 🌹 متعلق به علی علیه السلام و سلام الله علیه❣ 🔹امیرالمومنین علی علیه السلام : ✓ «لا يُقيمُ أمرَ اللّهِ سُبحانَهُ إلاّ مَن لايُصانِعُ و لايُضارِعُ و لايَتَّبِعُ المَطامِعَ». ⁙ «فرمان خداى سبحان را بر پا ندارد جز آن كس كه [در حق] مدارا نكند و خود را خوار نسازد و در پى طمع نرود». 🚩سوم خرداد🚩»
هدایت شده از بیداری مدیا
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌بانک اهداف باند جنایتکار و رژیم حرامزاده 🎬 برای بیداری وجدانها👇 @Bidari_Media
🔴 بیمارستان با کافه های قاچاق تغییر سبک زندگی فرق دارد ؛ دادستانی و وزارت بهداشت پروانه بیمارستان صارم تهران را باطل کنند! اینکه در مراسمی در بیمارستان صارم به ضوابط اخلاقی و شرعی دهن کجی شود این یک سطح از بی حیایی و عمل مجرمانه است اما اینکه همان دهن کجی و بی حیایی را بیمارستان، خودش در صفحه اینستاگرامی اش در جامعه اسلامی ترویج کند این سطح ، تبلیغ همان بی حیایی وقوع یافته است ؛ ▪️ من خبری از احوالات مدیران این بیمارستان ندارم؛ ان شاء الله مسلمانند و این عمل مجرمانه از روی جهل و غفلت و جوزدگی بوده است اما این روش به روش‌های سازمان یافته ی بهایی های لانه کرده در پایتخت شباهت دارد! ▪️ وزارت بهداشت و مدعی العموم هردو موظف هستند این دهن کجی به صلاحیت های اخلاقی و شرعیِ مدیریت بیمارستان رسیدگی کرده و در صورت احراز سازمان یافتگیِ این بی حیایی ، مجوز بیمارستان را لغو و باطل کنند! ▪️ ضمن تقدیر از عملکرد وزیر بهداشت و همکارانش در دفاع مقدس ۱۲ روزه ، از ایشان می خواهم به دهن کجی مدیریت این بیمارستان به ضوابط اسلامیِ کسب و کار و طبابت در پایتخت رسیدگی کنند؛ بیمارستان با کافه های قاچاق تغییر سبک زندگی فرق می کند اساسا طبابت در مشرق زمین حرمت دارد ؛ نگذارید بی اخلاقی در مراکز طبابت ایرانِ متمدن شیوع یابد ! ✍مجتبی زارعی( نماینده مردم تهران در مجلس) 🚩سوم خرداد🚩» پینوشت: ما که توهین های مجتبی زارعی به حجت الاسلام قاسمیان و انقلابی ها رو یادمون نمیره حالا چیزی میشد اگه یه انتقاد تند میکردی از وزیر بهداشت؟ به جایی برمیخورد؟ زلزله میومد؟ همون عملکردی که میگی خیلی هم بی عیب و نقص نبود
🚩سوم خرداد🚩
🔴 بیمارستان با کافه های قاچاق تغییر سبک زندگی فرق دارد ؛ دادستانی و وزارت بهداشت پروانه بیمارستان ص
🔴اعلام جرم علیه رئیس و برخی عوامل یک بیمارستان در تهران مرکز رسانه قوه قضاییه: 🔹با انتشار تصویری از مراسمی در بیمارستانی در تهران که نشان از رفتار خلاف شان و عرف و موارد غیراخلاقی داشت، مقام قضایی ضمن تشکیل پرونده علیه نفراتی اعلام جرم کرد. 🔹برای رئیس بیمارستان مورد اشاره و برخی عوامل بیمارستان پرونده قضایی تشکیل شده و علیه آن‌ها اعلام جرم شده است. 🚩سوم خرداد🚩» همان طور که ان لواط کاری که حکم حبس گرفته بود و اعدام نشده بود و یهو سر از اروپا و آلمان دراورد در این ماجرا هم رئیس و عوامل متخلف و مجرم بیمارستان مجازات میشوند
🚩سوم خرداد🚩
﷽ 👈همان گونه که ملاحظه میگردد، جناب روحانی مدعی است که قرار بوده در سال ۱۳۵۴ وی را دستگیر کنند اما ا
﷽🔍میبینیم که جناب مدعی است از سال۵۴ تحت تعقیب شهربانی و بوده و آنها تا سال۵۷ بارها تلاش کرده اند که وی را دستگیر کنند اما موفق نشده اند! 🤔یعنی تشکیلات عریض و طویل ساواک که بسیاری از روحانیون مبارز را دستگیر زندانی و شکنجه میکرد طی چندین سال از دستگیری حسن روحانی عاجز بود! 🤨آن هم در شرایطی که حسن روحانی نه تنها زندگی چریکی و مخفیانه نداشت بلکه کامالً عادی و در خانه خود که ساواک آدرس و تلفن آن را هم داشت زندگی میکرد! ❗️ 👈برای اینکه علت دستگیر نشدن جناب روحانی علی رغم سخنرانی های تند علیه حکومت را درک کنیم به یک گزارش ساواک مربوط به تاریخ۱۸ مهر۱۳۵۶ باید توجه کرد در تصویر بالا 🗂در یک گزارش خیلی محرمانه ساواک به تاریخ ۴بهمن۱۳۵۶ نیز چنین آمده:حاج فضل ﷲ پهلوان که اداره کننده هیأت سمنانی های مقیم مرکز میباشد اظهار می داشت در دهه دوم محرم از شیخ حسن روحانی دعوت به عمل آمد که به منبر برود وی در ضمن سخنرانیش تجلیل فراوان از خمینی نمود و به کمونیستها حمله کرد پهلوان که وضع را چنین میبیند به روحانی میگوید که تند صحبت نکندو نام خمینی را نبرد اما روحانی میگوید نترس چیزی نیست در ادامه حاجی پهلوان اضافه نمود دستگاه به روحانی دستور داده بود که از خمینی تعریف کند😮 👈دقت کنید که فرد مذکور میگوید:دستگاه حکومتی به روحانی دستور داده بود که از خمینی تعریف کند 📌چنانچه جمله فوق صحت داشته باشد حکایت از برخی مسائل پشت پرده آن دوران میکند و معلوم میشود که حسن روحانی به خاطر سخنرانی های به ظاهر تند و انقلابی چرا نه دستگیر میشود و نه حتی یک سیلی می خورد
﷽📝 یک گزارش به تاریخ ۲۷ دی ۱۳۵۶ گفته شده که در مورخه ۲۱ دی ۱۳۵۶ واعظی به نام دکتر حسن فریدونی معروف به روحانی شماره شناسنامه ۷۸ متولد ۱۳۲۷سمنان به نهاوند وارد و در شب اول به علت ۳۴ ایراد مطالب تحریک آمیز از طریق شهربانی تذکر داده شد در یک گزارش دیگر به تاریخ ۱۲ بهمن ۵۶ شماره تلفن و آدرس منزل دکتر شیخ چنین ذکر شده: تلفن ۳۴۵۷۵۲ آدرس:فرح آباد ژاله صد دستگاه ۱۴ متری فرزانه ۸ متری بهشت آئین، شماره ۷۳۳۶ در یک گزارش دیگر نیز نام پدر وی اسدالله ذکر شده است بنابراین آیا باز هم میتوان گفت که ساواک مشخصات و آدرس و تلفن وی را نداشته است؟!⁉️ 📙حسن روحانی در خود ادعا کرده بود که ساواک در اسفند ۱۳۵۶ وی را احضار و به او تذکر داده اند. 🤔اگر ساواک او را کرده یعنی مشخصات و تلفن و آدرس او را داشته پس چگونه میتوان قبول کرد که وی بدون شناسایی شدن با همان خودش از فرودگاه خارج شده است؟!⁉️ 🤔به راستی آیا این سفر بدون با ساواک بوده است؟!⁉️ ‼️آن گونه که روحانی در خاطراتش میگوید، از اردیبهشت تا شهریور ۵۷ مشغول یادگیری زبان در آموزشگاه زبان بوده و چند ماه پس از آن را نیز در مراسم و تشکل های مختلف دانشجویی مشغول سخنرانی بوده است و اساساً هیچ وقت فراغتی برای حضور در و درس خواندن نداشته است. یعنی به اسم تحصیلات تکمیلی از کشور خارج میشود اما عمالً خبری از درس خواندن در کار نبوده است!🤨
بازرگان در مرداد۵۷ درنامه ای که به نجف فرستاده بود از خواسته بود که یک هیئت سه یا چهارنفره را که امام به آنها اعتماد دارد معرفی نماید وی در تاریخ۳٠مهر۵۷نیز که به اتفاق در پاریس به دیدار امام رفته بودند همین درخواست را مطرح میکند که امام خمینی پاسخی به آنها نمیدهد 🦠پس از ماجرای کردن پسر ارشدامام و به شهادت رساندن وی و حامیانش امیدوار بودند تا امام خمینی ادامه پیدا نکند و با رحلت امام خیال آنان آسوده شود 👹اما هنگامی که میبینند پس از شهادت فرزند امام نهضت اوج گرفت درصدد برمیآیند تا با شناسایی جانشینان احتمالی امام خمینی و حذف فیزیکی آنان انقلاب را ابتر کنند لذا به نظر می رسد شناسائی سه یا چهار نفر شخصیت اصلی مورد اعتماد امام در داخل کشور که از سوی دنبال میشود به همین منظور بوده تا با از میان برداشتن آنها جلوی انقلاب را بگیرند و ضربه اساسی به آن وارد کنند 🥷با توجه به ارتباط ویژه بازرگان با حکومت شاه و برخی عناصر و هم چنین ارتباطات سابقه دار دکتر یزدی با مأمورین سیا میتوان حدس زد که مهندس بازرگان احتمالا این مأموریت را از طرف و به صورت غیر مستقیم از طرف برعهده داشته است 😎امام خمینی نیز که گویا به این درخواست وی شک برده بود از پاسخ دادن به آن اجتناب میکند 😎امام خمینی همان طور که به سوال جواب ندادند از پاسخ به سؤال جناب نیز خودداری کردند 🤔حال این سؤال پیش میآید که چه کسی و یا کسانی انجام اینکار را از آقای روحانی خواسته بودند؟