در سست بودن روابط انسانی همین بَس که اگر حضورت را مدام بهدیگران یادآوری نکنی، به سادگی شبیه بادها فراموش میشوی.
کتابها، فیلمها، و موسیقیها همیشه نجاتم دادهاند؛ از ترس، از تنھایی، از غم و حتی از آدمها.
نمیخوام تموم زندگیم رها کردن باشه، برای یکبار هم که شده میخوام به چیزی بچسبم و هرگز مجبور به رها کردنش نباشم.
لبخند بزن، به خودت بیتوجه نباش... دلم میخواهد خوشحال باشی، تو هرگز زیباتر از آن شبی نبودی که گفتی خوشحالی.
از چه میکوشی که مردم را زِ خود راضی نگهداری؟ این جماعت از خدا هم اکثراً ناراضیاند!