نمیخوام تموم زندگیم رها کردن باشه، برای یکبار هم که شده میخوام به چیزی بچسبم و هرگز مجبور به رها کردنش نباشم.
لبخند بزن، به خودت بیتوجه نباش... دلم میخواهد خوشحال باشی، تو هرگز زیباتر از آن شبی نبودی که گفتی خوشحالی.
از چه میکوشی که مردم را زِ خود راضی نگهداری؟ این جماعت از خدا هم اکثراً ناراضیاند!
و امّا اگر مرگ من فرا رسید و ما همدیگر را ندیدیم، این را بدان که من دیدن تورا بسیار آرزو کردم.
به یغما بردنِ یادت زِ دستم بر نمی آید، هنوزم کنج تنهایی دو فنجان چای میریزم...