؛کاتوره
یه جا دیگه عسل با حالتی که معلوم بود داره دیوونه میشه پا میشد اونجارو مرتب میکرد🤣
فاطمه که میدونست من وسواس دارم و اطرافم شلخته باشه عصبی میشم یه گوشه دراز کشیده بود میگفت آخی داری اذیت میشی؟ مرتب کن مرتب کن :)))))
؛کاتوره
- 💗
این عکسو خیلی دوسش دارم ،
داشتم یه سورهای رو بین نماز میخوندم و عکاسای اعتکاف اومدن همینجوری کنارم وایسادن و کلی دنبال جای خوب گشتن که عکس بندازن و منم بخاطر اینکه عکسشونو خراب نکنم اون صفحه رو با سرعت 0/5× خوندم :)😭
؛کاتوره
وقتی یکی از ممبرا باهامون تو اعتکاف بود :
بچه ها اینو تعریف نکردم که یکی از ممبرا هم باهامون بودد