یکم جلوتر یه آقاپسری جلوی مغازش وایستاده بود دوستشم روبروش اونطرف پیادهرو روی موتورش نشسته بود ، بعد این یه لوله ای مثل لوله خودکار دستش بود با چند تا سنگ کوچیک هی فوت میکرد میزد به دوستش😂
اومدم رد بشم این یه لحظه استپ کرد کارشو
من نگاش کردم
نگام کرد
به لولهی تو دهنش نگا کردم
طاقت نیاورد خندید
منم خندیدم
پاره شد 😂😂😂
Jacob Leejacob_lee_-_artistry.mp3
زمان:
حجم:
7.9M
I hang your scars in a gallery
As a work of artistry ..
؛کاتوره
من اگه تو زندگیم سارا نداشتم .. اوه نمیشه ، قابل تصور نیست .
دو تا اسکل ساعت سه نصفه شب :))
هدایت شده از , Paradox ,
فکر گردن به اینکه همه ی بچه های مدرسه دارن بکوب درس میخونن
باعث میشه جنون پیدا کنم