؛کاتوره
وای کف کردم بزارید یچیز بخورم بیام بقیشو بگممم
تا الان درحال خوردن نبودم کل خاک گلدون ریخته بود کف اتاقم داشتم جارو میکشیدم :)))))))
؛کاتوره
سه نفری توی کمتر از یک ساعت ۱۰۰ تا لقمه درست کردیم و آخرش از ناحیه کمر پودر بودم رسمااا چقدرم که سر
یه چیزیو از اینجا یادم اومد بزارید بگم 🤣😭
آخرشم که داشتیم میزاشتیم توی پلاستیک شمردیم شد ۹۹ تا ، هی گفتیم چرا یدونه کم اومد بعد دوستم دویید رفت از دست شوهرش لقمه رو گرفت گفت یدونشو داده بودم بهش الان چیکار کنیم :)))
لقمه گاز زده رو گرفته بود دستش هی میگفت چیکار کنیم :)))
من و رفیقم داشتیم فرشو گاز میزدیم :)))))
دیدید که آخرای هر مناسبتی همه جا شلوغ میشه و از کنترل خارج میشه؟ ما گلدون اضافه آورده بودیم و تهش یکم با دست باز داشتیم هدیه میدادیم و بچه ها قیامت شده بود :) ق ی ا م ت .
صورتمون برق میزد از عرق این به کنار ، غرفه شلوووغ میزارو بهم ریخته بودن گلدونا داشت میریخت اعصابا خراب اصلا یه وضعی 🤌🏻
؛کاتوره
من بعد تموم شدن گلدونا فقط داشتم از دست خادما تیغ کاکتوس درمیاوردم😭
یکیشون بنده خدا گلدونا رو از جعبه درمیاورد میداد ، تمام انگشتاش تیغ بود هی تیغ درمیاوردم براش باز میدیدم هست
اونا بمونه کل دستو به خارش میندازه
هدایت شده از ↯ژولیت
بعد میدونید چجوری بود؟ بعضیا سه بار میومدن و من با جیغ آروم اینجوری بودم که: عزیزم من که به شما دادمممم
؛کاتوره
بعد میدونید چجوری بود؟ بعضیا سه بار میومدن و من با جیغ آروم اینجوری بودم که: عزیزم من که به شما دادم
من دقیقا بخاطر همین از جام پا شدم اومدم پشت صحنه که فقط گلدون به خادما بدم چون اعصابم برای اینجور موقعیتا 0% .
حالا وسط بلبشو بازار ساعت ده شب خادم اصلی هیئت گفته بود که شام خادما رو بریم بخریم و کجا باشه و اینا
مامان من : عسل آدرس تمام فست فودیای شهرو داره از اون بپرس :)🤣🤣
؛کاتوره
حالا وسط بلبشو بازار ساعت ده شب خادم اصلی هیئت گفته بود که شام خادما رو بریم بخریم و کجا باشه و اینا
نوع غذا بگو به ترتیب لوکیشن برات مثل بلبل نام میبره🤣🤣🤣
هماهنگ کردم که چی بخرم و اینا ، دست فاطمه رو گرفتم گفتم پاشو بیا آزادت کنیم و بالاخره از قیامت زدیم بیرون😭😂