؛کاتوره
من بعد تموم شدن گلدونا فقط داشتم از دست خادما تیغ کاکتوس درمیاوردم😭
یکیشون بنده خدا گلدونا رو از جعبه درمیاورد میداد ، تمام انگشتاش تیغ بود هی تیغ درمیاوردم براش باز میدیدم هست
اونا بمونه کل دستو به خارش میندازه
هدایت شده از ↯ژولیت
بعد میدونید چجوری بود؟ بعضیا سه بار میومدن و من با جیغ آروم اینجوری بودم که: عزیزم من که به شما دادمممم
؛کاتوره
بعد میدونید چجوری بود؟ بعضیا سه بار میومدن و من با جیغ آروم اینجوری بودم که: عزیزم من که به شما دادم
من دقیقا بخاطر همین از جام پا شدم اومدم پشت صحنه که فقط گلدون به خادما بدم چون اعصابم برای اینجور موقعیتا 0% .
حالا وسط بلبشو بازار ساعت ده شب خادم اصلی هیئت گفته بود که شام خادما رو بریم بخریم و کجا باشه و اینا
مامان من : عسل آدرس تمام فست فودیای شهرو داره از اون بپرس :)🤣🤣
؛کاتوره
حالا وسط بلبشو بازار ساعت ده شب خادم اصلی هیئت گفته بود که شام خادما رو بریم بخریم و کجا باشه و اینا
نوع غذا بگو به ترتیب لوکیشن برات مثل بلبل نام میبره🤣🤣🤣
هماهنگ کردم که چی بخرم و اینا ، دست فاطمه رو گرفتم گفتم پاشو بیا آزادت کنیم و بالاخره از قیامت زدیم بیرون😭😂
؛کاتوره
طرفای ساعت ده شهر شلوووغ همه جا پر از خوردنی و نوشیدنیی :")))))
- فاطمه اینو بگیرم بخوریم؟
+عسل دیرهههه وقت نیست
- این یکی چی توروخدا
+عسلللللللل
؛کاتوره
طعم آناناس بووودودودوووددد
که نصفش ریخت روی روسریم و بوی آناناس میدادم :))))