eitaa logo
؛کاتوره
998 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
173 ویدیو
11 فایل
من؟ یه دختری که درحال گذروندن روزمرگیشه. اینجا؟ اتاق مجازی موردعلاقش که هیجانات و اتفاقات روزشو توش توصیف میکنه و محتوای خاص و فاخری نداره؛ همون نگاه جزئی‌تر به روزمرگیاست. موندنی شدی؟ قدمت سر چشم🤍
مشاهده در ایتا
دانلود
فاطمه جهاد اکبر میکرد
حالا وسط بلبشو بازار ساعت ده شب خادم اصلی هیئت گفته بود که شام خادما رو بریم بخریم و کجا باشه و اینا مامان من : عسل آدرس تمام فست فودیای شهرو داره از اون بپرس :)🤣🤣
هماهنگ کردم که چی بخرم و اینا ، دست فاطمه رو گرفتم گفتم پاشو بیا آزادت کنیم و بالاخره از قیامت زدیم بیرون😭😂
طرفای ساعت ده شهر شلوووغ همه جا پر از خوردنی و نوشیدنیی :")))))
؛کاتوره
طرفای ساعت ده شهر شلوووغ همه جا پر از خوردنی و نوشیدنیی :")))))
- فاطمه اینو بگیرم بخوریم؟ +عسل دیرهههه وقت نیست - این یکی چی توروخدا +عسلللللللل
دیگه به زور و تهدید نگهش داشتم یه شربت خنک خوردیم تو راه
؛کاتوره
طعم آناناس بووودودودوووددد
که نصفش ریخت روی روسریم و بوی آناناس میدادم :))))
؛کاتوره
که نصفش ریخت روی روسریم و بوی آناناس میدادم :))))
بابا من داشتم میخوردم فاطمه یه لحظه نمک پروند یه چیزی گفت خندم گرفت ریخت حتی عینکمم کثیف شد😭😭😭
دیگه نزاشت جایی وایسم عین بچه ها کشوند برد منو .
هدایت شده از ‌↯ژولیت
همینجوری بدو بدو کار انجام میدادیم پونصد بار زنگ زدن بهمون