خیزش
اغلب این گونه به نظر میرسد که یمنیها به بدویت نزدیکترند اما یمن بدوی نیست، بکر است و دست تجددخواه
#بیانات_رهبری
خیال میکنند پیشرفت با جهاد نمیسازد! چه خطایی!
«عزیزان من! بعضی کسان از اسم جهاد میرمند! خیال میکنند که تأسیس یک کشور، ایجاد یک تمدّن، نظم در زندگی، پیشرفت در زندگی مادّی و معنوی و رفاه مشروع برای انسانها، با جهاد نمیسازد و جهاد ضدّ اینهاست! چه خطایی! چه غلطی! بدون جهاد، هیچ چیز به دست انسان نمیآید؛ نه دنیا و نه آخرت. بدون جهاد، در مقابل گرگِ بیدست و پای بیابان هم نمیشود ایستاد؛ چه رسد به گرگهای بسیار بسیار خطرناک دنیای سیاست و دنیای اقتصاد و سرپنجههای خونینی که میلیونها انسان را دریدند و نابود کردند و خوردند و بردند!
مگر یک ملت بدون جهاد میتواند سرش را بالا بگیرد؟ مگر یک ملت بدون جهاد میتواند طعم عزّت را بچشد؟ مگر یک ملت بدون جهاد میتواند در میان ملتهای دنیا شأن و موقعیتی پیدا کند؟ «انّ الجهاد باب من ابواب الجنّة». »
بیانات در مراسم صبحگاه لشکر سیدالشهداء(ع)-۱۳۷۷/۰۷/۲۶
اذن یا رضا؟ کدام و چرا؟
✍رضا محمدآبادی
مذاکرات شنبه، بی اذن نیست ولی باید بدانیم اذن هم همیشه همراه با رضا نیست.
دلیل؟ مواضع صریح گذشته و محکمات.
برخی، فعلِ همراهی و اذن را که مجمل است و تفصیل و تحلیل و تفسیرش را در جای دیگر، از جمله صریح بیانات گذشته، باید دنبال کرد و درباره آن گمانه زد، تبدیل به گفتمان عمومی میکنند و محکمات و اصولِ بیانات را با آن متشابه میکنند و آن همه را متأسفانه باد هوا میکنند.
خصوصا برخی جملات آنقدر صریح و قاعده مند است که جای شبهه تغییر مرحله هم نمیدهد!
البته شاید و شاید بتوان تنها یک دلیل معتبرتر برای این اذن یافت و آن اتمام حجت با افکار عمومی جهان و افکار عمومی داخلی است که به جد آمریکا و ترامپ در آن در این ماهها تصرف کردند تا جمهوری اسلامی را "فراری از مذاکره" معرفی کنند و این برای یک نظام انقلابی که در دل این نظم جهانی در حال ضربه زدن به آن و مقاومت در برابر آن است قطعا پذیرفته نیست.
اما اگر در داخل کشور به توصیه رهبری تا پیش از این عمل میشد و این امر تشدید نمیشد و البته بدنه ای از حاکمیت فهم دیگری از راه اصلاح کشور داشتند این اذن هم چه بسا داده نمیشد!
به هر حال؛ فردا مذاکرات با اذن رهبری آغاز خواهد شد.
این مذاکرات اگر از بستره تغییرات نظم جهانی و ضرورت ملاحظه منافع ملی و انقلابی در جهت به هم زدن نظم آمریکایی جدا انگاشته شود
و نیز اگر از شرایط پسا طوفانالاقصی تفکیک شود
میوه آن به دست آمریکا چیده خواهد شد.
امیدواریم این بار فرق کند!
امیدواریم جمهوری اسلامی امید مستضعفین عالم برای شکستن ابهت مستکبرین باقی بماند و ان شاءالله خواهد ماند.
🆔 @Khizeesh
✅ جنگ ، رهبری ، مذاکره ، افکار عمومی و...
✍️احمد قوی ( بخش اول)
🔹 زمینه و عامل ورود به مذاکرات در دو طرف :
آمریکا : مسائل منطقه و تغییر معادلات و کنترل تنش های منطقه و جنبش انصارالله به نفع اسرائیل. آمریکای ترامپ به بازگشت به برجام و سلاح هسته ای نداشتن ایران قناعت نخواهد کرد. از طرفی وعده ی رفع تحریم هم داده نشده بلکه تهدید به جنگ در قبال عدم مذاکره مطرح شده. ترامپ میخواهد نجنگیدن را به ما بفروشد نه رفع تحریم!
ایران : در این فضا خیلی مساله ی رفع تحریم محتمل نیست و عملا دلیل عمده ی ورود به این مذاکره تنش زدایی و پرهیز از ورود به جنگ است. بر خلاف برجام که دلیل ورود به آن برداشته شدن تحریم بود.
🔷 آیا مذاکره مانع جنگ خواهد شد؟
واقعیت این است مذاکره تاثیر زیادی در وقوع و یا عدم وقوع جنگ نخواهد داشت و آمریکا تنها زبان زور را متوجه می شود. اگر هزینه ی جنگ برای آمریکا به صرفه باشد به ایران حمله خواهد کرد و الا حمله ای در کار نخواهد بود.
اطرافیان ترامپ هم یک دست موافق جنگ نیستند و طیفی از آن ها نسبت به هزینه های احتمالی جنگ حساسیت بالایی داشته و مخالف ورود به جنگی پرهزینه هستند. خود ترامپ با شعار " اول آمریکا" پیروز شده است. خصوصا در شرایطی که ترامپ جنگ تعرفه ای راه انداخته و بازارهای مالی آمریکا ملتهب است.
ما باید با استفاده از ابزارهای مختلف سیاسی دیپلماسی نظامی امنیتی و... که در اختیار داریم با معتبر سازی تهدیدها به طرف آمریکایی اثبات کنیم که هزینه های جنگ بسیار بالا خواهد بود. هزینه های تحمیلی از جانب ما در صورت وقوع حمله می تواند اقتصادی و نظامی باشد:از طرفی حملات شدید و وارد کردن تلفات انسانی بالا به نیروهای آمریکا در منطقه و از سوی دیگر نا امن کردن نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس و مسیر انتقال انرژی به منظور افزایش بسیار زیاد قیمت نفت و تاثیر بر بازار های مالی آمریکا. این تهدید ها می تواند لابی عربستان و امارات را در آمریکا به منظور جلوگیری از جنگ به شدت فعال کند.
بنابراین راهبرد اصلی ما در مواجهه با تهدید دشمن باید نشان دادن اراده ی جدی و بدون ملاحظه در مورد پاسخ به حملات احتمالی باشد که رهبر انقلاب به آن تصریح نموده اند": "تهدید در برابر تهدید و ضربه در برابر ضربه"
🔹 تاثیر مقاومت یمن:
مقاومت یمن نیروی نیابتی ایران نیست ولی این مقاومت قهرمانانه یکی از عوامل بازدارنده به نفع ایران است. بر خلاف نظر برخی عمله های بی غیرت رسانه ای جریان غربگرای داخلی که مقاومت یمن را عامل فراگیر شدن آتش جنگ می داند.
یمن با مقاومت در برابر آمریکا اولا باعث می شود تمرکز آمریکا برای شروع جنگ با ایران کاهش پیدا کند و به نوعی نقش یار کمکی ایران را ایفا میکند. همانگونه که اگر امروز حزب الله لبنان و مقاومت عراق به دلیل ترمیم جراحات جنگ و ملاحظات داخلی دست به عصا نبودند به عنوان همپیمان ایران عامل بازدارنده محسوب می شدند.
ثانیا این مقاومت به نوعی محاسبات آمریکایی ها را در مورد قدرت زدن ضربات موثر به ایران تعدیل می کند. وقتی یمن با مساحت و تکنولوژی نظامی کمتر اینگونه مقاومت می کند و به حمایت خود از غزه ادامه می دهد طبعا ایران توان ضربه زدن به مراتب بیشتری را به آمریکا خواهد داشت.
🆔 @Khizeesh
✅ جنگ ، رهبری ، مذاکره ، افکار عمومی و...
✍️احمد قوی ( بخش دوم)
🔹 نقش رهبر انقلاب در مذاکره
علی رغم اینکه این مذاکرات تاثیر زیادی بر وقوع جنگ نخواهد داشت، اما واقعیت این است که باتوجه به شواهد متعدد و سخن مسئولان ارشد کشور، رهبر انقلاب اذن این مذاکره را صادر کرده اند و مسئولان در این باره خلاف واقع نگفته اند. اما مهم تر از اصل اذن ، سطح و دلیل اذن است که به آن اشاره می شود و با این تحلیل، نسبت بین سخنان قبلی رهبر انقلاب در مورد مخالفت با مذاکره و بی فایده بودن آن و این اذن معلوم می شود:
🔸 دلیل اذن:
با توجه به مبانی اصلی انقلاب اسلامی و تاکیدات مکرر و قطعی رهبر انقلاب در تمام طول دوران رهبری بر بی فایده بودن مذاکره با آمریکا، خوش بین نبوده به مذاکره و بلکه هوشمندانه، عاقلانه و شرافتمندانه نبودن این مذاکره به نظر می رسد این اذن در پاسخ به خواست و شاید اصرار مسئولان دولتی و غیردولتی و همراهی بخش قابل توجهی از بدنه ی مدیریتی کشور که صادر شده و نهایتا اتمام حجتی چندین باره محسوب می شود. اما پیشنهاد، نظر و تدبیر شخصی رهبر انقلاب همچنان بر عدم مذاکره است. سخنانی که همین اواخل در مورد نفی مذاکره بیان شد شامل این جنس مذاکره هم میشود، و از همین باب افکار عمومی نیز به نوعی احساس میکند که مجموعهی نظام از آن موضع محکم مقداری کوتاه آمده است.
از طرفی این مذاکره آفت مهم شرطی شدن مردم را نسبت به مذاکره با آمریکا برای حل مشکلات کشور تقویت خواهد کرد که خلاف نظر همیشگی ایشان است. البته رهبرانقلاب با شرط غیر مستقیم بودن و قید صرفا هسته ای بودن اجازه نداده اند که آسیب های مذاکره از حدی فراتر رود.
🔸 سطح اذن :
منظور از سطح اذن در اینجا این است که اجازه ی این مذاکره در کدام یک از سطوح مبنایی، راهبردی و تاکتیکی صادر شده است؟
واقعیت این است که آن چیزی که جزو مبانی و اصول همیشگی انقلاب اسلامی بوده مذاکره نکردن و عدم ارتباط با آمریکا است. از طرفی در سطح راهبردی نیز رهبر انقلاب هیچ وقت راه حل مشکلات کشور را مذاکره با آمریکا ندانستند. بلکه مذاکره را مضر دانسته و معتقدند. بنابراین نکتهی بسیار مهم این است که پذیرش مذاکره به هر دلیلی که باشد (چه نظر مسئولان و چه نظر شخص رهبری) صرفا در حد تاکتیکی مورد پذیرش قرار گرفته است و نه بیشتر. و در حال حاضر که مذاکره پذیرفته شده تاکید روی این نقطه کلیدی است.
🔸 شواهد تاکتیکی بودن این اذن بسیار زیاد است از جمله:
اولا شروط و قیودی که برای این مذاکره صادر شده که باعث محدودیت آن خواهد شد. طبعا اگر نگاه به مذاکره مبنایی و راهبردی بود با این شرط ها و قیدها آن را محدود نمی کردند و اتفاقا سخن فردی مثل حسن روحانی هم از همین منظر قابل فهم است. برای جریان غربگرا که مذاکره را مبنائا قبول داشته و راه حل مشکلات می داند معنایی ندارد که مذاکره غیر مستقیم بوده و صرفا در یک موضوع محدود انجام شود.
ثانیا فرمایشات مکرر رهبری در تمام این سالها و حتی چند ماه اخیر به هیچ وجه با نگاه راهبردی داشتن به مذاکره برای حل مشکلات کشور قابل جمع نیست. چه رسد به نگاه مبنایی. اذن به مذاکره صرفا در حالتی با سخنان قبلی قابل جمع است که نگاه تاکتیکی باشد.
🆔 @Khizeesh
✅ جنگ ، رهبری ، مذاکره ، افکار عمومی و...(بخش سوم و پایانی)
✍️احمد قوی
🔹 تحلیل های انحرافی :
🔸 جریان غربگرا که در راس آن امثال روحانی وظریف هستند به صورت مبنایی با مذاکره مشکلی ندارد. چرا که اصلا قائل به دوستی و دشمنی در فضای بین الملل نیست و مشکل آمریکا با ما را جزئی تحلیل می کند و نه ریشه ای. این جریان اگرچه بعد از مخالفت صریح رهبری با مذاکره ظاهرا ابراز همراهی کرد ولی بعد از گرفتن اجازه ی مذاکره دوباره مشغول گره زدن همه ی مشکلات کشور به مذاکره و امید واهی دادن به مردم است. مطرح شدن سرمایه گذاری شرکت های امریکایی در ایران را در همین چارچوب ببینید.
🔸 جریان محافظه کار یا اصولگرا نیز اگرچه به دشمنی آمریکا معتقد است. اما به شکل راهبردی مشکلی با مذاکره نداشته بلکه حداقل از سال 92 تا کنون همواره به صورت علنی طرفدار مذاکره بوده و معتقد است مشکلات از این طریق قابل حل است. در ماجرای برجام هم همراهی کامل این جریان و پیام های تبریک گواه این مساله است. تئوری پردازان این جریان معتقدند که مذاکره هیچ گاه مشکلی نداشته و این برخاسته از عقلانیت و تدبیر نظام است. این جریان علی رغم سخنان رهبری به مذاکره خوشبین هستند و معتقدند اگر به جای روحانی ما مذاکره می کردیم حتما به نتیجه می رسید.
در همین راستا برخی از اینها مخالفت های شدید و غلیظ رهبری انقلاب با مذاکره را نیز تاکتیکی ترجمه کرده و با تنزل دادن این حرفهای عمیق و ریشه ای، آن را صرفا نوعی فضاسازی برای ایجاد دست برتر در مذاکره معنا می کند.
🔸 خطر این خط تحلیلی این است که رهبر انقلاب را نزد افکار عمومی تبدیل به یک شخصیت سیاسی همانند بقیه ی رهبران سیاسی دنیا کرده که مبنای خاصی نداشته و هر زمان با توجه به معادلات موجود و با هدف تغییر معادلات به نفع خود سخنی می گوید که لزوما مبنایی و مکتبی نیست. و عملا از ولایت فقیه یک پدیده ی سکولار ترسیم خواهد کرد.
خطر دیگر این نگاه، مرجعیت پیدا کردن سخن جریان غربگرا و شرطی ماندن جامعه نسبت به مذاکره است.
در حالی که در کلمات رهبر انقلاب اسلامی همواره اصل بر عدم مذاکره و بی فایده بودن آن است. موارد اذن داده شده نیز چه برجام و چه سایر موارد صرفا امور موردی و جزئی و تاکتیکی بوده که در قریب به اتفاق موارد نیز به نتیجه ی مطلوب نرسیده و صرفا از باب عبرت مفید گشته!
🔹به مردم چه بگوییم؟
اولا : بنا بر راهبردهای قطعی ترسیم شده توسط رهبر انقلاب مذاکره همچنان بی فایده است چه برای حل مشکلات اقتصادی چه برای جلوگیری از جنگ. مانع شروع جنگ راهبرد تهدید در برابر تهدید و ضربه در برابر ضربه است. چارهی مشکلات اقتصادی نیز هدف گرفتن عملی و واقعی مسالهی تولید است و نه نمایش شعار سال!
ثانیا : بر اساس شواهد و قرائن متعدد و کلمات رهبر انقلاب قبول کردن مذاکره پیشنهاد و نظر شخص رهبری نیست. بلکه ایشان صرفا بر خواست و رویکرد مسئولان کشور با این مساله به شکل محدود و مشروط و البته در سطح تاکتیکی موافقت کرده اند.
بیان این نکته از این جهت مهم است که اولا جریان انقلابی و عموم مردم تصور نکنند که رهبر انقلاب از مبانی و خطوط کلی خود صرفه نظر کرده اند و ثانیا افکار عمومی فردای به نتیجه نرسیدن مذاکرات همه تقصیرات را متوجه رهبری نداند. همانند برجام!!
طبعا در اینجا باید مسالهی انسجام داخلی و عدم توهین به مسئولان ارشد کشور و جلوگیری از تصویرسازی خائنانه یا دروغگو از این عزیزان مورد توجه قرار گیرد.
🆔 @Khizeesh
🌀 یکی از دهها کار 🌀
🔻بخش اول
#بیانات_رهبری
✍رضا محمدآبادی
رهبر انقلاب اسلامی پس از آغاز مذاکرات با آمریکا، اولین موضع رسمی خود را در دیدار عیدانه خود با جمعی از مسئولین کشور بیان کردند. این موضع، حاوی نکاتی مهم بود و شاید یکی از اساسیترین آنها، قرار دادن این مذاکرات در وزان یک کار در میان کارهای متعدد وزارت خارجه و در کنار سائر دستورکارهای کشور بود.
«یکی از دهها کار وزارت خارجه است؛ یعنی وزارت خارجه دهها کار دارد که یکیاش هم این گفتگوهای عمان و این مسائلی است که حالا اخیراً مطرح شده.... این مذاکرات هم یک کاری است، یک حرفی است، یکی از کارهای چندینگانهی وزارت خارجه است که دارد انجام میدهد.
کشور هم کار خودش را در بخشهای مختلف باید بکند: بخش صنعت، بخش کشاورزی، بخشهای گوناگون خدماتی، بخش فرهنگ، بخشهای سازندگی، موضوعات خاصّی که تعریف خاصّی برایش شده، مثل همین مسائل جنوب شرق کشور؛ اینها را با جدّیّت دنبال کنید؛ اینها اصلاً هیچ ارتباطی ندارد به این گفتگوهای جاریای که در عمان شروع شده.»
در ادامه تذکری نسبت به «برنامه هفتم» دادند و فرمودند:
«بعضی از بخشهای برنامهی ششم از همان اوایل به انحراف کشیده شد؛ سعی کنید که بخشهای مختلف برنامهی هفتم به انحراف کشیده نشود».
🆔 @Khizeesh
🌀یکی از دهها کار🌀
🔺بخش دوم
#بیانات_رهبری
✍رضا محمدآبادی
نظر به «برنامه هفتم» خصوصا در بخش سیاست خارجه میتواند این نکتهی رهبری را توضیح دهد که چگونه مذاکرات با آمریکا، تنها و تنها کاری در میان دهها کار وزارت خارجه است؛ این مذاکرات چه برآمده از یک ابتکار دیپلماتیک و مبتنی بر یک درک کارشناسی باشد که توانسته اذن رهبری را همراه خود کند و چه اینکه اساسا به دلیل افکار عمومی جهانی و داخلی ضرورت نیز بوده است، در هر صورت باید ذیل برنامه پیشرفت کشور و در کنار قطعات دیگر این برنامه تلقی گردد نه به عنوان گفتمانِ حاکم بر اداره کشور و شرطیساز سامان معیشتی آن.
با نظر به این برنامه و فصل ۲۱ آن که در تصاویر ملاحظه میشود، میبینیم که «لغو تحریمهای ظالمانه» کنار عناوین متعددی قرار گرفته است و آن همه خود از اهمیتی فوقالعاده برخوردار است. شاید پیام برخی از اقدامات دیپلماتیک مثل ارسال نامه رهبر انقلاب به پوتین که نشان از اهتمام ویژه ایشان است، به همین نکته بازگردد.
🆔 @Khizeesh
🔴 جهاد و تبلیغ ، دغدغه یا سبک زندگی؟!
تاملی در باب غیبت طلاب انقلابی در مواضع تکلیف
✍️احمد قوی
طلاب انقلابی زیادی را میشناسم که با فکر و مطالعه و آموزش به این نقطه رسیده اند که جهاد (مقابله با اراده ی ظالمین و مستکبرین در مسیر تحقق آرمان ها) و تبلیغ ( بلاغ مبین به منظور هدایت دینی و اخلاقی جامعه ) از عناصر قوام بخش و کلیدی هویت طلبگی است و به این دو باور دارند. اما در عمل بسیاری از ما در این دو عرصه غایب هستیم و حتی پس از صدور فرمان جهاد تبیین _که در هر دو ساحت جهاد سیاسی و تبلیغ نقش کلیدی دارد_ هم اتفاق خاصی در کنشگری ما رقم نخورد.
این غیبت از صحنه های مورد نیاز و مواضع انجام تکلیف، حتی در موارد بسیاری موجب عذاب وجدان و ناراحتی خود ما نیز شده است و سرزنش و توبیخ های درون گفتمانی و تازیانهی نقد به ترجیع بند محافل و جلسات ما تبدیل شده.
اما چرا ما این همه نسبت فرمان های وجوب امام و رهبر خود بی عمل شده ایم؟ آن هم در شرایطی که ضرورت آن را نیز حس میکنیم!
به نظر می رسد دلیل مهم (لا اقل یکی از دلایل مهم) این اتفاق، "دغدغه بسندگی" ما و عدم امتداد دغدغه ها به لایهی سبک زندگی باشد.
هر کدام از ما می توانیم انبوهی از دغدغه ها را همچون شمع درون خود روشن کرده و حتی تا سال ها زنده نگه داریم. اما تا زمانی که این دغدغه به ساحت واقعی زندگی ما راه پیدا نکرده و تبدیل به بخشی از سبک زیست ما نشده باشد عملا چیزی بیشتر از همان شمع درون وجود نخواهد بود.
بگذارید از زیست طلبگی خودمان مثال بزنم. همه می دانیم که درس خواندن و کار علمی رکن حیات و هویت طلبگی است ولی برای تحقق این رکن صرفا به ذهنیت سازی و انگیزه بخشی اکتفا نشده است. این مهم از همان روز اول طلبگی به کلی فضای زیست یک طلبه را تغییر می دهد و از آن روز به بعد بقیهی امور در هماهنگی و با محوریت آن برنامه ریزی میشود. اما اگر طلبه ای _ولو با استعداد و علاقه مند به کار علمی_ بعد از چند سال ابتدایی که در آن فشار آموزشی مدارس بیشتر است، مسیر زندگی خود را به گونه ای انتخاب کرد که عملا زمان مفیدی برای کار علمی باقی نماند، دیگر درس خواندن از واقعیت زندگی او حذف خواهد شد و باید عمر علمی او را تمام شده فرض کرد.
کنشگری تبلیغی یا جهادی نیز از این قاعده مستثنی نیست. طلبه هر قدر هم که با متن های اندیشمندان انقلاب اسلامی مانوس بوده و حتی بر آن ها مسلط هم شده باشد و حتی فراتر از آن توان تئوریزه کردن نسبت کنشگری و هویت طلبگی را داشته باشد، اما تا زمانی که به صورت عینی و روی زمین، زمانی را به کنشگری اختصاص نداده و آن را در ردیف اولویت های خود جا ندهد و صرفا منتظر حوادث و مقاطع خاص بماند تا فرصت عامی برای تبلیغ و جهاد سیاسی (مثل دهه محرم و انتخابات) پیدا شود عملا تبدیل به کنش گر نخواهد شد.
رفقا! برای کنشگری انقلابی در جهاد تبیین ، تبلیغ ، جهاد سیاسی با طاغوت و... حتما باید این امور را وارد برنامهی روزانه یا هفتگی و یا ماهانه خود کنیم و الا ما هم به مرور نرمالیزه خواهیم شد.
🆔 @Khizeesh
تذکر به جایگاه شهيد جمهور و دولت سیزدهم
✍رضا محمدآبادی
از ابتدای دولت چهاردهم، رهبر انقلاب بارها از شهيد رئیسی(ره) و دولت ایشان یاد کردهاند. این حجم از تاکید و تذکر اجتماعی نشان از اهمیتی راهبردی است و نه یک سوگنامه برآمده از یک دلبستگی.
در نگاه ایشان، رئیسی پس از آن تشییع فوقالعاده، یک شخصیتی ملی است، همانطور که امیرکبیر آن چنان بود و الا نباید همزمان با استقرار دولتی دیگر و با رویکردی متفاوت این تذکر و توجه به ایشان تداوم می یافت.
دولت او هم گامی مهم در مسیر حرکت به سمت تحقق کامل و استقرار دولت اسلامی_انقلابی بود، مرحلهای که لاجرم از آن در جهت شکلگیری تمدن اسلامی هستیم.
در این دوره پس از استقرار دولت جدید، رهبر انقلاب به مواردی درباره شهید رئیسی و دولت سیزدهم اشاره کردهاند که شایسته توجه و دقت است:
۱_اهمیت به مسائل مردم و از جمله به خصوص کارگران؛ عملیات احیای ۸۰۰۰ کارخانه
۲_پایه گذاری کارهای بزرگ در مدت کوتاه سه سال: توجه و پیگیری مسائلی اساسی همچون شعار نهضت ملی درختکاری و کاشت یک ملیارد درخت در ۴ سال، سازمان ملی هوش مصنوعی...
۳_توفیقات در انتخاب همکار و به کارگیری جوانان مؤمن پرانگیزه انقلابی متعهّد
۴_توجه به پیوست عدالت در تصمیمات
۵_کار جهادی، ورود مجاهدانه در میدان و اجتناب از کنترل از راه دور
۶_ابراز مواضع صریح، روشن، با قوت و متانت در قبال حوادث
۷_رعایت اولویتها و خصوصا کارهای باارزش در زمینه تحرکات اقتصادی
هر چند که احتمالا در دیدار پیش روی رهبری با خانواده شهید رئیسی، به این نکات اضافه خواهد شد(ان شاءالله)، اما همین موارد نیز این نکته را تثبیت میکند که همچنان محتاج تذکر به شهيد جمهور و دقت در تجربه ایشان هستیم.
در پیوست، تمام جملات رهبری در این باره را، که در این مدت کمتر از یکسال ایراد فرمودند، میتوانید ملاحظه کنید:
👇👇👇
🆔 @Khizeesh