eitaa logo
خیزش
58 دنبال‌کننده
50 عکس
10 ویدیو
11 فایل
جمعی از شاگردان مکتب امام آی دی دبیر: @tamaddon7496
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 باید های تبیین چند وقت پیش در جلسه ای درباب دوستانی جهاد تبیین اختلافاتی بین نظر دوستان بود. عده ای از رفقا با ضرورت امیدآفرینی در این زمان مفاد جهاد تبیین را پاسخ به شبهه و دفاع از عملکرد جمهوری اسلامی می‌دانستند؛ و قائل بودند ما نتوانسته‌ایم از ما وقع قدرت انقلاب اسلامی روایت درست ارائه بدهیم. در مقابل این نظر، مشکل جمهوری اسلامی را فقدان اندیشه نو می‌دانستند. بحث ها که بالا گرفته، هرکدام از دو طرف شواهد متعددی از بیانات رهبری می آورد و به مصادیق متنوعی از الگو‌های جهاد تبیین اشاره می‌کرد. دیدار رهبر انقلاب با اقشاری از مردم بعد از ماجراهای سوریه و دیدار اخیر رهبر انقلاب با جمعی از بانوان، دقیقا دو مدل متناظر و متعاضد در مفاد جهاد تبیین است. در دیدار اول، رهبر انقلاب به تحلیل حوادث سوریه نمی‌پردازند، اما بنا دارند از واقعیت میدانی سوریه و آن‌چه از چشم ها پنهان مانده پرده بردارند. ایشان در بیان این واقعیت به آن‌چه در طول سقوط سوریه اتفاق افتاده اشاره می‌کنند؛ ایشان در بیان این واقعیت به روند تعاملات ایران قبل از سقوط سوریه اشاره می‌کنند؛ ایشان در بیان این واقعیت سعی دارند روایت دقیقی از روند تعامل ایران و نحوه تعامل ایران با سوریه ارائه بدهند، در بیان این واقعیت دوباره به علل حضور ایران در سوریه اشاره می‌کنند. این نحوه پردازش واقعیت میدان، از خلاهای کنونی مردم ایران نسبت به حوادث انقلاب است و هرقدر رسیدگی نشود، افکار عمومی را نسبت به موقف کنونی جمهوری اسلامی دچار تعویق می‌کند. در دیدار دوم یکی از تقابل‌های انقلاب اسلامی با سیاست‌مداران متکی به سرمایه را، در بحث زن می‌دانند. اما پیش از شروع بحث اشاره می‌کنند با وجود تلاش‌هایی که از اول انقلاب شده اما این بحث را باید تمام کرد و کامل کرد. در این دیدار، رهبر انقلاب به دنبال تبیین نظری منشور‌ اسلامی در مقوله زن، زوجیت وخانواده در ۷ بند هستند. در این تبیین نظری، به هستی شناسی اسلام از عالم خلقت می پردازند، فهم خود را از زوجیت به عنوان اصلی‌ترین عامل حرکت تاریخ بیان می‌کنند، نگاه قرآن را به استعداد رشد یابندگی زنان و مردان بیان می‌کنند، ارزش جایگاه مادر را توصیف می‌کنند. شاید این نحوه پردازش را، با عنوان "حقیقت انقلاب اسلامی" بتوان تعبیر کرد. انقلاب اسلامی برای حیات خود دائما از "جوهره ارزشی" خود تغذیه می‌کنند و نابسامانی در این نظام ارزشی موجب التقاط فکری و انحراف عملی می‌شود و ما در جهاد تبیین نیازمند ترمیم این نظام ارزشی و افزایش عقلانیت نظری مردم ایران هستیم. جهاد تبیین به عنوان مهم ترین و پر بسامدترین دعوت رهبر انقلاب اسلامی بعد از بیانیه گام دوم، در مقارنت با قدم بعدی انقلاب اسلامی و تغییرات در نظم جهانی ارائه شد؛ این دعوت نشان از آن دارد جهاد تبیین صرفا در مقام پیش‌برندگی ایران نیست، بلکه به دنبال نقش‌آفرینی متفاوتی در نظم پیش روی جهان نیز هست. به همین خاطر، ما نیازمند آنیم که توصیف دقیقی از اکنون و شدن خودمان بدهیم و علاوه بر آن، در تقابل نرم افزاری باید حقیقت ارزشی خودمان را دوباره سامان بدهیم تا در نظم جدید، حضوری متفاوت داشته باشیم. 🆔 @Khizeesh
🔰 جبهه انقلاب و چالش نو اخباری گری در مواجهه با فرمایشات رهبری! 🔸بخش اول در سخنرانی اخیر حضرت آقا در مورد حوادث سوریه به این نکته‌ی مهمی در باب تفاوت تحلیل و تبیین مد نظرشان اشاره کردند که از زاویه‌ی روش مواجهه با فرمایشات رهبری می‌تواند قابل تامل باشد: "من قصد ندارم تحلیل کنم قضایای سوریه را ــ تحلیل را دیگران میکنند ــ قصد من امروز «تبیین و ترسیم» است. منظورم از«تبیین» این است که آنچه واقع شده و احیاناً سعی میشود از چشمها مخفی بماند، تا آن جایی که ما می‌بینیم و میفهمیم بیان کنیم؛ «ترسیم» [هم] به این معنا است که در خلال عرایض امروز، وضع خودمان، حرکت خودمان، حرکت منطقه، آینده‌ی منطقه را طبق فهم خودمان ترسیم کنیم و نشان بدهیم." از دقا در این جملات این نکات را می‌توان اصطیاد کرد: ۱. ایشان در صدد بیان نکاتی هستند که در فضای رسانه ای و تبلیغاتی کلی حاکم بر جامعه کمتر دیده شده یا سعی شده به چشم نیاید. این بدین معناست که ایشان مدعی بیان همه ی وقایع و جزییات در همه ی لایه های مساله نیستند و همان طور که گفتند سایرین هم تحلیل کرده و خواهند کرد و باب تحلیل و حتی تبیین بسته نیست. ۲. با توجه به نکته‌ی قبل نیز باید گفت کلام حضرت رهبری را باید در بستر واقعیت دید و فهمید و البته خود این کلام که از جایگاه ولایت بیان می‌شود هم جزء مهمی از واقعیت است. منتهی نباید به شکل اخباری گونه با این فرمایشات برخورد کنیم. به بیا دیگر کلام ولی تبیین واقعیت در یک لایه ی کلان و عمیق است و نه جعل واقع از جنس جعل های تعبدی. در واقع پیشفرض تحلیل گران و تبیین گران این است که صحنه‌ی واقع را خوب می بینند، لایه های مختلف مساله را تشخیص میدهند. بازیگران مختلف را شناسایی کرده و در موردشان تحلیل دارند و پیچیدگی ها را درک می کنند. حال در این وضعیت حضرت آقا به عنوان ولی جامعه و از افق رهبری یک ورود کلان انجام داده و کل صحنه را از افقی بالاتر به همه نشان می دهند و دعوت می کنند که صحنه‌ی کلان را از این منظر برتر ببینید. بنابراین آن دسته از تبیین گرانی که شناختی از صحنه نداشته و ذهنشان خالی از فهم میدان بوده و تنها با مدلول تصوری کلام رهبری مواجه می شوند، فهمی سطحی و بسیط خواهند داشت ولو این که در صورت مواجهه دقیق با فرمایش رهبری این فهم بسیط غلط نخواهد بود. البته واضح است که همین حد از فهم برای عموم مردم مفید و حتی در بسیاری از موارد کافی است منتهی این حد از فهم برای آن ها که میخواهند تحلیل کنند یا به جبهه‌ی جهاد تبیین جهت دهند یا این که خود دارای تریبون تبیینی هستند به هیچ وجه مطلوب نیست. 🆔 @Khizeesh
🔰 جبهه انقلاب و چالش نو اخباری گری در مواجهه با فرمایشات رهبری! 🔸بخش دوم و پایانی با توجه به این توضیحات به نظر می‌رسد که امروز ما با یک اخباری گری در فهم مواجه هستیم که جبهه انقلاب به آن مبتلا شده. یعنی علاوه براینکه استظهار دقیقی از مدالیل اولیه متن و مرادات جدی فرمایشات رهبری ندارد، متن را هم بیرون از بستر واقعی صحنه و قرائن عقلایی و بدون توجه به سیاق سایر کلمات و محکمات فرمایش ایشان و همچنین صریح دستورات و فرامین سابق ایشان و همچنین بدون توجه به ناگفته ها و به اصطلاح سفیدی های متن می فهمد که بسیار آسیب زا خواهد بود. نتیجه اش هم این می شود که همین فهم های بسیط و بعضا غلط به عناوین گوناگون بازتولید شده و طبیعتا در این بازتولید ها هم دیگر خبری از دقت ها و ظرایف در بیان و نگاه کلان و فهم همه جانبه رهبری نسبت به واقعیت میدان نیست. خصوصا این که بعضی از دوستان از همین فهم های بسیط، چندین مرحله لازمه غیر بین و مشتق هم گرفته و امتداد می دهند و ما در نهایت با یک سری حرفهای رطب و یابسی و بعضا توهمی مواجه می‌شویم. بسیار تفاوت می کند که یک نفر میدان را با همه‌ی تلخی‌ها، شکست ها، شیرینی‌ها و پیروزی ها دیده و با پیچیدگی های صحنه و معادلات آن آشنا بوده و آن گاه در مقام امامت و رهبری یک تحلیل کلان ارائه داده و در آن از پیروزی نهایی جبهه‌ی حق صحبت کرده و با امیدبخشی صادقانه خود، امت را از یاس دور نماید و در عین حال به صورت هوشمندانه ای به عبرت گیری از شکست ها و پرهیز از غرور و جهل در هنگام پیروزی تصریح کرده و با گاردی تهاجمی و بدون انفعال یک افق بلند و تکلیف آفرین را برای آینده ترسیم می‌کند با وضعیتی که بعضی از ما تلاش می‌کنیم تا به صورت ناشیانه ای چالش ها را انکار کنیم، اتفاقات تلخ را به صورت غیرواقعی کوچک نمایی کرده و با تحلیل های غیر واقعی برای بدنه‌ی جبهه‌ی حق توهم پیروزی های فانتزی ایجاد کرده که در نهایت منجر به جلوگیری از کنش‌های به موقع و عمل به تکلیف خواهد شد. البته توجه به این نکته نیز ضروری است که باید بین سخن گفتن از تریبون های اصلی نظام که مخاطب آن عموم مردم ایران و بلکه افکار عمومی منطقه و فضای بین الملل است و بین بحث هایی که مخاطب آن نخبگان و دغدغه مندان انقلابی است تفاوت قائل شد. طبیعتا هر چه فضای تخاطب خصوصی تر باشد راحت تر می توان ناظر به آسیب ها و چالش ها اظهار نظر کرد. 🆔 @Khizeesh
⭕️ چگونه در جمهوری اسلامی امکان تحقق دوگانه "دیکتاتوری_آنارشیسم" پدید می‌آید؟ 1⃣ رهبری انقلاب در دیدار با بسیجیان(۵ آذر)، در سیاق نکات خود درباب تقویت بسیج یکی از موارد را تقویت سیاسی شمردند و فرمودند: که بسیج باید در زمینه سیاسی تقویت گردد "بسیج بداند که قواره‌ی مطلوب آمریکا برای کشورهای این منطقه یک دوگانه است: یا «استبداد» یا «هرج‌ومرج»؛ به تعبیر فرنگی: یا دیکتاتوری یا آنارشیسم. آمریکا برای این منطقه این دوگانه را در نظر دارد. یک کشوری که مورد نظر آنها است، یا اینکه بایستی یک قدرت مستبدّی در رأس باشد که بتوانند با او ببندند، هر کاری میخواهند با او قرار بگذارند و او تسلیم آنها بشود؛ یا اگر این نشد، باید [آن] کشور هرج‌ومرج پیدا کند، زندگی بر مردم دشوار بشود. بسیج با هر دوی اینها باید مقابله کند؛ هم با ایجاد دیکتاتوری و استبداد، هم با ایجاد هرج‌ومرج و اغتشاش؛ هر کدام از این دو در کشور پیش بیاید، دست دشمن در کار است و [بسیج] باید در مقابلش بِایستد" به نظر می‌رسد، طرح این مطلب در این زمان توسط ایشان، تحذیر از امری است که شرایط داخلی و خارجی تحقق آن را نزدیک و یا اقلا ممکن کرده است. ایشان پیش از این هم در مواردی دیگر از این دوگانه صحبت کرده‌اند؛ این‌که دشمن طمع دارد با ایجاد هرج و مرج و آشفتگی در داخل کشور، زمینه‌ی فراهم آوردن دیکتاتوری را فراهم آورد؛ این که گاهی آنقدر هرج و مرج شکل می‌گیرد که مردم تشنه استبداد می‌گردند؛ این که دیکتاتوری را ممکن است در شکل‌های جدید و نو بیاورند. اما با این وجود به نظر می‌رسد ادبیات رهبری در این سخن متفاوت از سایر کلمات ایشان در این باره است. ولی به نظر، مهم‌تر از این مطلب آن است که چه زمینه‌های داخلی‌ای در جمهوری اسلامی می‌تواند تحقق این طرح دشمن را که متشکل از یک دوگانه است نزدیک گرداند و طبعا چگونه این طرح شکست خواهد خورد؟ 🆔 @Khizeesh
⭕️ چگونه در جمهوری اسلامی امکان تحقق دوگانه "دیکتاتوری_آنارشیسم" پدید می‌آید؟ 2⃣ با نظر به بیانات ایشان در باب این دوگانه، نکات مهمی قابل احصاء است که پاسخ این پرسش نیز محسوب می‌گردد. ۱_ اولا جمهوری اسلامی، خود نظامی در مقابل تمام نظام‌های اقتدارگرا و دیکتاتوری در صور مختلف خود است: دیکتاتوری های فردی پادشاهان، دیکتاتوری‌های چپ تک حزبی و نیز دیکتاتوری‌های سرمایه داران در نظام لیبرال دموکراسی. جمهوری اسلامی به معنای اتکای همزمان به آراء مردم و شریعت الهی در مقابل این نظامهای طاغوتی قرار دارد.(1) ۲_ جمهوری اسلامی، خود فرصتی است که پس از یک دوره هرج و مرج و آشفتگی و نیز یک دوره دیکتاتوری خشن پدید آمده است. هرج و مرج ۱۵ ساله بعد از مشروطه و بعد دیکتاتوری خشن رضاخانی و سپس هرج و مرج ۱۳۲۰ و ساقط کردن یک دولت ملی و بعد دیکتاتوری خشن محمد رضا پهلوی.(2) ۳- فرصت جمهوری اسلامی در برابر آن دوگانه، به واسطه یک رهبر مقتدر یعنی امام خمینی پدید آمد و تثبیت شد.(3) اما این امکان وجود دارد و بلکه انگیزه‌هایی وجود دارد که مسیر انقلاب را برگردانند. ۴- با نظر به بیانات معظم له، مواردی زمینه‌ساز شکل‌گیری این دوگانه در داخل کشور هستند الف) قانون گریزی: از نظر ایشان قانون جلوی دیکتاتوری و خوی پادشاهی و استبدادی را می‌‌گیرد. به همین دلیل ایشان در ماجرای فتنه ۸۸ به نمایندگان مجلس این تذکر را می‌دهند که نقطه مقابل قانون گرایی و انقیاد در مقابل قانون، دیکتاتوری است و در جوامع همین‌گونه دیکتاتوری پدید می‌آید. و به همین دلیل ایشان رفتار خود در ماجرای ۸۸ به همین امر مستند می‌کنند که یک قدم از قانون فراتر نخواهند رفت و به هیچ قیمتی زیر بار زور نخواهند رفت. (4) ب) عدم رعایت ادبِ آزادی: از جمله مسائل دیگری که ایشان خصوصا در اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ بدان اشاره می‌کنند، نسبت مسئله آزادی با این دوگانه است. پس از آن‌که آزادی را ضرورت یک جامعه پیشرو معرفی می‌کنند، اما می‌گویند اگر ادب و فرهنگ آزادی شناخته نشود، با استفاده غلط و بد از آزادی و به وسیله بازی غیرمتعهّدانه با افکار، احساسات، ایمان و دلبستگیهای مردم و نیازهای جامعه هرج و مرج و اغتشاش و بی‌انضباطی پدید می‌آورند و کار به آن‌جا می‌رسد که مردم آرزو می‌کنند کاش آدم مستبد و قلدری بیاید و نظم را برقرار کند.(5) ج) مقابله و سخت گیری بر مردم: مقابله حکومت با مردم چه به صورت علنی و چه در پشت پرده دموکراسی با اتکاء به ثروت و منافع طبقه‌ای خاص، نشان حکومت‌های دیکتاتوری است. (6) سخت‌گیری به مردم، از نشانه‌های دیکتاتوری است.(7) در حالی که در نظام اسلامی حکومت عامل، نماینده، خادم و کارگزار مردم است و مردم صاحب حقند. د) عدم اهمیت آگاهی مردم: برای نظام‌ مردمی بر خلاف نظام دیکتاتوری، آگاهی، معرفت و تحلیل مردم اهمیت دارد؛ بر خلاف دیکتاتوری در صور مختلفش که برای او اهمیتی ندارد مردم بفهمند یا نفهمند.(8) به همین دلیل است که جهاد تبیین در نظام مردمی اهمیت می‌یابد و امام خمینی با همین جهاد تبیین بساط یک نظام دیکتاتوری را جمع کرد. (9) ه) عدم حضور و مشارکت مردم در انتخابات: از کلمات صریح رهبری در مدت اخیر آن است که: « اگر انتخابات در کشور نباشد، یا دیکتاتوری است یا هرج‌ومرج و ناامنی است. آن چیزی که جلوی بُروز دیکتاتوری را در کشور میگیرد انتخابات است؛ آن چیزی که جلوی هرج‌ومرج و اغتشاش و ناامنی را میگیرد انتخابات است.»(10) و) احساس تحقیر، رعب و بیکاره بودن مردم: قدرتهای استعمارگر برای تسلط بر یک ملت ابتدا او را تحقیر و مرعوب می‌کنند. همین امر که از اواخر دوره قاجار شکل گرفت، سبب شد که در برابر آمدن رضاشاه مردم تماشاگر شدند و این گونه زمینه بنا شدن دیکتاتوری 50 ساله بر ملت ایران شد. (11) ۵_ هر اندازه ایده جمهوری اسلامی در عمل محقق شده باشد، مانع از تحقق دیکتاتوری‌_هرج و مرج می‌شود. اساسا نو بودن ایده جمهوری اسلامی بدین خاطر است که این دوگانِ غلط را در عمل به هم می‌زند. با توجه به نکات فوق چرا در جمهوری اسلامی، طرح این دوگانه دشمن، امکان عملیاتی شدن یافته است؟ شاید در یادداشت دیگری به این پرسش پاسخ بدهم. 🆔 @Khizeesh
عید میلاد بنت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم، همسر امیرالمؤمنین علیه السلام، ام المؤمنین مبارک. تولد فرزند حضرت کوثر سلام الله علیها، امام امت(ره) به همه ایرانیان و بسیجیان او مبارک... با آرزوی نصرت عاجل جبهه مقاومت و پیروزی جبهه حق علیه باطل...
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑 فقه خوانده های فقه ناباور به مثابه‌ی محلل غربزدگی استعماری! 〽️قسمت اول 🔹 اخیرا محمد قوچانی ضمن مصاحبه ای که در آن ادعا کرده "با این قانون اساسی به توسعه نمی رسیم". طبعا مطرح شدن چنین ادعایی از او به عنوان یکی از بلندگوهای جریان غربزده در کشور جای بسی خرسندی دارد. چرا که نشان می دهد این جماعت تنها مولفه های قدرت ملی مثل صنعت هسته ای، قدرت موشکی و نفوذ منطقه ای را مانع توسعه ی موهوم مدنظرشان نمیدانند بلکه همه ی اینها بهانه است و مقصد پایانی گفتمان حمله به اصول کلی انقلاب، نظام و قانون اساسی به عنوان میثاق ملی است. اما وی در این مصاحبه به نکته‌ی قابل تامل دیگری نیز تصریح کرده به این مضمون که فقه و دین اگر ذیل دولت مدرن و امر تجدد تعریف شوند، می‌توانند در خدمت توسعه (غربزدگی) قرار گیرند و به تحقق آن در جامعه کمک کنند. شاید عجیب به نظر برسد که چگونه یک نفر میخواهد با تغییر قانون اساسی از نقش دین و فقه در حاکمیت بکاهد و از طرفی همزمان معتقد است که دین و فقه می‌توانند در خدمت تجدد قرار گیرند! اما با دیدن این صحبت های وزیر محترم علوم به عنوان فردی که سابقه‌ی تحصیلات حوزوی نیز دارد جایی برای تعجب نخواهد ماند! در واقع فقاهت و اجتهاد مطلوب امثال قوچانی چیزی از جنس این ادعاهای انفعالی جناب سیمایی صراف است! فقهی که به عنوان کاتالیزور تبدیل یک جامعه ی دیندار به یک جامعه ی سرمایه سالار عمل می کند. . 🆔 @Khizeesh
🛑 فقه خوانده های فقه ناباور به مثابه‌ی محلل غربزدگی استعماری! 〽️قسمت دوم و پایانی 🔹 در این رویکرد، کارکرد فقه صرفا این است که بر اساس سیاست عقب نشینی قدم به قدم و با تمسک انفعالی به عنصر مصلحت و زمان و مکان، و با تشبث به برخی مطالعات دارای سوگیری در علوم انسانی مبتنی بر پیش فرض های اومانیستی به عنوان نظرات کارشناسی، توجیه گر و جاده صاف کن امور غیر دینی وبلکه ضددینی باشد. با این توصیف شاید بتوان ادعا کرد که هیچ چیز همانند حضور و نقش آفرینی "فقه خوانده های فقه ناباور" به غلبه‌ی سرمایه داری مدرن در یک جامعه‌ی دینی کمک نکند. با حاکم شدن این رویکرد در فقه حتی ولایت مطلقه‌ی فقیه نیز مطلوب و محبوب این جماعت خواهد بود و با آن هیچ مشکلی نخواهند داشت. چرا که به آن به چشم دستگاه حرام کردن حلال‌ها و حلال کردن حرام ها در جهت حرکت تدریجی به سمت سکولاریسم نگاه می‌کنند با این ویژگی مهم که در این فرض دیگر خبری از اعتراض و مخالفت مومنین نخواهد بود چرا که همه‌ی این عقب نشینی ها با ادبیات دینی و فقهی صورت‌بندی خواهد شد. . . 🆔 @Khizeesh
بیانات در دیدار ائمه جماعات مساجد استان تهران (۱۳۹۵/۰۳/۳۱) مقاومت وقتی گفته میشود، فوراً ذهن می‌رود به مقاومت نظامی و امنیّتی و امثال اینها. خب بله، آن هم قطعاً مقاومت است، امّا بالاتر از آن، مقاومت فرهنگی است. حصار فرهنگی، خاک‌ریز فرهنگی در کشور اگر سست باشد، همه‌چیز از دست خواهد رفت. من به شما عرض بکنم: امروز بعد از ۳۷ سال، ۳۸ سال از پیروزی انقلاب، انگیزه‌ی دشمنان برای نفوذ در حصار فرهنگی از روز اوّل بیشتر است؛ نه اینکه کم نشده، قطعاً زیاد شده؛ روشها را هم که شما می‌بینید: این شیوه‌های فضای مجازی و تبلیغات گوناگون و ماهواره و امثال اینها؛ [یعنی‌] انگیزه‌ها بیشتر شده. آماج این حرکت هم درست همان چیزی است که مایه و هسته‌ی اصلی ایجاد نظام اسلامی شد؛ یعنی ایمان دینی، آماج این است. 🆔 @Khizeesh
استخدام واژه «اغتشاشگر» برای جریان حاکم سوری از سوی رهبری، خط پایانی بود به بحث‌های تحلیلی درباب ماهیت شناسی آن. مهم نیست معارض مسلح یا تروریست؛ سوریه با یک گروه «اغتشاشگر» و کمک، برنامه‌ریزی و نقشه دولتهای خارجی و با استفاده از ضعفهای آن کشور، به هرج و مرج و بی‌ثباتی کشیده شد. https://virasty.com/Khizeesh/1735051866465474164 🆔 @Khizeesh
بشار می‌خواست هزینه‌ی خارجی ندهد تا اوضاع داخل کشورش را سامان بخشد. نتیجه‌اش تسلط شورشیان شد که عن قریب تا تجزیه‌ی سوریه خواهد رفت. خارج از مرزها به سرنوشت مردم یک کشور خیلی نزدیک‌تر از آن چیزیست که کیلومترها نشان می‌دهند. https://virasty.com/Khizeesh/1735052302203379072 🆔 @Khizeesh
🔸روایت سقوط اسد از زاویه‌ی اختلال در محاسبات سیاست خارجی او یک رویداد اجتماعی را از زوایای مختلف می‌توان روایت کرد. آن رویداد اجتماعی وقتی تبدیل به دگرگونی سیاسی می‌شود، زوایای افزون‌تری پیدا می‌نماید. ماجرای عبرت‌آموز سقوط دولت سوریه قطعاً عوامل متعدّد فرهنگی، روانی، اقتصادی، سیاسی و امنیّتی دارد؛ اما عاملی که در این یادداشت به آن پرداخته می‌شود، مسئله‌ی تفاوت نگرش اسد به مناسبات سیاست خارجه‌ی دولتش بود. رهبر حکیم انقلاب در اولین جمعه‌ای که از سمت حضرت امام خمینی به عنوان خطیب جمعه‌ی تهران منصوب شدند، بحث مبسوطی پیرامون رویکرد جمهوری اسلامی در مقوله‌ی سیاست خارجه ایراد نمودند. ایشان صراحتاً فرمود که در اندیشه‌ی ما، سیاست خارجه، اولویت قطعی بر سیاست داخله دارد. ایشان معتقد بود زمانی می‌توان با خیال آسوده به سامان دادن امور داخل کشور مشغول شد که قبلش مناسبات خارجی و بین‌المللی انقلاب، براساس مبانی محکم و منطقی تنظیم شده باشد. مطابق این تحلیل، بی‌تفاوت بودن نسبت به اتفاقات بیرون مرزها به بهانه‌ی اولویت داشتن مسائل داخل کشور و حلّ مشکلات داخلی، راهبردی خطا و غیر واقعی در جهان فعلی است. درواقع، تنظیم صحیح و عاقلانه‌ی مناسبات خارجی، شرط لازم اصلاحات درونی هر کشور است. متّکی بر این تحلیل می‌توان فروپاشی نظام سابق سوریه را بررسی نمود. بشّار شاید گمان کرد می‌تواند هزینه‌ی خارجی کمتری بدهد و تحرّک کمتری در مهمترین مسئله‌ی فعلی منطقه‌ی ما –یعنی طوفان الأقصی- داشته باشد و به جای آن بیشتر به سامان دادن به اوضاع اقتصادی داخل کشورش بپردازد. دل خوش کردن به وعده‌های بعضی دول عربی مبنی بر کمک‌های مالی و حمایتی در ازای تغییر رویّه دولت سوریّه در مناسباتش با محور مقاومت، نقطه‌ی مزیّت نظام بشّار را متلاشی کرد. ماجرای سرنگونی بشّار دوباره این گزاره را تأیید کرد که وادادگی خارجی یک نظام، هیچ گاه سبب انسجام درونی آن جامعه و بهبود اوضاع اقتصادی آن نخواهد شد. 🆔 @Khizeesh