فارغ از اصل حرف و منظور روسای قوا، نتیجه وفاق زورکی و بی مبنا طبعا رادیکال شدن خواهد بود، چه چنین مقصودی را بخواهیم و چه نخواهیم....
راه درست ملاحظه معقولِ حساسیتها و درک جریان حزباللّهی و انقلابی و تفاهم با آنهاست.
"دولت جوان حزباللّهی" آیندهای است که به راحتی حاصل نمیشود؛ مردان راستین جمهوری اسلامی را میخواهد که پختگی کنند و با صبر و عقلانیت زمینه مواجهه واقعی بدنه مؤمن کشور را با مسائل کشور بیش از پیش فراهم کنند.
شهید رئیسی بدون سر و صدا و شعارهای توخالی، هم در پی وحدت کلمه بود تا جایی که به تعبیر رهبری جلوی یک دعوای بزرگ را با تحمل خودش گرفت(۱) و هم جریان حزباللّهی را به صورت واقعی مواجه با مسائل کشور کرد و برای آنان فرصت ساخت.
این آینده، لازمه حرکت ما به سوی آرمانهای انقلابی است. یا از طریق فوق حاصل میشود یا طبعا با هزینههایی اتفاق خواهد افتاد.
این هزینه ها ممکن است ناشی از سوق دادن جریان حزباللّهی به خلوص گرایی در ارزشها بدون ملاحظه اقتضائات و واقعیتهای امر اداره و پیشرفت کشور باشد
و همچنین ممکن است ناشی از هزینههای روی کار نیامدن جریان انقلابی و گرفتاری به هرج و مرج های برآمده از گفتمانها غیر اصیل و عملهای غیر مکتبی صورت گیرد.
پانوشت:(۱) "ایشان در یک موردی یک اختلافی با یک جایی داشتند، من گفتم شما اصلاً عکسالعمل نشان ندهید؛ خیلی سخت بود برایش، [امّا] اصلاً عکسالعمل نشان نداد، یعنی واقعاً مدارا کرد؛ [در حالی] که اگر ایشان مثلاً این صبر و این تحمّل را نداشت، بنا بود یک دعوای بزرگی در کشور راه بیفتد. ایشان اینجوری بود."
🆔 @Khizeesh
💢خطاهای درشت در تحلیل قدم های ابتدایی ترامپ💢
دو اتفاق مهم امریکایی افتاد که تحلیل های نادرستی از آن در ایران در حال توزیع است:
1. قطع کمک مالی امریکا به یو اس اید : یعنی قطع کمک های مالی امریکا به اپوزیسیون . از این رو تغییر نظام و اغتشاشات خیابانی در دستور کار امریکا نیست.
2. پیام ترامپ در مورد مذاکره با ایران : ترامپ برای اجرای یک شو در داخل امریکا به عنوان قهرمان نیازمند یک توافق است. لذا خطر چندانی از سمت ترامپ برای ما نخواهد بود. این یعنی بالا آمدن فضای گفتگوی مستقیم با امریکا در موضوعات هسته ای و موشکی و منطقه ای در داخل ایران و بالا رفتن امید به امکان توافق با ترامپ
فهم غلط از این دو اتفاق در حال توسعه بین موثرین و نخبگان است. در حالی که :
اولی بیشتر یک رقابت درون حزبی بین جمهوری خواهان و دموکرات هاست. جمهوری خواهان یک تشکیلات در مقابل usaid دارند به عنوان MCC و می خواهند این تشکیلات را تقویت کنند. تصریحات حلقه اطرافیان ترامپ به وضوح ایجاد اغتشاشات داخل ایران را هدف گرفته است اما در عین حال همین عده معتقدند 85 درصد پولی که به اپوزیسیون ایران داده اند را این جماعت به جیب زده اند و باید به گونه ای دیگر پای این معامله رفت.
دومی هم به معنای یک نقشه حساب شده منطقه ای است. ترامپ این سخن را پس از گفتگو با نتانیاهو بیان کرده است. به عبارتی ترامپ به دنبال آن است که خواسته های نتانیاهو را به ایران از طریق مذاکره تحمیل کند. با توجه به تلاش برای کاهش ارزش پروژه منطقه ای ایران، احتمال پیش رفتن مذاکرات پنهان و همراهی خاموش فضاهای داخل کشور بسیار است.
🆔 @Khizeesh
🔘درس آقا به ما برای مواجهه درست با بیانات! 1⃣
حالا و پس از 19 بهمن تاریخی که برخلاف تصور جریان حامی پروژه نرمالیزاسیون جمهوری اسلامی، رهبر انقلاب بار دیگر مواضع انقلابی، اصولی، عاقلانه و واقع بینانهی خود را در مورد مذاکره با آمریکا بیان نمودند، بد نیست کمی در بارهی روش شناسی مواجهه با کنش و بیانات رهبری در جبههی انقلاب تامل کنیم
ابتدا این متن را که پنجشنبه ۱۸ بهمن نگاشته شد ولی فرصت انتشار پیدا نکرد بخوانید:👇👇
قلب های بیمار و بازی خطرناک با ولایت
فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ
این روز ها جریانی که در سه دههی اخیر با تمام قوا با مبانی، محکمات اندیشه ای و جهتگیری های راهبردی رهبر انقلاب در اغلب موضوعات مهم کشور زاویه و بلکه تعارض و تقابله داشته، سعی دارد با دست آویز قرار دادن برخی تعابیر متشابه در کلمات رهبر انقلاب، مواضع منفعلانه و پالس های ضعف مکرر سیاسیون را در برابر آمریکا توجیه نموده و آن را بنام رهبری فاکتور نماید. این در حالی است که در موضوع رابطه و توافق با آمریکا با خلا محتوایی و یک زمین صاف بدون جهت روبرو نیستیم که با سردست گرفتن "معامله"بتوان کل فضای کشور را در مقابل برجام های بعدی وچوب حراج زدن به منافع ملی ساکت کرد.
در واقع مسالهی مواجهه با آمریکا جدا از تجربیات و عبرت های عینی و ملموسی که برای ملت ایران داشته است، یکی از پرتکرار ترین مباحث مطرح شده توسط رهبران انقلاب در تمام سالهای پس از تشکیل نظام است و ما با انبوهی از مواضع و مبانی واضح و صریح امام و رهبر انقلاب در این باره مواجه هستیم.
البته از این جریان بیش از این توقعی وجود ندارد و همه میدانند که مواجههی اینها با رهبری نهایتا چیزی از جنس "نومن ببعض و نکفر ببعض" است. اما عجیب این است که برخی افراد و جریانات منسوب به انقلابی گری با تکیه بر برخی مصلحت سنجی های تاکتیکی در حال خلق ادبیاتی هستند که موجب تحریف و فراموشی مبانی و راهبردهای کلان خواهد شد.
🆔 @Khizeesh
🔘درس آقا به ما برای مواجهه درست با بیانات! 2⃣
اما بعد
الف) در مواجهه با بیانات و کنش های رهبر انقلاب درمورد مذاکره با آمریکا، همانند مواجهه با هر متن و کنش دارای مبنا و منطق دیگری باید حتما بین اصول ، راهبرد ها و تاکتیک ها تفاوت قائل شد.
۱. در اندیشه و کنش رهبران جمهوری اسلامی در سطح مبنایی همواره آمریکا و طاغوت اعظم و شیطان اکبر بوده است.
۲. در سطح راهبردی نیز همواره تکیه بر توان داخلی و رابطه ی گسترده با همه ی دنیا بویژه کشورهای همسایه و همسو در دستور کار بوده و از این قاعده آمریکا به دلایل متعدد حذف شده است. چرا که در رابطه و مذاکره با آمریکای سلطه گر منفعتی نصیب ملت ایران نخواهد شد.
۳. در سطح تاکتیکی اما از ابتدای انقلاب در مواردی با درخواست و اصرار مسئولان مربوطه به صورت خاص اجازهی مذاکره با آمریکا صادر شده است که تقریبا هیچ کدام نیز به نتیجهی مطلوب منجر نشده است که معروف ترین این موارد هم برجام نافرجام است.
اصرار نابجای برخی اصولگرایان قدیمی و نو و برخی مسئولان بخشهای مختلف نظام برای خوانش تاکتیکی از مخالفت های پرتکرار رهبران انقلاب در مورد مذاکره با آمریکا از جمله صحبت های دیروز (۱۹ بهمن ۱۴۰۳) یکی از مصادیق درشت خطا در فهم و تفکیک این سطوح است.
ب) از طرفی در مقام فهم مراد جدی هر متن نیز باید به اصول متعدد فهم عقلایی از جمله اصل مهم ارجاع متشابهات به محکمات توجه کرد. تلاش ده روز اخیر عده ای که میخواستند از بیان واژهی "معامله" در سخنرانی مبعث جواز مذاکره با آمریکا را اثبات کنند، از موارد خطا در همین قاعده است. گذشته از این که سیاق همان سخنرانی مبعث نیز بر خلاف این فهم است چرا که در همان فراز ایشان مشغول بیان خوی استکباری آمریکا و ضرورت پرهیز روابط دوستانهی پنهانی با دشمن هستند.
همان طور که اشاره شد مذاکره با آمریکا پدیده ی مستحدثی نیست که برای نفی و اثبات آن به بیان های مجمل و متشابه استناد شود. سیره و بیان های قطعی رهبران انقلاب اسلامی جهتگیری مبنایی و راهبردی ما را در این باب مشخص کرده. علاوه بر این در مورد مصداق خاص مذاکره با آمریکای ترامپ نیز ایشان در دورهی قبل و پس از خروج ترامپ از برجام موضع واضحی در نفی مذاکرهی مجدد با مضمون " سم بودن مذاکره با آمریکا و سم مضاعف بودن مذاکره با دولت ترامپ" داشتند.
بنابراین جای این نگرانی وجود دارد که عده ای پس از هر سخنرانی رهبری بدون توجه به روش فهم متن عقلایی، با پاره ای از برداشت های سلیقه ای و بیقاعده، کل چارچوب فکری، مبنایی و راهبردی جمهوری اسلامی را وتو کرده و جبههی انقلاب و ملت ایران را دچار تشویش تحلیلی نمایند.
♾ پانوشت:
در همین رابطه بخوانید:
1️⃣دخیل بستن به امام زاده ی تقلبی
2️⃣ جبههی انقلاب و چالش نواخباری گری در مواجهه با بیانات رهبری(بخش اول و دوم )
🆔 @Khizeesh
🔷 وحدت کلمه یا وفاق دورهمی
🖋 سید علی موسوی
📌1: آنچه بیش از محتوای موضع صریح و قاطع رهبر معظم انقلاب در دیدار همافران نیروی هوایی در مورد مذاکرات اهمیت دارد، موقعیت این موضع گیری در زمینه سیاسی کشور است. این موضع صریح و قاطع در زمانی بیان می شد که فضای رسانه ای کشور و مواضع صریح و تلویحی مسوولین ارشد و میانی کشور به شکل پربسامدی تصمیم نظام بر مذاکرات را مخابره می کرد. قند در دل همه آب شد وقتی ترامپ گفت آماده معامله ( و نه مذاکره) با ایران است. هیچ کس به بقیه سخنان ترامپ در همان گفتگوی رسانه ای توجه نکرد. حتی کسی توجه نکرد این گفتگو در حاشیه امضای یادداشت فشار حداکثری بود. هیچ کس متن دستور اجرایی فشار حداکثری ترامپ در زمینه هسته ای و منطقه ای را نمی خواند. هیچ کس به مفاد کامل سخنان ترامپ بعد از دیدار نتانیاهو توجه نمی کند. همه کشور غرق در یک سانسور و سودهی انحرافی بود. این فشار سنگین به اندازه ای بود (و حتی هست) که کمتر کسی از منتقدین جرأت داشت خلاف این سخنی بر زبان بیاورد.
📌2: ای کاش به این نقطه از سکوت نمی رسیدیم که سید علی خامنه ای، یک تنه اسب را زین کند و به میدان جنگ بیاید. امیدوارم میدان را از این نقطه به بعد خالی نکنیم. طبعا خناسان و منافقان از امروز خواهند گفت عامل اساسی گرانی ها سید علی خامنه ای است. حد وسط نیز قیمت دلار است. کسی به شش ماهه اول سال که عملیات وعده صادق و شهادت رئیس جمهور و تهدیدات نظامی مستقیم امریکا بود و قیمت دلار کنترل می شد نگاه نخواهد کرد چرا که همان دستی پشت صحنه افزایش قیمت دلار است که روی زمین به دنبال تحمیل مذاکرات و در نهایت نرمال شدن رفتار ایران در چارچوب خواست امریکا است. دقیقا همان بازی بنزین 98 در حال تکرار است اما با یک تفاوت جدی. در سال 98 رهبر عزیزمان پای تصمیم مسوولین ایستاد واز محبوبیت مردمی اش پای آنان هزینه کرد اما این بار یک تنه در مقابل این تصمیم قد علم کرده است. این ورود خطیر رهبر عزیزمان، نباید با سکوت گذشته، همچنان با اسم رمز «وفاق »، خالی از پشتیبانی بماند. ولله روز قیامت از همه ما سوال می شود. تمامی این سکوت ها ، عذابی دردناک برایمان رقم خواهد زد. کنار بگذاریم جهاد تبیین های شعاری و عافیت طلبانه را. جهاد تبیین باید بتواند در مقابل بدعت آفرینی بایستد. با وسط بازی نمی توان در مقابل فتنه ایستاد. تا وقتی عزیزان مشغول نمایش جهاد تبیین، حاضر به هزینه دادن نشوند، صحنه سیاسی و فرهنگی کشور در دست اصحاب فتنه خواهد ماند و ما نیز در حال دادن شعارهای پوچ و فرمایشی هستیم. نمایش فرمایشی تنها کارکردش تشویه چهره آزاد اندیش و مردمی رهبر معظم انقلاب است.
جهاد تبیین دقیقا در همین موقعیت ها معنا دارد. هنگامی که فتنه گران در مقابل «کلمه حق» تلاش دارند بدعت گذاری کرده و به اسم حق، باطلی را تبلیغ کرده و به کشور تحمیل کنند. نقطه غم انگیز این معادله، سکوت بدنه انقلابی نخبه ای است که به نام رهبری و جهاد تبیین اعتبار و احترامی دارند و گاه برای تحقق همین امر حتی بودجه و امکاناتی نیز در اختیار دارند.
📌3: این بدنه نخبه انقلابی به دو دسته تقسیم می شوند :
دسته اول بدنه انقلابی : حجم گسترده ای از بدنه انقلابی تلقی غلطی از مواضع رهبری در مورد وحدت و وفاق و حمایت از دولت دارند. دیروز مشخص شد این تلقی «وفاق محفلی» غلط است. این دسته وارد وادی «حیرت» شده اند چرا که ایستادن مقابل اصرار و غیرت دولت ، رئیس جمهور و مسوولین بر مذاکره به عنوان تز اصلی اداره کشور را مخالف وفاق و کمک کردن دولت می دانند. تبیین برای این عده حیات بخش است و حرکت آفرین. این دسته از بدنه انقلابی باید بیاموزند چگونه مقابل وفاق بر انحراف پشت سر دولت فعلی بایستد و در عین حال همانند رهبر معظم انقلاب احترام رئیس جمهور را حفظ کند. چگونه دولت را به انجام کارهای درست تشویق کرده و حمایت کنند.
دسته دوم بدنه انقلابی : این گروه از بدنه انقلابی، حجم گسترده ای ندارد. این عده مبادی میلشان تغییر جدی پیدا کرده است. سکوت این عده به امید «زد و بند در ساختار قدرت» و جای گرفتن در محفل وفاق است. این دسته در شرف ورود در میدان «نفاق» هستند. این عده در آستانه خطری بزرگ هستند. خطری که بدنه گسترده نخبگان پیرو خط امام را تبدیل اصلاح طلبان فیلوامریکن کرد. کارگزاری نظام را وارد وادی منفعت طلبی ذیل نظام سرمایه داری جهانی. متاسفانه در قدم بعد بخشی از نخبگان اصولگرایی قدیمی نیز در این وادی به واسطه فشار رسانه ای و سیاسی یا زیست آقازاده ها یا شبکه منافع و ... غرق شدند. نباید بگذاریم گرداب نفاق، تلفاتی جدید از بدنه انقلابی بگیرد.
🆔 @Khizeesh
روی سخن ما در این تحلیل با هر دو دسته برادران انقلابی است:
📌4 : آنچه باعث وحدت عموم مردم می شود، عملیات روانی و بازی های رسانه ای توهمی در کنار زد و بند بالادستی میان محافل قدرت نیست. عملیات روانی وفاق بر کلمه خبثة، از آنجایی که پایه اش بر فریب است، اعتماد واقعی عمومی پدید نمی آورد، حتی قدرت خلق وحدت بر کلمة خبیثة را ندارد. عملیات روانی فریب، تنها می تواند آشفتگی بیافریند و وحدت شکنی کند. زد و بند بر محور منافع محفلی، هرچند می تواند منافع محافل را تأمین کند، اما از آنجایی که روی زمین به بهبود زندگی مردم منجر نمی شود، توهمی است. این محافل نیز چند صباحی روی هم دشنه و شمشیر نمی کشند اما همین قدر که نارضایتی عمومی فوران کند، هریک دیگری را متهم کرده و از آشوب آفرینی علیه دیگری بهره خواهند برد. گوشت قربانی این وسط نظام مظلوم اسلامی و معتقدین به حفظ آن و در رأس آن رهبر عزیزمان خواهند بود که نمی خواهند اجازه دهند این آشوب ادامه یابد. از این رو این کلمة خبیثة علی رغم همه دشمنی ها و رقابت های درونی اش، بر هجمه به این کلمه طبیة به وفاق خواهد رسید.
📌5: در آستانه پیروزی انقلاب، نخبگان انقلابی باید از این معجزه الهی درس بگیرند. اتفاقا تنها «کلمة طیبة» است که امکان خلق وحدت دارد. کلمة طیبة ریشه در عمق فطرت الهی همه بشریت دارد. عامل وحدت فطرت الهی مردم است. صورتی بازی و مداهنة با هوس های مردم، نمی تواند وفاقی در نقطه میانه کلمة طیبة فطرت الهی و خباثت هوس پرستی پدید آورد. (ودوا لو تدهن فیدهنوا) دشمنان و منافقان و منفعت طلبان به دنبال «کلمة خبیثة» و خواسته یا ناخواسته در حال بالا آوردن «کلمة الکفر» و کلمه شرک و ظلم در مقابل کلمة الحق و کلمة عدل هستند. این کلمة را شیطان تزیین و توجیه می کند و با آن فریب می دهد. اهل هوس امکان ایجاد وفاق حقیقی بر کلمة خبیثه را ندارند چرا که خود انسان اند و در اعماق وجود خود فطرت الهی دارند. (فطرة الله التی فطر الناس علیها) . کلمه توحید و کلمه حق می تواند عامل وحدت شود. امام خمینی ابتدا ایمان داشت که کلمة الله هی العلیا. در قدم بعد توانست توده های مردم ایران را متوجه این کلمة طیبة کند و شجرة طیبه انقلاب اسلامی را که اصلش ثابت و فرعها فی السماء است را بنیان بگذارد.
📌6: وحدت آنگاه محقق می گردد که باور کنیم این جبهه بندی ها کاملا صوری است. نه فقط همه بدنه انقلابی فعال، بلکه بدنه انقلابی منفعل نیز آمادگی حضور تمام قد بر محور ولایت کلمة حق را دارد. رئیس جمهور ، رئیس مجلس، رئیس قوه قضائیه، بدنه دولت و مجلس و قوه قضائیه انقلابی اند و نیازمند هدایت به کلمة طیبة حق . به شرطی که به جای حقیقت «وحدت کلمه» که به پیروزی انقلاب اسلامی ختم شد، به «وفاق محفلی» دل نبدند. حتی بیش از این ، نه فقط توده عمومی مردم بلکه بخش زیادی از اعوان و انصار اهل هوس و فسق ، در نهایت از اعماق درونشان به سمت فطرت الهی متمایل اند. مگر ندیدیم معجزه انقلاب را. پس خودمان را سانسور نکنیم و بدون عقب نشینی از حقیقت پرچم کلمة طیبة حق را بالا بگیریم. یقین داشته باشیم فطرت الهی مردم به حقانیت پاکش هدایت خواهد شد. باید بر موضع حق با همان ادبیات فطری کلمة طیبة حق «قرآن» بایستیم. منطق قرآنی مقاومت باید تبدیل به زیست مومنانه ما شود. زندگی با قرآن در ماه مبارک رمضان فرصتی است که از نگاه شعاری خارج شویم و با نگاهی انضمامی در میانه های بحرانی فتنه خطر کرده و نسبت خود را با دو جبهة کلمة طیبة و خبیثة روشن کند. این گونه است که همه نخبگان سیاسی و فرهنگی و فضای عمومی را می توانیم زیر پرچم لا إله إلا الله گرد هم آوریم.
🆔 @Khizeesh
بسم الله الرحمن الرحیم
فرزندان و عزیزانم!
خدا شما را در پرتو نظارت دائمی خویش محافظت فرماید. درود و رحمت و برکات خدایی بر همه شما باد.
من این نامه را در لحظات گرانقدری برای شما مینویسم که اسلام به دست توانای ملت مسلمان ایران و با رهبری امام خمینی -دام ظله- و همیاری سایر نیکمردان و علمای اعلام به پیروزی قاطع و شگفتی در تاریخ معاصر ما دست یافته است.
اینک رؤیاها به حقیقت پیوستند، آرزوها جامه عمل پوشیدند و اندیشهها چونان آتشفشانی خروشان بساط ستمکاران را برچیدند؛ و اینها همه بدان منظور انجام شد که دولت حق و حکومت اسلام در زمین برپا شود.
ما امروز شاهد شکسته شدن صولت ستمکاران و استعمارگران هستیم؛ همانها که اسلام را زندانی کرده و از نشر و گسترش آن بیمناک بودند اما دربهای این زندان با بازوی جوانمردان ایرانی شکست؛ جوانمردانی که از مرگ نمی هراسند و تهدیدهای گردنکشان آنان را از راهی که آغاز کردهاند، باز نمیدارد.
آری، اسلام از چنگال طاغوت رهایی یافته و میرود تا کاخ همه ستمگران را به لرزه درآورد و در جانهای همه مسلمانان، در شرق و غرب زمین، روحی جدید و آرمانهایی نوپدید آورد.
در حال حاضر بر فرد فرد شما عزیزان -که سعادت زیستن در سایه این نظام ارزشمند اسلامی را یافتهاید- واجب است که تمام توان و امکانات خود را به کار گیرید و همه آنچه را در اختیار دارید، برای تحقق این تجربه گرانقدر بذل نمایید و بدانید که گذشت و فداکاری، در آنجا که سخن از بنای استوار اسلام است، مرز و حد ندارد. بخشش و جانبازی، در آنجا که پرچم اسلام برافراشته شده، نباید متوقف شود.
امروز ساختن این بنای جدید به همکاری و همراهی شما نیاز دارد، پس دریغ مدارید!
و نیز باید دانسته شود که مرجعیّت امام خمینی که ایران امروز در تبلور آرمانهای اسلامی خود، مرهون آن است باید به دقت مورد توجه قرار گیرد.
همه شما باید بر گرد این شخصیت ارزنده فراهم آیید، با پاکدلی تمام از مصالح مربوط به ایشان حمایت نمایید و در وجود او ذوب شوید؛ آنچنان که او در اسلام ذوب شده است!
در مرجعیت شایسته، مسأله شخص مطرح نیست، بلکه باید هدف و راه رسیدن به آن در نظر گرفته شود. پس هرگاه مرجع تقلیدی در این مسیر گام گذارد و به اهداف مرجعیت شایسته اندیشید، بر همگان لازم است که در کنار او قرار گیرند و او را یاری رسانند.
نکته مهم این است که در حال حاضر مقام مرجعیت در ایران باید از هرگونه رفتار یا گفتاری که به ضعف و سستی آن بینجامد، به دور باشد و همه تلاشها باید در جهت حفظ این نهاد مقدس به کار گرفته شود.
خداوند از شما دستگیری کند. دیدگان شما را از این پیروزی روشن فرماید، همه شما را در پناه خویش نگاهداری فرماید و شما را اندوختههای عالم اسلامی قرار دهد. سلام و رحمت و برکات خداوندی بر شما ای دوستان خوب من.
امضا: پدر شما
به نقل از کتاب زندگی و افکار شهید صدر، آیتالله سیدکاظم حائری؛ صص 154 و 155
🆔 @Khizeesh
بسمه تعالی
🔰 اقتدارات فرهنگی جمهوری اسلامی1⃣🔰
✍ امیر حسین صباغ
☘ به بهانهی تقارن «ایامالله دهه فجر» با «اعتکاف رجبیّه»؛ «اجتماع میلیونی مسجد جمکران در شب نیمه شعبان» و «اردوهای راهیان نور»
1⃣ انقلاب فرهنگی
از مهمترین اهداف انقلاب اسلامی، اصلاح فرهنگ جامعهی ایرانی بود. اساساً انقلاب اسلامی ایران، بی شکّ قبل از آنکه انقلابی سیاسی باشد، انقلابی روحی و فرهنگی بود. حضرت امام و شاگردان ایشان، ابتدا توانستند فرهنگ و روحیّات مردم را متحوّل کنند و سپس متکّی به همان تحوّل روحی، بزرگترین و پیروزمندانهترین انقلابات تاریخ را رقم بزنند.
2⃣ معیار حکومت اسلامی در امر فرهنگ
بنظر نگارنده، معیار و خطکشی که با آن میشود اسلامی بودن یا نبودن یک حکومت در ساحت فرهنگ را به قضاوت نشست، «فراهم بودن شرایط دینداری» است. حکومت اسلامی آن حکومتی است امکان تدیّن را برای آحاد مردم فراهم آورد. هرکسی که بخواهد دیندار باشد و اظهار دینداری بکند، در حکومت اسلامی باید فرصت و مجال برایش فراهم باشد. دینداری در حکومت اسلامی، راحت و سهل است.
3⃣ از افتخارات جمهوری اسلامی: تأسیس و ترویج قالبهای اظهار دینداری
بیشکّ از افتخارات نظام جمهوری اسلامی مخصوصاً در دهه گذشته، تأسیس و یا ترویج و حمایت از قالبهای بی شمار و گستردهی کار فرهنگی میباشد. به لطف خداوند، آنقدر این قالبها و زمانها فراگیر و پر تعداد شده که تا زمان یکی از این قالبها میگذرد، دیری نمیپاید که فضای عمومی کشور و رسانههای رسمی و مردمی، به سمت برگزاری قالب دیگر خیز بر میدارد. در ادامه به برخی از این قالبها اشاره میکنیم:
🆔 @Khizeesh
🔰 اقتدارات فرهنگی جمهوری اسلامی 2⃣🔰
. اعتکافهای میلیونی؛ که الان یکی از جذّابترین و فراگیرترین قالبهای کار فرهنگی و معنوی شده است؛
. مهمانیهای خیابانی؛ که چند سال است در بعضی ایام خاصّ مذهبی تبدیل به اجتماعی میلیونی در بین خانوادهها گردیده است؛
. راهپیمایی «طریق المهدی» و اجتماع میلیونی در مسجد جمکران در شب نیمه شعبان؛
. اردوهای آسمانی راهیان نور؛ که شاید از قدیمیترین قالب های تأسیسی جمهوری اسلامی در امر تقویت روحیّهی دینداری و شهادتطلبی باشد. جذابیّت این قالب آن قدرهاست که پس از گذشت نزدیک به بیست سال از شکلگیری آن، هر ساله به شرکتکنندگان میلیونی آن افزوده میگردد.
. اربعین؛ این قالب هرچند تأسیسی نیست اما قطعاً فضاسازی و تسهیلگری جمهوری اسلامی در راستای زیارت ایرانیان در ایام اربعین سیدالشهداء علیهالسلام که میلیونها مشتاق را به «طریق الحسین» میرساند، از عظیمترین ظرفیّتهای فرهنگی جامعهی ایران است.
. اجتماع میلیونی زائران حضرت رضا علیهالسلام در ایام شهادت آن امام در مشهد. مشهد هرساله در ایام آخر ماه صفر، میزبان میلیونها مشتاقی است که خود را از نقاط مختلف ایران به حرم رضوی میرسانند. آن اجتماع، از پر جمعیّتترین اجتماعهای مذهبی مردم ایران حساب میشود.
. گروههای سرود؛ با عنایت و تدبیر رهبر حکیم انقلاب در جهت تأیید و ترویج گروههای سرود، شاهد گسترش هرچه بیشتر این گروهها میباشیم. گروه سرود به نقش خویش در دهه شصت بازگشته و با قدرت بیشتری نسبت به آن سالها، تبدیل به یکی از جذّابترین کارهای فرهنگی بین نونهالان و نوجوانان شده است.
. هیئتهای مذهبی؛ گسترش و تنوّع هیئتهای عزاداری امام حسین علیهالسلام و کمک به ترویج آن در سیره رهبر انقلاب و رسانه ملّی، هیئتهای مذهبی را به یکی از جدّیترین و با استمرارترین قالبهای کار فرهنگی و مذهبی در بین جوانان مبدّل ساخته است.
. محافل قرآنی؛ با تدبیر عاقلهی جوانان مؤمن انقلابی و راهاندازی برنامهی وزین «محفل»، شاهد شکلگیری روزافزون محافل قرآنی در سطح کشور میباشیم. جلسات و محافل قرآنی میرود که در آیندهای نزدیک، به یکی از پر استقبالترین قالبهای فعالیّت مذهبی تبدیل گردد.
✅ این قالبهای فرمی و شکلی را اگر ضرب در برخی ایام خاصّ مذهبی نماییم، عظمت خیز فرهنگی جمهوری اسلامی بیشتر نمایان میشود. شبهای قدر، دهه اول محرم، دهه آخر صفر، روز عرفه، عید غدیر و دهه فاطمیه از ایّامی است که فضای عمومی شهرها و رسانهی ملی و پلتفرمهای داخلی، کاملاً تحت تأثیر قرار میگیرد و شاهد یک فضاسازی گسترده در جهت تعظیم شعائر اهلبیت علیهمالسلام می باشیم.
.
جان کلام آنکه در جمهوری اسلامی، امکان دینداری و اظهار آن، بیشتر از هر زمانی برای ایرانیان فراهم آمده است.
همهی اینها از برکت «حکومت» اسلام میباشد.
🆔 @Khizeesh
▫️عقلانیت قرآنی یا تلهی "تلهی جنگ"
✍ احمد قوی
در مقطع پس از طوفان الاقصی و بویژه بعد از ترور سردار شهید سید رضی در سوریه بسیاری از تصمیم گیران و تصمیم سازان کشور معتقد بودند که ضربات رژیم صهیونیستی به ایران تلهی جنگی است که نباید با پاسخ جدی دادن به آن وارد شد. اما در مقابل این نگاه جریان انقلابی معتقد بود که تحلیل این حملات بر اساس منطق تلهی جنگ ، یک خطای محاسباتی جدی است که بر اساس آن دشمن در مورد توان و انگیزه ی نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران دچار خطای محاسباتی شده و این حملات را توسعه خواهد داد.
این اختلاف نظر بویژه در دو مقطع قبل از وعدهی صادق یک و دو بسیار جدی شد که در نهایت با انجام این دو عملیات موقتا از تب و تاب آن کاسته شد. اما پس از حملهی مستقیم رژیم صهیونیستی به خاک ایران در پنجم آذر و شهادت چند تن از عزیزان ارتش دوباره این بحث جدی شد. رهبر انقلاب نیز به مسئولین دستور برهم زدن خطای محاسباتی دشمن را صادر کردند.
اما با وقوع آتش بس بین حزب الله و رژیم صهیونیستی و بلافاصله سقوط سوریه عملا وعدهی صادق ۳ تاحدودی اهمیت قبلی خود را از دست داد و به نوعی بیات شد. توافق آتش بس در غزه نیز عملا فضای منطقه را به ثبات نزدیک کرد که طبیعتا در این شرایط انجام عملیات جدید از سوی ایران بعید به نظر میرسد. چرا که باید دید در شرایط فعلی چه اقدام و چه جنس عملیاتی می تواند محاسبهی دشمن را دچار اختلال کند که طبیعتا در لایهی عملیاتی مسئولین سیاسی نظامی کشور موظف به اتخاذ تصمیم مقتضی هستند.
اما در لایهی کلان بحث و در مورد منطق کلی مواجهه با دشمن که در یک سال اخیر به شدت مورد بحث و اختلاف نظر بود، رهبر انقلاب در دیدار ۱۹ بهمن با نیروی هوایی به این مطلب مهم اشاره کردند که به نوعی پاسخ ایشان به دوگانهی پاسخ به دشمن و یا نیفتادن در تلهی جنگ است:
" دربارهی ما هم نظر میدهند، حرف میزنند، اظهارنظر میکنند، تهدید میکنند؛ ما اگر تهدیدمان بکنند، تهدیدشان میکنیم؛ اگر این تهدید را عملی کنند، ما هم تهدید را عملی میکنیم؛ اگر به امنیّت ملّت ما تعرّض کنند، ما هم به امنیّت آنها تعرّض خواهیم کرد؛ بدون تردید. این، رفتارِ فراگرفتهی از قرآن و دستور اسلام است و وظیفهای است که بر عهدهی ما است. امیدواریم خدای متعال ما را در انجام وظایفمان موفّق بدارد."
در اینجا نکتهی اساسی این است که ایشان این نظر را فراگرفته از قرآن و دستور اسلام میدانند. این یعنی عقلانیت قرآنی و انقلابی در مواجهه با دشمنی در حد و اندازهی آمریکا _چه رسد به اسرائیل_ به این صورت است که در برابر تهدید او تهدید و در برابر ضربهی او ضربه میزند. بنابراین نباید این مساله را به سطوح تاکتیکی و عملیاتی تقلیل داد که در آن بر اساس یک سری مصلحت های تاکتیکی میتوان رویکرد عملیاتی را تغییر داده و عقب نشینی تاکتیکی انجام داد.
🧷 پانوشت:
درس آقا به ما برای مواجهه درست با بیانات
گوشه ای دیگر از پشت صحنه تاخیر در وعده صادق ۲
🆔 @Khizeesh
🔰فهرستی از موانع امت سازی
✍ محمد امامی
راهبرد امتسازی بارها در طول حادثه طوفان الاقصی از سوی رهبرانقلاب خطاب به خواص دنیای اسلام مطرح شد. حتی در خطبه اول جمعه نصر رهبر انقلاب به زبان فارسی بحث از ولایت اجتماعی مسلمین را مطرح کردند. شناخت فهرستی از تهدیدهای دشمن در مقابله با راهبرد امت سازی امکان تامل در دورانی که به بهانه آتش بس به ظاهر فضا آرام شده فراهم شده است:
۱. ناسیونالیزم افراطی
رهبر انقلاب یکی از تهدیدهای دشمن در مقابله با امت سازی را وحدت شکنی با ابزار ایجاد ناسیونالیست افراطی در منطقه می دانند:
"دشمن تلاش ويژهاى براى اخلال در اين امر انجام مىدهد؛ يعنى از طرق مختلف سرمايهگذارى مادّى و معنوى مخصوصى براى ايجاد تفرقه میكند كه بخشى از اين سرمايهگذارى، مربوط به سابق است و مثل تقويت ناسيوناليستهاى افراطى، از قبل از انقلاب است.
در ايران ناسيوناليزم افراطى ايرانىمآبى، در كشورهاى عربى، ناسيوناليزيم افراطى عربى و در كشورهاى ترك زبان، ناسيوناليزم افراطى تركى را تقويت مىكردند. در داخل اين كشورها، هرجا اقليّتى وجود داشت، به تقويت ناسيوناليزم افراطى قومىِ آن اقليّت مىپرداختند." (۱۳۷۵/۱۱/۲۱)
۲. ربودن عناصر وحدت بخش
یکی از مهم ترین عوامل وحدت اسلامی در ایران حذف و سرنگونی رژیم پهلوی از ایران بود؛ به تعبیر رهبران انقلاب همان گونه که در ساحت نفس شیطان مانع وحدت قوا میشود، در ساحت اجتماعی نیز مانع وحدت جوامع انسانی طاغوت میباشد، به همین خاطر یکی از مهمترین تهدیدهای دشمن ربودن نمادهای وحدتبخش امت اسلامی بوده است :
"آنها به اين تلاشها هم اكتفا نكردند و عناصرى را وادار نمودند تا به ايجاد تفرقه بپردازند. چنين بود كه شعارهاى وحدت آفرين امّت اسلام را از دستشان ربودند كه يكى از اين شعارها، موضوع مقابله با صهيونيستهاست. شعار مقابله با صهيونيسم، امر وحدت آفرينى بين ملتهاى اسلامى بود. پيش از اين، ملتهاى مسلمان، در مقابل تجاوز واضح و صريح صهيونيستها به يك كشور اسلامى، با همديگر احساس خويشاوندى و همدردى مىكردند. دشمنان، اين شعار وحدتبخش و احساس اسلامى را شكستند و از بين بردند." (۱۳۷۵/۱۱/۲۱)
۳. انزوای جمهوری اسلامی
اسرائیل با راضی نمودن دولتهای عربی بر سر پروژه تطبیع به دنبال تثبیت جغرافیای خود بود تا پس از آن به دست اندازی منابع کشورهای عربی بپردازد؛ مهم ترین مانع استمرار این پروژه تحقق انقلاباسلامی در منطقه بود به همینخاطر تلاش به انزوای جمهوری اسلامی کردند:
"از روز اوّل انقلاب، تلاش تبليغاتچىها و سياستبازهاى استكبار، آن بوده است كه كشورهاى حاشيهى خليج فارس را از جمهورى اسلامى بترساند؛ براى اينكه بتواند به آنها سلاح بفروشد؛ براى اينكه بتواند در آنجا براى خود، حضور نظامى تأمين كند. من نمىدانم آيا وقت آن نرسيده است كه دلها و ذهنهايى در اين كشورها به خود آيند و بفهمند كه امريكا خير آنها را نمىخواهد؛ بفهمند كه امريكا و تبليغاتچىهاى صهيونيست در همه جاى دنيا- كه طرف خطابشان آنها هستند- نيّتشان اين است كه به خليج فارس بيايند و حضور نظامى پيدا كنند و منافع اقتصادى نامشروع براى خودشان تأمين نمايند و البته اگر بتوانند، فشارى بر جمهورى اسلامى و ملت ايران باشند" (۱۳۷۵/۱۱/۲۱)
۴. تحقیر ملت ها
استخفاف ملت های اسلامی برای خاموش کردن حرکت های اصلاحی در منطقه، یکی دیگر از راهبردهای مقابله با امت سازی بوده است. این راهبرد به دنبال خود باختگی ملتها از گذشته و تاریخ خود می باشد تا در پس آن اراده خویش را در کنترل منطقه و ملتها جاری کنند.
"نقشهی استعمار این است: تاریخ شما را انکار کنند، هویّت شما را انکار کنند، تواناییهای شما را انکار کنند؛ وقتی شما میخواهید نفت کشور خودتان را که در اختیار انگلیس است ملّی کنید، عواملشان در داخل کشور بیایند سخنرانی کنند، بنویسند که «چه حرفها! ایرانی مگر میتواند پالایشگاه آبادان را اداره کند؟ ایرانی آفتابهی گلی هم نمیتواند بسازد»! اینجوری تحقیر کنند ملّتها را. بسیج، نقطهی مقابل این است؛ بسیج، نقطهی مقابل این تحقیر ملّی است. سلطهگران برای اینکه بتوانند تسلّط پیدا کنند، دستکاری میکنند باورهای ملّی را. یک ملّتی یک تاریخی دارد، یک اعتقادی دارد، یک بزرگانی دارد، یک باوری دارد؛ این را دستکاری میکنند، خراب میکنند، تحقیر میکنند." (۱۴۰۳/۹/۵)
#إنا_على_العهد
🆔 @Khizeesh