هدایت شده از میمِ ثاٰنی؛
لاٰبد در جوابِ «میخواهید چکاره شوید؟» در دفترِ چل برگت نوشته بودی:«آدم!» و منتظر ماندی تا دبیر ادبیاتت با چشمهای موشی و تُکمهای از پسِ عدسیهای ضخیم عینکش براندازت کند و بگوید:«خیران! تو دَدِه ننه من و کل مدرسه را یکی کردهای. روزی سه چارتا تُنبان از پای بچهها پایین میکشی و یورتمه کنان دِ بدو. از تو اسب شاید، امّا آدم در نمیآید.» بعد از لای خندهی تخس و تلخ همکلاسیهایت گذشتی و پشت نیمکتی که گوشه کنارش با خودکار بیک حک کرده بودی:«حسن» نشستی.
لاٰبد عکس دسته جمعیِ جشن دیپلمت را که در آن با ریش نرم و کمتراشیده، بالغتر جلوه میکردی، نشان مادرت دادی و گفتی:«سیاحت کن! این تازه اوّلشه ننه. قراره آدم مهمی شم.» بعد کارنامه و عکس یادگاری را گذاشتی لای قرآن تا فوتِ ملائکه بختت را روشن کند و سری بین سرها شوی.
بعد لاٰبد دو سه دهه گذشت و یک چنین شبِ بیستارهای، زیر سوسوی زرد تیر چراغ برق نشستی لب جدول. نگاهِ کدر و میانسالت را در خیابان خلوت گرداندی و خودت را تنها، شانه به شانهی کوهِ زبالهها دیدی. بعد لرزیدی و خاطرت آمد:«آدمِ مهمی نشدهای.»…
حالا ولی لابد خودت فهمیدهای که آن شب سمتِ دیگر شانههای تو، خُدا، لب جدول نشسته بود. یک دستش دور گردنت و با دستِ دیگر جاروی بلندت را نگه داشته بود تا به تیر برق تکیه بزنی و زانوهای پنجاه سالهات را بمالی. نگاهت میکرد و میدانست به آرزویت میرسی. و رسیدی…
تو هم «آدم» شدی، هم «مُهم» خیران!
#میم_سادات_هاشمی
|°@mimsani 🕊
Komiter
لاٰبد در جوابِ «میخواهید چکاره شوید؟» در دفترِ چل برگت نوشته بودی:«آدم!» و منتظر ماندی تا دبیر ادبیا
اینجا رو حمایت کنید، قلمشون عالیه.👌🏻
هدایت شده از جنگآوا
@Jang_AvaEp6 زورگوی مأیوس.mp3
زمان:
حجم:
4.5M
📎 اپیزود ششم: زورگوی مأیوس
📻 @Jang_Ava
Komiter
📎 اپیزود ششم: زورگوی مأیوس 📻 @Jang_Ava
جنگآوا برای خودمونه رفقا، حمایت کنید.
آقاپسرا، آقایون!
این روزای عید، حواستون به خانمای فامیل هم باشه، خیلی زشته که آقایون بشینن یه گوشه و فقط خانما کار خونه انجام بدن.
پاشید تو ظرف شستن و غذا پختن و جارو کشیدن کمک کنید و عصای دست باشید.
بذارید عید برای همه عید باشه و همه استراحت داشته باشن.
اه تو آمریکا اعتراضات مردمی شکل گرفته؟
شنیدم آمریکا ۶۰ هزارنفر از مردمش رو تو این یه روز کشته.😱
بگید آمریکا به مردمش شبی ۳۰۰ هزارتومن پول بده بیان تو خیابون تجمع کنن علیه معترضین.😔