اجازه نده که وحشت از کاغذِ سفید دست و پایت را ببندد و راه اندیشهات را مسدود کند. اینکه منبعِ الهامت خشکیده است، از بهانههای بسیار ساده و پیش پا افتاده است.
باید که تن به کارِ نوشتن بدهی.
باید پشتِ میزِ کارت بنشینی و با سپیدی کاغذ مبارزه کنی. میزِ کارت را رها نکن.
اتاق را ترک نکن.
کاری به کارِ پرداختِ قبضهایت نداشته باش. لازم نکرده بروی ظرفها را بشویی.
نرو صفحاتِ ورزشی را بررسی کن.
ننشین پیامهایت را باز کن.
خودت را مشغول و سرگرم نکن ، مگر زمانی که حسابی جنگیده و از پا افتاده باشی.
باید برایش وقت بگذاری.
اگر حضور نداشته باشی، واژهها پدیدار نخواهند شد.
به همین سادگی.
کالوم مککن
#نکتهیِ_نویسندگی
هدایت شده از مِرحا ¹⁶⁸ | MRHA
740.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آدما توی حرف خیلی خوبن خیلی زیاد،
حرفای قشنگ زیادی هم میزنن، خیلی قشنگ.
اما خب همه اش در حد حرف.
ببین کی مراقب قلبت بوده و عملش هم قشنگ بوده.
با همان چشمهای کودکیتان ببینید
برای نویسنده عمل طبیعی دیدن حتی از توان فکر کردن هم مهمتر است و معمولاً این مهم نادیده گرفته میشود.
جزئیات بصری میتواند به کمک نویسنده بیاید و در زیبایی نوشتههای او تأثیر عمیقی بگذارد. جزئی که به دقت انتخاب شده باشد این توانایی را به خواننده میدهد که به نحوی سحرآمیز محیط پیرامون آن جزء را بازسازی کند.
برای تمرین میتوانید چیزی را انتخاب کنید و با دقت هر چه تمامتر نگاهش کنید. بعدازاینکه چند دقیقه با جدیت به آن شیء نگاه کردید، آن را با کلمات خود تصویر کنید.
مارگارت جراوتی
#نکتهیِ_نویسندگی
شَبهایِروشَن؛
یک سال گذشت.
وقتی باهات آشنا شدم
حس کردم بعد از چندسال سفر طولانی خسته کننده و دشوار بالاخره رسیدم خونه ، یه خونه امن ، که پر از حس خوبِ ؛