eitaa logo
دانلود
مهدیه این چه ویس هایی بود قلبم وایستااااادد
بی صبرانه منتظر این برنامه ایم که مهدیه ویساش رو فرستادهههه
من آقای لیزری را دوست دارمااااا مهدیه میدونی که اصفهانیه
هدایت شده از نفس شناسِ طبقه بالایی!(;
داشتم گوشیو میزدم تو شارژ باباجانم کنار وایساده بودن به گوشی و شارژر نگاه کردن و گفتن: تو با چی شارژ میشی؟ در لحظه دلم به ذهنم دستتتور داد گفتم: با قرآن.
https://eitaa.com/96429255/11502 خود دوستش گفت بهش همشهری بازیییییییی
به هرحالل
مهدیه رومخ اصفانیا نباید بری😂
هدایت شده از نفس شناسِ طبقه بالایی!(;
_ توی ضبط محفل از همون لحظه اولی که جناب حامد اومد پشت میزش نشست پای راستشو مدام با یه ریتم ثابت تکون میداد. چه وقتی ساکت بود و به حرف بقیه گوش میداد چه وقتی حرف میزد و میخندید. ولی از همون لحظه‌ای که مهمون، بسم الله تلاوتشو گفت و شروع کرد به خوندن لرزش و تکونِ پاها تموم شد. امروزم همون آش بود و همون کاسه‌ی لرزش پاها؛ دوباره وقتی آقای سبطین شروع کرد قرآن خوندن این لرزش پاها بود که آروم گرفت و ثابت شد اصن حرفی ندارم؛ ولی مَنْ قَرَاَ الْقُرآنَ وَ هُوَ شابٌّ مُؤمِنٌ اِخْتَلَطَ الْقُرآنُ بِلَحْمِهِ وَ دَمِهِ.. وقتی قرآن با گوشت و خونت آمیخته شده باشه تمومِ وجودت با اختیار و بی اختیار با شنیدنِ صوت قرآن آروم و قرار میگیره؛.. این یعنی اینقدر قرآن خوندی که نه تنها خودت بلکه‌ تموم اعضاء و جوارحت عاشق و تشنه‌ی قرآنه(:"
مرگ یعنی این متن